«از خدمت کردن به بزرگان و اغنیا جز بیگاری چیزی نصیب نشود!»
خلاف رأی سلطان رأی جستن
به خون خویش باشد دست شستن
Mephisto
قدر زر، زرگر شناسد
قدر گوهر، گوهری
Mephisto
«گوش جبار به هیچ عذری نیست بدهکار!»
Mephisto
اما پیش از اعدام به التماس افتاد که: «من جنگجو نیستم و سلاحی حمل نمیکنم. تنها در این شیپور میدمم و این به یقین آسیبی به شما نمیرساند. پس چرا از کشتن من در نمیگذرید؟»
سربازان گفتند: «شاید خودت نجنگی، اما سربازانتان را به جنگیدن تشویق میکنی.»
Mephisto
میهمان گرچه عزیز است همچو نفس
خفه میسازد اگر آید و بیرون نرود
Mephisto
پس به هوش باشید آنچه را در کف دارید به سودای تصویری خیالی بر باد ندهید!
Mephisto
مرا با آدمی که با یک نفس میتواند هم گرما بدمد، هم سرما، هیچ کاری نیست!»
Mephisto
روباه دم بریده پیشنهاد کرد که همه باید خود را از شرّ دمها خلاص کنند. او اشاره کرد که وقتی از سوی سگها تعقیب میشوند، دم تا چه حد اسباب زحمت است؛ و چون میخواهند راحت بنشینند و گفت و گویی گرم و دوستانه با هم داشته باشند، تا چه حد دست و پا گیر
Mephisto