خدایا، از کلمه درمان نفرت داشت. اگر این کلمه به معنای خوب شدن حال کسی باشد درمان او فرار از مدرسه و با مارتین به اسکله رفتن، یا با کله توی ظرف خرچنگ و کَره شیرجه زدن بود. درمانش دیدن آب نبات و شکلات توی جورابهای کریسمس بود یا خریدن صفه جدید رولینگ استون*۱۳.
معنی درمان در هیل کرست گرفتن شوک با صد ولت الکتریسیته بود. درمان در ویکتوروود نشستن در جمع افرادی بود که از احساسشان درباره بی پدر بزرگ شدن صحبت میکردند. درمان در بروکلین چه معنایی ممکن بود داشته باشد؟