با رجوع به متون اولیة بودایی درمییابیم که بودا، با فلسفه و عقل فلسفی بر سر مهر نبود و گاهی به تمسخر و ریشخند پرسشهای دور و دراز فلسفی نیز اهتمام میورزید.
بودا در مرتبه نخست معلم اخلاق و اصلاحگر بود و نهیک فیلسوف مابعدالطبیعهای. پیام روشنشدگی او راه زندگی را به انسان نشان میداد که به رهایی از رنج میانجامد. بدین لحاظ، وقتی از او درباره امور متافیزیک نظیر اینکه "آیا روح چیزی جدای از بدن است؟، آیا روح بعد از مرگ باقی است؟، آیا جهان پایانی دارد یا بی پایان است؟ آیا جهان حادث است یا قدیم؟..."، پاسخ او فقط سکوت بود. او از ورود به اینگونه مباحث خودداری میکرد. به دیدگاه او بحث درباره مسائلی که برای پاسخ به آنها دلایل و شواهد کافی موجود نیست، به نقطه نظرات جورواجور میانجامد، شبیه جوابهایی که مردان کور با دست زدن به بخشهای مختلف بدن یک فیل درباره چیستی آن میدادند