
٪۲۰
yazdaan
۳۲
رژیم فاشیستی ایتالیا، مثل همه رژیمهای تمامیتخواه، توجه خاصی را به کودکان و نوجوانان کرد. بچهها از چهار سالگی باید وارد سازمانهای جوانان حزب فاشیست میشدند. اسباببازیهای بچهها در این مرحله مسلسلهای پلاستیکی و پیراهنهای سیاه بود.
yazdaan
۱۶
در انظار عمومی یا در سخنرانیهای عمومیاش معمولا دست خود را در جیب شلوارش میکرد و بیضههایش را لمس میکرد تا از این طریق خود را از گزند چشمان کسانی که وی آنها را بد و شیطانی تلقی میکرد در امان نگه دارد.
yazdaan
۱۴
اگر فاشیسم معادل با روغن کرچک و چماق شده و نه شور و شوق مغرورانه بهترین جوانان ایتالیایی، مقصر من هستم. اگر فاشیسم نقشهای جنایتکارانه بوده، اگر خشونت از یک جوِّ اخلاقی، سیاسی و تاریخی خاص منتج شده مسئولیتش با من است، زیرا من عامدانه این جوّ را ایجاد کردهام... ایتالیا صلح و آشتی، کار و آرامش میخواهد. من این چیزها را در صورت امکان با عشق و در صورت ضرورت با زور به ایتالیا خواهم داد.»
yazdaan
۹
برای اینکه یک ملت را عظمت ببخشی ضرورتآ باید آنها را به میدان نبرد بفرستی، حتا اگر مجبور باشی با زدن اردنگی به باسنهایشان آنها را وادار به این کار بکنی.»
ekigai
۹
«تیربارانشان بکنید؛ مردگان نمیتوانند هیچ داستانی را تعریف بکنند.»
yazdaan
۷
«فاسد کردن پرولتاریا امر ناممکنی است. کارگران برخلاف بورژواها قادر به خیانت کردن نیستند. بورژواها با ذهنیت مادیگرایشان و با حرص و طمعشان مایه بدبختی ایتالیا هستند. من قلبآ یک سوسیالیست پیر هستم.»
میرزاقلمدون
۷
هیچ جنگی در طول تاریخ محبوب نبوده و در آینده هم هیچ جنگی محبوب نخواهد بود. جنگها فقط زمانی محبوب خواهند شد که پایان پیروزمندانهای داشته باشند.
yazdaan
۶
«به این پرسش فقط میتوان به یک طریق پاسخ داد. فاشیسم یعنی موسولینیسم. بگذارید خودمان را گول نزنیم. فاشیسم به مثابه یک آموزه هیچ چیز تازهای ندارد. این محصول بحران جامعه مدرن است؛ بحران انسانی که دیگر نمیتواند در محدودههای طبیعی قوانین موجود باقی بماند. میتوان این را خردگریزی نامید.
yazdaan
۵
سه سال پیش از این، یک کتاب درسی مخصوص کودکان به چاپ رسیده بود که در بخشی از آن، اینطور سفسطه شده بود: «بچهها باید فرمانبر باشند. حتا آن بچهای هم که حاضر به فرمانبری است اما میپرسد چرا باید فرمانبری کند؟ مثل سرنیزهای است که آن را از کره درست کرده باشند... .»
میرزاقلمدون
۵
من شخصآ پنجاه هزار تفنگ را به پنج میلیون رأی ترجیح میدهم.
yazdaan
۳
هیتلر در ۱۹۲۶ نامهای به رم نوشته و درخواست کرده بود دوچه عکس امضاکرده خود را برایش بفرستد.
yazdaan
۳
من و هیتلر خودمان را تسلیم توهّماتمان کردهایم، درست مثل زوجی مجنون. فقط یک امید برایمان باقی مانده: خلق یک اسطوره.
mazhar nuri
۳
«تیربارانشان بکنید؛ مردگان نمیتوانند هیچ داستانی را تعریف بکنند.»
ekigai
۳
هیچکسی آدم بیطرف را دوست ندارد.
Book
۲
هیچ انسان مطلقآ بد یا خوبی وجود ندارد و واقعیت جایی میان این دو سرِ طیف قرار دارد.
yazdaan
۱
پیشوا جملهای را بیان کرد که باعث مسرتخاطر داماد موسولینی شد: «موسولینی سیاستمدار اصلی در جهان است؛ سیاستمداری که هیچکس دیگری حتا با فاصله زیاد هم نمیتواند خودش را با او مقایسه کند.»
yazdaan
۱
مؤثرترین فرمولها برای یک دیکتاتور غالبآ مبهمترین، و بعضی وقتها حتا بیمعناترین، فرمولهاست.
imaanbaashtimonfared
۱
«فاشیسم یعنی باور داشتن به اینکه صلح مستمر نه امکانپذیر است نه سودمند. تنها جنگ است که انرژی کل بشر را به اوج خود میرساند و مُهرِ بزرگی و بلندمنشی را بر مردمی میکوبد که شجاعتِ مواجه شدن با آن را پیدا کردهاند.»
میرزاقلمدون
۱
هیچکسی آدم بیطرف را دوست ندارد.
میرزاقلمدون
۱
او از آنهایی که جاهطلبی اصلیشان ثروتمند شدن بود به شدت نفرت داشت.
به باور او، این «نوعی بیماری» بود، و همیشه راکفلر را مثال میزد که به رغم ثروت افسانهایاش مجبور بود «شانزده سال آخر زندگیاش را فقط شیر و پرتقال بخورد.»
میرزاقلمدون
۱
«اگر من به جلو میروم شما هم دنبالم بیایید! اما اگر به عقب رفتم، مرا بکشید! اگر مُردم، انتقامم را بگیرید!»
میرزاقلمدون
۱
انگلستان چهار میلیون زن اضافی دارد! چهار میلیون زنِ از حیث جنسی ارضانشده که به صورت تصنعی انبوهی از مسائل را پدید میآورند تا امیال سرکوفته خودشان را برآورده سازند! زنانی که نمیتوانند هیچ مردی را در آغوش بگیرند، طبیعتآ به انسانگرایی رو میآورند
میرزاقلمدون
۱
من تا وقتی که زنده باشم مردم ایتالیا را به حال خودشان نخواهم گذاشت.
احسان رضاپور
۱
بالابانوف که خودش زنی لذتجو بود، در باره دیگر خصوصیات موسولینی نوشت: «او عصبی، هیجانزده، فوقالعاده کفرگو، به شدت کینهجو، و به طرز غیرعادیای بدلباس و انگلصفت بود، به طوری که از کار یدی نفرت داشت و خودش را روشنفکر تلقی میکرد.»
میرزاقلمدون
۱
آلمانیها اربابان سختگیری هستند و شما هم این را خوب خواهید فهمید.»
میرزاقلمدون
۱
سرنوشت! دولتمردان فقط موقعی از سرنوشت حرف میزنند که مرتکب خبط بزرگی شده باشند.
Book
۱
تراژدی موسولینی این است که زخمهایی که او برگشود هنوز التیام نیافته است و چهبسا هرگز هم به صورت واقعی التیام نیابد.
Book
۱
او نسبت به دستاوردهای اقتصادی چنان بیتوجه بود که پی به این واقعیت نبرد، یا برایش اهمیت نداشت، که کل رژیمش به دوشیدن و تلکه کردن مردم رو آورده است.
کاربر ۷۷۳۹۹۲۲
۱
یک اقلیت قدرتمند همواره میتواند دیدگاههای خود را به تودههای مردم تحمیل کند. این درسی بود که هرگز آن را از یاد نمیبرد.
کاربر ۷۷۳۹۹۲۲
۱
خشک کردن باتلاقها، پل، آب، برق، و جاده کردهاند.» این حرف تا حدّ زیادی حقیقت داشت. اینطور احساس میشد که فواید فاشیسم بر مضرات و نقایصش میچربد.
موسولینی طوری رفتار میکرد که گناه لت وپار کردنهای خشن و بیرحمانه مخالفانش به گردن او نیفتد. او در غالب موارد در اجرای این سیاست موفق بود و تا آنجایی که اسناد نشان میدهد، خودش شخصآ دستورات اینچنینی را صادر نمیکرد و حواسش جمع بود که نقش تحریککنندهاش هم برملا نشود. با این حال در پارهای موارد شخصآ درگیر میشد.
