
٪۵۰
مادربزرگ💝
۶۴
حرف از دلِ تنگ و بیقرارم بزنم
یا از غم و درد و انتظارم بزنم؟
دلتنگ تو دلتنگ تو دلتنگ تواَم
من با تو چهقدر حرف دارم بزنم
مادربزرگ💝
۳۸
میرقصم و جنبشی در آهنگم نیست
ساز دل هیچکس هماهنگم نیست
دلداری من نمیدهد هیچکسی
دلتنگ کسی شدم که دلتنگم نیست
جوان خراسانی | javan khorasani
۸
یک جامِ پُر از شراب دستت باشد
تا حالِ منِ خراب دستت باشد
این چند هزارمین شبِ بیداریست؟
ای عشق! فقط حساب دستت باشد...
Elahe
۸
دائم به پروپای خودم میپیچم
مانند لباسی از کمد افتاده
Elahe
۷
باران که بیاید و نباشی مرگ است
Mina.
۷
نه ذرهای از زیادوکم حرف زدیم
نه لحظهای از شادی و غم حرف زدیم
تا صبح من و خدا نشستیم و فقط
دربارهٔ تنهایی هم حرف زدیم
یك رهگذر
۵
بازار، پیادهرو، خیابان، خانه
دلتنگیِ تو همیشه همراه من است
راحله
۴
آه از دل بیعاطفهٔ سنگیِ تو
سازی نزدم جز به هماهنگی تو
سلولبهسلولِ وجودم غم توست
تنگ دل من نشسته دلتنگیِ تو
Mahtab
۴
یک جامِ پُر از شراب دستت باشد
تا حالِ منِ خراب دستت باشد
این چند هزارمین شبِ بیداریست؟
ای عشق! فقط حساب دستت باشد...
از دیار غریب
۴
تو آرزوی محال من باش رفیق
من مال تواَم تو مال من باش رفیق
دلتنگ تو دلتنگ تو دلتنگ تواَم
لطفاً نگران حال من باش رفیق
Elahe
۴
ققنوس همین خودِ خودِ دلتنگیست
میمیرد و باز زنده برمیخیزد
علیرضا دولتی
۳
نه ذرهای از زیادوکم حرف زدیم
نه لحظهای از شادی و غم حرف زدیم
تا صبح من و خدا نشستیم و فقط
دربارهٔ تنهایی هم حرف زدیم
جوان خراسانی | javan khorasani
۳
حرف از دلِ تنگ و بیقرارم بزنم
یا از غم و درد و انتظارم بزنم؟
دلتنگ تو دلتنگ تو دلتنگ تواَم
من با تو چهقدر حرف دارم بزنم
Emma
۳
نه نام کسی ورد زبانش باشد
نه هیچکسی دلنگرانش باشد
بیچاره قطاری که تمامِ عمرش
دلتنگتر از مسافرانش باشد
Emma
۳
از آتش خود پرنده برمیخیزد
با شادی و شور و خنده برمیخیزد
ققنوس همین خودِ خودِ دلتنگیست
میمیرد و باز زنده برمیخیزد
یك رهگذر
۲
دلتنگی توست مثل چاقویی که
تا دسته فرورفته درون قلبم
یك رهگذر
۲
دلتنگی تو میکشد آخر من را
باران که بیاید و نباشی مرگ است
arghavan
۲
دلتنگیِ توست مینوازد من را
مضراببهمضراب دلم را بلد است
Elahe
۲
تا صبح من و خدا نشستیم و فقط
دربارهٔ تنهایی هم حرف زدیم
:)
۱
آه از دل بیعاطفهٔ سنگیِ تو
سازی نزدم جز به هماهنگی تو
سلولبهسلولِ وجودم غم توست
تنگ دل من نشسته دلتنگیِ تو
:)
۱
تو آرزوی محال من باش رفیق
من مال تواَم تو مال من باش رفیق
دلتنگ تو دلتنگ تو دلتنگ تواَم
لطفاً نگران حال من باش رفیق
arghavan
۱
با اینهمه مست میخورم امشب هم
در دست تو دست میخورم امشب هم
بنشین سر میز هر شب ای عشق عزیز
من از تو شکست میخورم امشب هم
arghavan
۱
از آتش خود پرنده برمیخیزد
با شادی و شور و خنده برمیخیزد
ققنوس همین خودِ خودِ دلتنگیست
میمیرد و باز زنده برمیخیزد
پالیزبان
۱
دلداری من نمیدهد هیچکسی
دلتنگ کسی شدم که دلتنگم نیست
Elahe
۱
دلتنگی تو راه دلم را بلد است
mahya
۱
سلولبهسلولِ وجودم غم توست
تنگ دل من نشسته دلتنگیِ تو
atena
۱
گفتند بهار است و شده فصل جدید
بیهوده زمین به دور خود میچرخید
هر فصل که بعد از تو به اینجا آمد
تقویم به پاییز جدیدی کوچید
علی دائمی
۰
این چند هزارمین شبِ بیداریست؟
ای عشق! فقط حساب دستت باشد...
arghavan
۰
پلکی بزن و پنجرهام را وا کن
قفل قفس حنجرهام را وا کن
نزدیک بیا مرا بغل کن آرام
آغوش گرهدرگرهم را وا کن
arghavan
۰
شاید بتوان راه بیانش را بست
یا اینکه رگ خون روانش را بست
زخمی که روایتگر دردی باشد،
با چسب نمیتوان دهانش را بست!
