جملات زیبای کتاب هواپیمایی به آرامی سنجاقک: برگزیده‌ای از دوازده شاعر از آسیای دور | طاقچه
تصویر جلد کتاب هواپیمایی به آرامی سنجاقک: برگزیده‌ای از دوازده شاعر از آسیای دور

کتاب هواپیمایی به آرامی سنجاقک: برگزیده‌ای از دوازده شاعر از آسیای دور

نوع کتاب
۵.۰ امتیاز(از ۲ رأی)
پدیدآورندگان: 
مانا آقایی
انتشارات: 
بوتیمار
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
کاربر حسن ملائی شاعر
۷
هر وقت تنها قدم می‌زنم عصای سیاهم را بالا می‌برم و آن را چند بار محکم به پوسته‌ی سرد و سفت زمین می‌کوبم شاید مردمانی آن سوی کره‌ی خاکی پژواک ضعیف آن را بشنوند و خبردار شوند که من هم هستم.
amirkarimifar
۴
اگر دوست می‌داری تا مرز نابودی دوست‌بدار کمر شکسته در توفان مانند گل سوسنِ یک‌روزه.
کاربر حسن ملائی شاعر
۲
از اعماق تاریک جنگل صدایت می‌زنم من زخم خورده‌ام راه گم کرده‌ام و نیازمند اکسیژنم تا از سیاهی بیرون بیایم کمکم کن من پرنده‌ای هستم که گلوله‌ی تو به او اصابت کرد.
کاربر حسن ملائی شاعر
۰
این سنگ قبر که با چمن زرد و طلایی پوشیده شده سنگ قبر خانوادگی کیست؟ این گوساله‌ی بی‌عار که روی آن ایستاده به‌چه فکر می‌کند؟ با خوشحالی سر تکان می‌دهد و ماغ می‌کشد برای مادرش که او هم عین خیالش نیست و آن دورها زیر آسمان سورمه‌ای رنگِ آخر پاییز می‌چرد.