این سنگ قبر
که با چمن زرد و طلایی پوشیده شده
سنگ قبر خانوادگی کیست؟
این گوسالهی بیعار که روی آن ایستاده
بهچه فکر میکند؟
با خوشحالی سر تکان میدهد
و ماغ میکشد
برای مادرش که او هم عین خیالش نیست
و آن دورها
زیر آسمان سورمهای رنگِ آخر پاییز میچرد.