
کتاب حرفهایی برای امروزیها
پدیدآورندگان:
محمدرضا سرگلزاییانتشارات:
بهار سبز٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
کاربر نیوشک
۲۰
«ویل دورانت» نویسندهٔ برجستهٔ کتاب «تاریخ تمدن» مینویسد: «مرگ تمدنها زمانی فرا میرسد که رهبران بهسؤالات جدید پاسخهای کهنه میدهند!»
Mohammad Amin
۱۱
اسپینوزا همچنان عقیده داشت:
The God is not a being, God is being
خداوند «یک موجود» نیست، خداوند «خود وجود» است.
کاربر نیوشک
۱۰
مردم آتن سقراط را «خرمگس» مینامیدند چراکه مانع «چرت دایمی» آنها میشد.
سپهر
۸
«سهیل» میپرسد: «پدر، آیا خوشبختی، فاصلهٔ بین دو بدبختی است یا بدبختی فاصلهٔ بین دو خوشبختی؟!»
تأمل میکنم و میاندیشم، انگار هر دو جمله یک معنا دارد:
با این حال، احساس ما نسبت به این دو جمله یکی نیست:
«زبان» بر احساس و افکار و رفتار ما تأثیر عمیقی دارد.
کاربر نیوشک
۷
در دنیایی که هر ساعت ذهن ما آماج بمباران اطلاعات است بیش از پیش به میراث سقراط نیازمندیم.
غزاله رفیعی
۶
«رعایت فاصلهٔ مقدس».
نظیر این گفته را «جبران خلیل جبران» نیز در فصل ازدواج در کتاب «پیامبر» آورده است، آنجا که بههمسران توصیه میکند: «جامهای یکدیگر را پر کنید اما از یک جام منوشید!»
تعاملی که بتواند نیاز «درک شدن، عشق و احترام» را برای انسانها برآورده کند نیاز به ظرافت خاصی دارد: نه خیلی دور، نه خیلی نزدیک! تشخیص این فاصلهٔ ظریف کار آسانی نیست چراکه این فاصله در هر فرد و هر ارتباط ممکن است متفاوت باشد. در مورد برخی افراد دیدار هفتگی ممکن است فاصلهٔ مناسب را حفظ کند و در مورد افراد دیگر فاصلهٔ ماهانه یا حتی فصلی!
ما برای درک درست این «فاصلهٔ مقدس» نیاز به آموزش و مهارت داریم اما پیش از این که به این آموزش و مهارت برسیم پیشنیاز آن را باید برآورده کنیم:
طرحوارهٔ عصر کشاورزی و جامعهٔ روستایی را «قداستزدایی» کنیم و با این حقیقت مواجه گردیم که این طرحواره کهن برای نیاز امروز ما پاسخگو نیست. آنگاه قادر خواهیم بود «فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم».
Mohammad Amin
۵
پشه کی داند که این باغ از کی است
در بهاران زاد و مرگش در دی است
«مولانا»
((: noor
۵
«قدرت، نسبی است. با دیوارهای بلند، نمیتوان راه را بر طاعون بست، یا با سخنان زیرکانه ماهی را به دام انداخت.»
امین
۴
«کریستین بوبن»، در گفتاری که در ابتدای این فصل آمد، به نکتهٔ مهمی اشاره کرده است: «رعایت فاصلهٔ مقدس».
نظیر این گفته را «جبران خلیل جبران» نیز در فصل ازدواج در کتاب «پیامبر» آورده است، آنجا که بههمسران توصیه میکند: «جامهای یکدیگر را پر کنید اما از یک جام منوشید!»
تعاملی که بتواند نیاز «درک شدن، عشق و احترام» را برای انسانها برآورده کند نیاز به ظرافت خاصی دارد: نه خیلی دور، نه خیلی نزدیک! تشخیص این فاصلهٔ ظریف کار آسانی نیست چراکه این فاصله در هر فرد و هر ارتباط ممکن است متفاوت باشد. در مورد برخی افراد دیدار هفتگی ممکن است فاصلهٔ مناسب را حفظ کند و در مورد افراد دیگر فاصلهٔ ماهانه یا حتی فصلی!
Hamid reza
۴
«جورج اورول» یکی دیگر از نویسندگان برجستهٔ انگلیسی در کتاب «قلعهٔ حیوانات»، داستان اسب پرکاری به نام «باکستر» را ذکر میکند که آنقدر سخت مشغول کار است که به حوادث و تغییرات اطرافش بیتوجه است. شعار «باکستر» این است: «من، کار میکنم». هر چه حیوانات دیگر مزرعه سراغ باکستر خوشطینت و قدرتمند میروند و از «دیکتاتوری در حال تشکیل خوکها» به او گزارش میدهند باکستر رو بر میگرداند و میگوید: «من، کار میکنم». اما با رو برگرداندن از وقایع، واقعیات تغییر نمیکند. «باکستر» روزی به خود میآید که «خوک حاکم» او را به سلاخ میفروشد!
fatemeh hadadi
۳
امروز ضربالمثلهای امروزی میخواهد. من چند ضربالمثل امروزی اختراع کردهام:
«دلترو تربیت کن!»
«با یه چشم دور رو نگاه کن، با یه چشم جلوی پاتو!»
«رانندهٔ خوب، هم حواسش به جاده است، هم به ماشین، هم به بقیهٔ رانندهها، هم به خودش! چهارچشمی نگاه میکند!»
Dexter
۳
قانون «پارتو»:
«ما برای همهٔ کارها وقت نداریم، ما برای همهٔ کارها پول نداریم، ما برای همهٔ کارها انرژی نداریم اما برای مهمترین کارها، وقت، پول و انرژی داریم. مهم این است که بدانیم مهمترین کارها چه هستند».
Mohammad Amin
۲
چونان کرمی که در سیبی نهان است
زمین و آسمان او همان است
«نظامی»
کاربر ۲۵۷۹۳۳۳
۲
«لازمهٔ روشنفکری این است که شخص با هیچ رأی و عقیده، عقد اخوت دایم نبندد بلکه التزام خود به هر رأی و عقیدهای را مشروط به برهانی بودن، استدلالی بودن، معقول بودن و رجحان معرفتی آن رأی و عقیده بداند.»
((: noor
۲
ما برای «به دست آوردن» باید توانایی «از دست دادن» داشته باشیم. باید بدانیم چه اهداف و چه فعالیتهایی را باید متوقف کنیم تا بتوانیم به مهمترین اهداف و فعالیتها دست یابیم.
تپولی خواه
۲
«چارلز دیکنز»، رماننویس معروف انگلیسی، در رمان «آرزوهای بزرگ» از شخصی به نام «خانم هاویشام» صحبت به میان میآورد که سالهاست پردههای اتاق خود را کشیده، ساعت دیواری را ثابت نگه داشته و لباس عروسی خود را در نیاورده است!
از هنگامیکه نامزد خانم هاویشام او را در مجلس عروسی قال گذاشت و رفت سالهای سال گذشته است اما خانم هاویشام نه طرحی برای آینده دارد و نه دست به عملی میزند. او تمام این سالها نشسته است و وقایع گذشته را مرور میکند و ارزیابی مینماید که چرا چنین شد!
من در آدمهای زیادی الگوی رفتاری خانم هاویشام را دیدهام، بنابراین اصطلاح «نشانگان هاویشام» را پیشنهاد میکنم.
حکمت نوری
۲
«قدرت، نسبی است. با دیوارهای بلند، نمیتوان راه را بر طاعون بست، یا با سخنان زیرکانه ماهی را به دام انداخت.»
جورج الیوت
محسن لریایی
۲
یکی از کتابهای مدیریت از مشکلی بهنام «نشانگان هملت» در مدیران نام برده است. مدیرانی که دچار «نشانگان هملت» هستند آنقدر در مرحلهٔ «طراحی و برنامهریزی» گیر میکنند که زمان عمل میگذرد و آنها با کولهباری از طرحها و برنامهریزیها جا میمانند.
غزاله رفیعی
۱
«ویل دورانت» نویسندهٔ برجستهٔ کتاب «تاریخ تمدن» مینویسد: «مرگ تمدنها زمانی فرا میرسد که رهبران بهسؤالات جدید پاسخهای کهنه میدهند!»
احسان رضاپور
۱
بعضی «قراردادهای اجتماعی» مناسب برای «جامعهٔ روستایی»، مناسب «زندگی شهرنشینی» نبودند. اما مشکل اینجا بود که اغلب «قراردادهای مدنی» با گذشت دههها و سدهها تبدیل به «فرهنگ»، «مذهب» و «اخلاق» شده بودند به شکلی که مردم آنها را «فطری، ازلی، الهی و ابدی» تلقی میکردند و تغییر دادن آنها با «مقاومت» مواجه میشد. چه «مقاومت درونی» (به صورت احساس تردید، احساس گناه، احساس ترس) و چه «مقاومت بیرونی» (مقاومت نهادهای اجتماعی که با حذف قراردادهای قبلی محکوم به حذف بودند).
کاربر ۲۱۷۰۳۰۲
۱
آیا نمایشنامهٔ «هملت» اثر «ویلیام شکسپیر»، نمایشنامهنویس برجستهٔ انگلیسی، را خواندهاید؟ «هملت» ولیعهد دانمارک است که پدرش به طرزی مشکوک در خواب فوت میکند و مادر و عمویش با هم ازدواج میکنند و قدرت را به دست میگیرند. «روح پادشاهِ درگذشته» به ملاقات با هملت میآید و ماجرای مسموم شدن خود توسط برادرش و همدستی مادر و عموی هملت را برای او روایت میکند. هملت به این تجربهٔ غیرعادی اعتماد نمیکند و با کمک هنرپیشههای تئاتر صحنهٔ قتل را بازسازی میکند تا با دیدن واکنش مادر و عمویش از تردید رهایی یابد. واکنش آنها هملت را قانع میکند که در حالیکه پدرش در باغ خوابیده بود، عمویش به خوابگاه وی رفته و زهر در گوش او ریخته و او را به قتل رسانده است. اکنون زمان عمل است. هملت باید «کاری» بکند. اما او آنقدر در مرحلهٔ «طراحی» گیر میکند که همهٔ فرصتهای عمل را از دست میدهد.
Mohammad Amin
۱
Greed wants all, loses all(
(حرص و طمع همه چیز را میخواهد اما همه چیز را از دست میدهد)
Mohammad Amin
۱
«دلترو تربیت کن!»
«با یه چشم دور رو نگاه کن، با یه چشم جلوی پاتو!»
«رانندهٔ خوب، هم حواسش به جاده است، هم به ماشین، هم به بقیهٔ رانندهها، هم به خودش! چهارچشمی نگاه میکند!»
fateme I
۱
بسیاری از ما تصور میکنیم «انتخاب کردن» فقط به معنی این است که بدانیم چه چیزی را قرار است به دست بیاوریم در حالیکه بخش مهمی از انتخاب، این است که بدانیم چه چیزهایی را قرار است از دست بدهیم.
fateme I
۱
قانونی در زمینهٔ «خلاقیت» میگوید: «وقتی ۲ راه در پیش داری، از راه سوم برو!»
((: noor
۱
بسیاری از انسانهای صادق و پرکار دچار «نشانگان باکستر» هستند. آنها آنقدر به «عمل» مشغولند که دیگر فرصتی برای «دوباره نگاه کردن» ندارند. دنیا تغییر میکند و آنها همچنان مشغول کار هستند بدون این که بدانند شرایط جدید نیاز به رفتارهای جدید دارد.
((: noor
۱
زندگی دایمی گروهی انسان در فضایی محدود، و شکلگیری مفهوم مالکیت، باعث شد انسانها نیاز به «وضع قراردادهایی» داشته باشند که بتوانند در روابطشان ثبات و اعتماد را تجربه کنند و از نزاع دایمی برکنار باشند. این شد که «قانون» پدید آمد.
((: noor
۱
مهمترین نیاز انسان در عصر شکار، نیازهای جسمانی او بود. در عصر کشاورزی، تأمین نیازهای پایهٔ جسمانی، باعث شد که محور درگیری ذهن انسان، نیاز او به امنیت باشد.
در عصر صنعتی، حداقل امنیت مورد نیاز برای انسان تأمین شده است. بنابراین نیاز به «درک شدن، عشق و احترام» برای انسان اشتغال ذهنی بیشتری ایجاد میکند و بالاخره در عصرِ فرا ـ صنعتی یا پسا ـ مدرن، هستهٔ اشتغال ذهنی انسان، «خودشکوفایی» است.
((: noor
۱
تعاملی که بتواند نیاز «درک شدن، عشق و احترام» را برای انسانها برآورده کند نیاز به ظرافت خاصی دارد: نه خیلی دور، نه خیلی نزدیک! تشخیص این فاصلهٔ ظریف کار آسانی نیست چراکه این فاصله در هر فرد و هر ارتباط ممکن است متفاوت باشد.
((: noor
۱
ضربالمثلها، حکایتها و استعارههای کهن، «لزوماً» پاسخگوی نیازهای زندگی امروز نیستند. هر چند کهنسال بودن نیز «لزوماً» به معنای بیاعتبار شدن یک طرحواره نیست. ملاک اعتبار یک طرحواره، هماهنگی «پیشفرضها» و «نتایج» آن با «پیشفرضها» و «نتایج مورد انتظار» در یک مقطع زمانی ـ مکانی خاص است.
