
بریدههایی از کتاب التیام
۴٫۲
(۳۲)
ظهور صورت نخواهد گرفت مگر آنکه منتظران، مشتاق قیام و جهاد باشند و زمینه را برای حاکمیت قسط و عدل فراهم آورده باشند.
NAGAF
تورات سبب انتقال و اسکان هاجر و اسماعیل را حسادت ساره، همسر اول ابراهیم (ع) و بر اثر اصرار او دانسته است. اما از نظر قرآن این ادعا نمیتواند درست باشد؛ زیرا هم هاجر و هم ساره، به صراحت قرآن و انجیل و حتی تورات، زنان مورد خطاب و عنایت خدا و مشمول ملاقات ملائک و رسولان آسمانی بودند. حتی اگر به دلایل بشری، نیاز بود از هم دور باشند، چرا این قدر فاصله؟ و چرا در سرزمینی عاری از آب و زرع؟
1258580
اکنون بنیاسرائیل آزاد است؛ آزاد از اسارت، از قتل پسران و کنیزی دختران؛ از ذلت و تحقیر و بیگاری. اما آزادی به معنای خوشبختی نیست، بلکه فقط زمینهٔ آن است. قوم یا جامعهٔ خوشبخت باید مؤلفههای متنوعی را پدید آورد: قانون، کار و تلاش، مقاومت در دشواریها، ایثار در تنگیها... و سر تمام این پیکره، صبر است. استقلال ریشهٔ درستی است که گاه نسلهای بعد میوهٔ آن را میچینند.
زهرا جاویدی
هانا آرنت، فیلسوف یهودی سکولار، در این زمینه چنین عنوان کرد که دین چیزی جز تاولهای روح زمان نبود که دیگر هرگز احیا نخواهد شد. این نظریهٔ او با انقلاب اسلامی ابطال شد و به دنبال آن میشل فوکو اعلام کرد: ایران (انقلابی) امروز «روح یک جهان بیروح است.»
NAGAF
بنیاسرائیل با همهٔ پیشرفت آموزشی و تجربی و ثبت خاطره در تاریخ، از محل قبر پیامبرشان بیخبرند!
Aram
مبنای منطقی شبیهسازی، این اصل عقلی است: «علل مشابه در شرایط مشابه نتایج مشابه دارند.»
NAGAF
بنیاسرائیل با همهٔ پیشرفت آموزشی و تجربی و ثبت خاطره در تاریخ، از محل قبر پیامبرشان بیخبرند! چرا که موسی (ع) در زمان سرگردانیشان از دنیا رفته بود.
مجهول
«علل مشابه در شرایط مشابه نتایج مشابه دارند.»
مجهول
حال زنده شدن مردهای دیگر بهدست یک پیامبر، دیگر برای آنها نه آیتی تازه بود و نه راضیکننده. مسئلهٔ اساسی آنان، نه دلایل رسالت مسیح (ع) که محتوای رسالت او بود. یهود بهگونهای شگفتانگیز برای خود حق چانهزنی با خداوند، آنهم در مسائل اساسی خلقت قائل بود. در واقع عیسی (ع) با شرک بنیاسرائیل نمیجنگید. احبار و خاخامها و نیز تودهٔ مردم یهود، اکنون بتپرست نبودند، بلکه آنان دنیاگرایان منحرفی بودند که دین را برای دنیای خود میخواستند.
زهرا جاویدی
مسیح (ع) خود یک بنیاسرائیلی بود که از سوی خداوند برای اصلاح امّت بنیاسرائیل و یهود فرستاده شده بود و نه برای پایهگذاری دین و امّتی جدید.
کاربر ۹۴۳۳۱۴۲
بنیاسرائیل باوجود درک نسبتاً عمیق از روزگار سخت انتظار، درک درستی از روزگار پس از ظهور نداشتند؛ چرا که میپنداشتند کار پیامبر موعود آن است که در یک لحظه و با عصا انداختنی دشمنانشان را نابود و جهانی سرشار از لذّت و ثروت نصیبشان کند. غافل از آنکه با ظهور او، هجرت و جهاد و تلاشی سنگین و طاقتفرسا آغاز خواهد شد و نجات آنان در گرو جهاد طبیعی و زمینی خواهد بود. از همین روی به موسی (ع) اعتراض میکردند که پیش از آمدنت آزار میدیدیم و اکنون نیز در سختی و گرفتاری هستیم
r b
«عبرت» یافتن توصیههای صریح حیاتی از توصیفهای صِرف تاریخی در زندگی فردی و اجتماعی است.
Aram
دروغ هرچه بزرگتر و فوقالعادهتر باشد، برای عامهٔ مردم سادهدل باورپذیرتر است
M A H I M A
انسانها معمولا بهترینهایی را که میشناسند و میپسندند، برای فرزندان خود میخواهند. گویی آدمی میخواهد ادامهٔ وجود خود را در نسل خود تضمین کند. آنچه یعقوب برای فرزندان میخواهد و دلمشغولی اوست، قدرت و ثروت، ملک و مملکت نیست. او بهترین و حیاتیترین فراز زندگی، یعنی توحید و خداخواهی را برای فرزندانش میخواهد.
مجهول
استقلال ریشهٔ درستی است که گاه نسلهای بعد میوهٔ آن را میچینند.
Mahya
ایرانیان امّا که اعراب آنان را موالی میخواندند، دارای سابقهٔ فرهنگی درخشان و جوامع مدنی بودند و تقریبا در طول تاریخ هیچگاه بهطور رسمی بتی نتراشیده و بتخانهای برپا نکرده بودند. وقتی که با اسلام روبهرو شدند، پس از مدتی مطالعهٔ نظری و برخورد عملی با بنیامیه و بنیعباس و دیگر خلفای عرب، دست به اقدامی شگفت و نادر زدند. آنان مرزی کاملا گویا و رسا، واضح و شفاف بین اسلام و اعراب ترسیم کردند. اسلام را به دلیل دارا بودن جوهر الهی و آموزههای وحیانی، نگهداشتند و اعراب را طی سالیان دراز جنگ و گریز، از سرزمین خود بیرون راندند.
مجهول
به هر روی، اکنون و در پایان دوران بیابان، بنیاسرائیل آمادهٔ حرکت بهسوی هدف بودند. آنها در منطقهٔ اریحا، روبهروی اورشلیم در اردن فعلی و شرق بحرالمیت مستقر شدند. موسی (ع) کسانی را فرستاد تا منطقه را شناسایی کنند. او به آنان هشدار داده بود که آنچه گردآوری کردهاند، در اختیار کسی دیگر قرار ندهند. این یک هشدار نظامی برای حفظ روحیهٔ قومی بود که باید آمادهٔ نبرد میشدند. پس از پایان برنامهریزی و ارزیابی توان میدان مقابل، موسی (ع) آنان را به جهاد فراخواند که: ای قوم من! وارد زمین مقدسی شوید که خدا برایتان مقرر کرده است و باز پس نگردید که زیاندیده بازمیگردید.
موسی (ع) پیامبر «موعود» بنیاسرائیل در این لحظهٔ حساس و سرنوشتساز، با این پاسخ «منتظران» خود مواجه شد که: «ای موسی! تا وقتیکه جباران در آنجایند، هرگز وارد آن شهر نخواهیم شد. ما اینجا مینشینیم، تو و پروردگارت بروید و نبرد کنید!»
زهرا جاویدی
انگاره و تصویر اساسی بنیاسرائیل از منجی موعود، در طول قرنها با تحریف و انحرافهای بسیار آمیخته شده بود. پیامبری که آنان در انتظارش بودند، موسای پر قِساوتی بود که با لشگری آسمانی خواهد آمد و فرعون و لشگریان و تمام ارکان سلطنت را نابود خواهد کرد، پس از آن کلیدهای قدرت و ثروت را به بنیاسرائیل خواهد سپرد و خود به عبادت خواهد پرداخت.
زهرا جاویدی
یکی از مشکلات نبی اکرم (ص) با یهود این بود که آنان از این جهت که خداوند پیامبر اعظم را از نسل اسماعیل قرار داده است، به علت تعصب نژادی ریشهدار، از پذیرش ایشان طفره میرفتند. اما این آخرین امام موعود، مردی است که حتی بنیاسرائیل از نظر نسب با او احساس غریبی نخواهند داشت. بدین معنا که خداوند در پایان تاریخ، بشر را با «حجّت تامّهٔ کاملهٔ بالغه» روبهرو خواهد ساخت. مهدی موعود امم، مولود تلاقی دو جریان از فرزندان ابراهیم است و سایر مذاهب ابراهیمی با او احساس بیگانگی نمیکنند و او را از آن خود خواهند دانست
r b
عبرت، بشر را از تجربهٔ مکرر فاجعه در امان میدارد و گزینش راهحلها را برای او آسان میسازد.
Aram
آنان که در برابر پیامبران صف میآرایند، انگیزههای متفاوت نفسانی به تعداد جمعیّت خود دارند و مبدا و مقصد آنان بسیار پراکنده و متشتت است. اما از آنجا که مقصد پیامبران و مؤمنان یک حقیقت بیش نیست، فقط آنها دارای ریسمان الهی هستند که میتواند آنان را به مفهوم واقعی: حول کلمهٔ «الله» گرد آورد.
Aram
قرآن ضمن تأیید تلاش یهود برای قتل مسیح (ع) به صراحت به صلیب کشیدن آن حضرت را رد میکند و یادآور میشود که به ارادهٔ الهی، سربازان روم و حامیان یهودی آنان کس دیگری را که به شکل و شمایل عیسی (ع) درآمده بود، به اشتباه و بهجای عیسی (ع) دستگیر و بر صلیب کردند.۱۲۸
نگین
جامعهٔ وابسته و غیرمستقل، بهویژه در خوراک و پوشاک، جامعهای آسیبپذیر و تحت فشار خواهد بود و جامعهای که شباهت به قومی دیگر کند، خصلتهای آن قوم را به خود خواهد گرفت.
مجهول
اکنون بنیاسرائیل آزاد است؛ آزاد از اسارت، از قتل پسران و کنیزی دختران؛ از ذلت و تحقیر و بیگاری. اما آزادی به معنای خوشبختی نیست، بلکه فقط زمینهٔ آن است. قوم یا جامعهٔ خوشبخت باید مؤلفههای متنوعی را پدید آورد: قانون، کار و تلاش، مقاومت در دشواریها، ایثار در تنگیها... و سر تمام این پیکره، صبر است. استقلال ریشهٔ درستی است که گاه نسلهای بعد میوهٔ آن را میچینند.
مجهول
بنیاسرائیل باوجود درک نسبتاً عمیق از روزگار سخت انتظار، درک درستی از روزگار پس از ظهور نداشتند؛ چرا که میپنداشتند کار پیامبر موعود آن است که در یک لحظه و با عصا انداختنی دشمنانشان را نابود و جهانی سرشار از لذّت و ثروت نصیبشان کند. غافل از آنکه با ظهور او، هجرت و جهاد و تلاشی سنگین و طاقتفرسا آغاز خواهد شد و نجات آنان در گرو جهاد طبیعی و زمینی خواهد بود.
مجهول
اهمیت بازگویی این تاریخ در کلام خدا، از این روست که امّت بنیاسرائیل و آیین یهود تنها امّت دینی قابل تعریف و دین مدوّن تا عصر نزول قرآن است. حتی مسیحیت بهرغم کثرت جمعیّت، هرگز امّتی مستقل از یهود نبود؛ چرا که مسیح (ع) خود یک بنیاسرائیلی بود که از سوی خداوند برای اصلاح امّت بنیاسرائیل و یهود فرستاده شده بود و نه برای پایهگذاری دین و امّتی جدید.
هر امّتی، بهویژه امّتی که هویت آن را «باور مشترک دینی» شکل میدهد
:)
غذای بنیاسرائیل در سالهای هجرت و گریز از مصر و حرکت بهسوی کنعان، از آسمان میامد. غذا آماده بود و وقتشان باید صرف تربیت و آموزش میشد. غذا در دو گونهٔ من و سلوی نیازشان را بهکلی برمیاورد، اما پس از مدتی نزد موسی (ع) آمدند و از یکنواختی غذا شکوِه آغاز کردند و تقاضای سبزی و عدس و خیار و پیاز داشتند! این خواستهها تنوعطلبی نابهجایی بود که باعث شد پس از رهایی از ستم فراعنه، دیگر بار مُهر ذلّت و خواری بر پیشانی این قوم بخورد.
:)
یهود، پیامبری نیرومند با اهداف مادی و ارزشهای غالب زمینی بود؛ پیامبری که بتواند حکومت دنیوی را برای بنیاسرائیل، نژادی که برترش میدانستند، فراهم آورد. انبیایی که میامدند، نهتنها چنین آرزویی را برنمیاوردند، امکان برآوردن آن را هم نداشتند.
:)
آتش! این مجازات مردی بود که منطق مسلّم او همه را مبهوت کرده بود. ابراهیم (ع) بتها را شکسته بود و تبر را بر دوش بت بزرگ انداخته بود و حالا همه را برای دریافت حقیقت، بهسوی بت بزرگ راهنمایی میکرد! خورشید و ستاره و ماهپرستان را با برهان خویش به وادی بهت انداخته بود و نمرود را فقط با یک پرسش و پاسخ ساده از اریکهٔ خدایی پایین کشیده بود! بنابراین باید برای سرکوب پیشرفت این منطق توحیدی، ابراهیم (ع) در آتش عظیم و در برابر چشم مردم، میسوخت.
زهرا جاویدی
ابراهیم (ع) نیز از راه شامات بهسوی منطقهٔ کنعان یا فلسطین حرکت میکند.
حرکت و هجرت ابراهیم از بابل به فلسطین سرآغاز انتشار اندیشهٔ توحید در جهان است. تو گویی هجرت از بهترین راههای حفظ و گسترش و انتشار عقیده است.
زهرا جاویدی
