جملات زیبای کتاب امام علی (ع)ِِ؛ قصه‌های زندگی | طاقچه
تصویر جلد کتاب امام علی (ع)ِِ؛ قصه‌های زندگی

کتاب امام علی (ع)ِِ؛ قصه‌های زندگی

قصه‌های زندگانی چهارده معصوم (ع)؛ ۲

نوع کتاب
۴.۶ امتیاز(از ۲۲ رأی)
پدیدآورندگان: 
جواد نعیمی
انتشارات: 
به نشر
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
رضا.صاد
۳۴
- ای علی! مثل این‌که تقاضایی داری و برای کاری آمده‌ای؟ چهرهٔ شوق‌آلودهٔ امام، بر چهرهٔ پیامبر می‌افتد، نگاهشان در هم گره می‌خورد و علی (ع) درحالی‌که به زمین می‌نگرد، می‌گوید: - ای رسول خدا! شما از پیوند خویشاوندی‌مان و از پایداری من در راه دین و از تلاشم در راه پیشبرد اسلام آگاهید. - تو از آنچه می‌گویی بالاتری، ای علی! - در این صورت، اگر صلاح بدانید... . - چه می‌خواهی بگویی؟ - اگر صلاح بدانید، فاطمه را خواستگاری کنم.
کاربر ۱۹۳۷۲۴۸
۱۰
مرا از مرگ هراسی نیست، آن‌هم در راه دفاع از شخصیت گرانقدری چون شما. هیچ بیمی ندارم و با جان‌ودل این کار را خواهم کرد.
کاربر ۱۹۳۷۲۴۸
۹
هیبت و اُبهت علی (ع) مانع از آن شد که کوچکترین آسیبی به وی برسانند.
کاربر ۱۹۳۷۲۴۸
۸
علی‌جان! تو در این جهان و آن جهان برادر منی. سوگند به خداوندی که مرا به‌حق برانگیخته است، من از آن روی، برادریِ تو را عقب انداختم تا تو را در دنیا و آخرت، برادر خویش بخوانم.
flora
۸
- ارزش شمشیری که علی در روز جنگ خندق زد، از عبادت همهٔ جهانیان، برتر و بالاتر است!
کاربر ۱۹۳۷۲۴۸
۷
خداوند اراده کرد که نام علی (ع) چون گُلی خوش‌بو در سینه‌های مؤمنان بروید و همهٔ دنیا را عطرآگین کند.
flora
۵
در این جنگ (جنگ اُحد) آن‌که بیش از همه، فداکاری می‌کرد و هر حمله‌ای را از پیامبر خدا (ص) دور می‌ساخت، علی‌بن‌ابی‌طالب (ع) بود. - ای رسول خدا! آن‌قدر شمشیر زدم که شمشیرم شکست! - بیا بگیر. با این ذوالفقار، نبرد کن. علی (ع) شمشیر پیامبر را گرفت و همچنان به دفاع از رسول خدا ادامه داد تاآن‌جاکه بیش از شصت زخم بر سروصورت و بدنش وارد آمد. در همین جنگ بود که به‌خاطر تلاشها و دلاوریهای امام‌علی (ع)، فرشتهٔ وحی فریاد برآورد که: - لا سَیفَ اِلاّ ذُو الفَقار و لا فَتی اِلاّ عَلِی،
Bahay
۴
- شنیدم که هاتفی گفت: «نامش را علی بگذارید!» - ابوطالب گونهٔ نوزاد را غرق بوسه کرد و گفت: - علی! چه نام زیبایی!
کاربر ۱۹۳۷۲۴۸
۳
«در میان مردم کسی هست که با خدای خویش معامله می‌کند و جان خویشتن را برای رضای او نثار می‌کند و خداوند با بندگان خود مهربان است.»
کاربر ۱۹۳۷۲۴۸
۳
اگر علی بخواهد قیام کند، با این تعداد کمِ پیروانِ حق، در برابر انبوه باطل‌گرایان، نتیجه‌ای جز شکست برای اسلام به‌بار نخواهد آمد.
saeed
۳
صدای مرغابیان، نوحه‌سرایی برای من است!
saeed
۲
در حیاط منزل، مرغابی‌هایی بودند. آنها به‌شتاب پیش دویدند و در برابر علی (ع) پروبال گشودند و از خود سروصدایی شگفت برآوردند. چند نفر خواستند که آنها را دور کنند. امیرالمؤمنین (ع) فرمودند: - بگذارید به حال خود باشند و فریاد کنند. صدای مرغابیان، نوحه‌سرایی برای من است! علی‌بن‌ابی‌طالب سپس به راهش ادامه داد. بر درِ سرای، حلقهٔ در به کمربندش گیر کرد. امام (ع) آن را باز کرد! گویی که مرغابی‌های نوحه‌گر و حلقهٔ درِ بازدارنده، از عمق فاجعه آگاه بودند و دل از علی (ع) برنمی‌کندند!
ZahraRamezanzadeh
۰
فاطمه گفت: - شنیدم که هاتفی گفت: «نامش را علی بگذارید!» - ابوطالب گونهٔ نوزاد را غرق بوسه کرد و گفت: - علی! چه نام زیبایی!
ZahraRamezanzadeh
۰
صفین در مرز عراق و شام قرار دارد. سپاهیان معاویه پیشتر به آن‌جا رفته و آب فرات را در محاصره گرفته بودند تا لشکریان علی (ع) بی‌آب بمانند.