
بریدههایی از کتاب ربایی
۳٫۰
(۱۰)
حرف از دلِ تنگ و بیقرارم بزنم
یا از غم و درد و انتظارم بزنم؟
دلتنگ تو دلتنگ تو دلتنگ تواَم
من با تو چهقدر حرف دارم بزنم
مادربزرگ💝
میرقصم و جنبشی در آهنگم نیست
ساز دل هیچکس هماهنگم نیست
دلداری من نمیدهد هیچکسی
دلتنگ کسی شدم که دلتنگم نیست
مادربزرگ💝
یک جامِ پُر از شراب دستت باشد
تا حالِ منِ خراب دستت باشد
این چند هزارمین شبِ بیداریست؟
ای عشق! فقط حساب دستت باشد...
جوان خراسانی | javan khorasani
دائم به پروپای خودم میپیچم
مانند لباسی از کمد افتاده
Elahe
باران که بیاید و نباشی مرگ است
Elahe
نه ذرهای از زیادوکم حرف زدیم
نه لحظهای از شادی و غم حرف زدیم
تا صبح من و خدا نشستیم و فقط
دربارهٔ تنهایی هم حرف زدیم
Mina.
یک جامِ پُر از شراب دستت باشد
تا حالِ منِ خراب دستت باشد
این چند هزارمین شبِ بیداریست؟
ای عشق! فقط حساب دستت باشد...
Mahtab
بازار، پیادهرو، خیابان، خانه
دلتنگیِ تو همیشه همراه من است
یك رهگذر
تو آرزوی محال من باش رفیق
من مال تواَم تو مال من باش رفیق
دلتنگ تو دلتنگ تو دلتنگ تواَم
لطفاً نگران حال من باش رفیق
از دیار غریب
آه از دل بیعاطفهٔ سنگیِ تو
سازی نزدم جز به هماهنگی تو
سلولبهسلولِ وجودم غم توست
تنگ دل من نشسته دلتنگیِ تو
راحله
نه ذرهای از زیادوکم حرف زدیم
نه لحظهای از شادی و غم حرف زدیم
تا صبح من و خدا نشستیم و فقط
دربارهٔ تنهایی هم حرف زدیم
علیرضا دولتی
حرف از دلِ تنگ و بیقرارم بزنم
یا از غم و درد و انتظارم بزنم؟
دلتنگ تو دلتنگ تو دلتنگ تواَم
من با تو چهقدر حرف دارم بزنم
جوان خراسانی | javan khorasani
نه نام کسی ورد زبانش باشد
نه هیچکسی دلنگرانش باشد
بیچاره قطاری که تمامِ عمرش
دلتنگتر از مسافرانش باشد
Emma
از آتش خود پرنده برمیخیزد
با شادی و شور و خنده برمیخیزد
ققنوس همین خودِ خودِ دلتنگیست
میمیرد و باز زنده برمیخیزد
Emma
ققنوس همین خودِ خودِ دلتنگیست
میمیرد و باز زنده برمیخیزد
Elahe
دلتنگی توست مثل چاقویی که
تا دسته فرورفته درون قلبم
یك رهگذر
دلتنگی تو میکشد آخر من را
باران که بیاید و نباشی مرگ است
یك رهگذر
دلتنگیِ توست مینوازد من را
مضراببهمضراب دلم را بلد است
arghavan
تا صبح من و خدا نشستیم و فقط
دربارهٔ تنهایی هم حرف زدیم
Elahe
آه از دل بیعاطفهٔ سنگیِ تو
سازی نزدم جز به هماهنگی تو
سلولبهسلولِ وجودم غم توست
تنگ دل من نشسته دلتنگیِ تو
:)
تو آرزوی محال من باش رفیق
من مال تواَم تو مال من باش رفیق
دلتنگ تو دلتنگ تو دلتنگ تواَم
لطفاً نگران حال من باش رفیق
:)
با اینهمه مست میخورم امشب هم
در دست تو دست میخورم امشب هم
بنشین سر میز هر شب ای عشق عزیز
من از تو شکست میخورم امشب هم
arghavan
از آتش خود پرنده برمیخیزد
با شادی و شور و خنده برمیخیزد
ققنوس همین خودِ خودِ دلتنگیست
میمیرد و باز زنده برمیخیزد
arghavan
دلداری من نمیدهد هیچکسی
دلتنگ کسی شدم که دلتنگم نیست
پالیزبان
دلتنگی تو راه دلم را بلد است
Elahe
سلولبهسلولِ وجودم غم توست
تنگ دل من نشسته دلتنگیِ تو
mahya
گفتند بهار است و شده فصل جدید
بیهوده زمین به دور خود میچرخید
هر فصل که بعد از تو به اینجا آمد
تقویم به پاییز جدیدی کوچید
atena
این چند هزارمین شبِ بیداریست؟
ای عشق! فقط حساب دستت باشد...
علی دائمی
پلکی بزن و پنجرهام را وا کن
قفل قفس حنجرهام را وا کن
نزدیک بیا مرا بغل کن آرام
آغوش گرهدرگرهم را وا کن
arghavan
شاید بتوان راه بیانش را بست
یا اینکه رگ خون روانش را بست
زخمی که روایتگر دردی باشد،
با چسب نمیتوان دهانش را بست!
arghavan
حجم
۳۶٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۶
تعداد صفحهها
۷۷ صفحه
حجم
۳۶٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۶
تعداد صفحهها
۷۷ صفحه
قیمت:
۵۲,۰۰۰
۲۶,۰۰۰۵۰%
تومان