در مشربِ فکری او نشانههایی از ایدئالیسم آلمانی در فلسفه (فیشته)، اگزیستانسیالیسم سارتری ریشهدار در فلسفهٔ هگل، مارکسیسم غیرارتدوکسی (بنیامین آدورنو)، رمانتیکهای ادبی (گوته شیلر)، مکتب رفتارگرایی در روانشناسی و عناصرِ پایهٔ سینمای مدرن قابلتشخیص است؛ آمیزهای از باورهای متناقض که در قالب داستانی بهظاهر ساده، گاه تکهتکه و گاه یکپارچه، بیننده را در تنگنایی عقلانی قرار میدهد. او در هر نما در حال کنترل سوژه و همزمان نمایشگر مفهوم کنترلِ سوژه است.