جملات زیبای کتاب عقاید یک دلقک | طاقچه
تصویر جلد کتاب عقاید یک دلقکsubscriptionAvailable

کتاب عقاید یک دلقک

نوع کتاب
۳.۴ امتیاز(از ۲۲ رأی)
پدیدآورندگان: 
هاینریش بل، شریف لنکرانی
انتشارات: 
انتشارات جامی

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
کاربر ۴۳۸۳۱۲۹
۲
و وقتی زنی که خانه‌اش را اداره می‌کرد مریض بود مثل یک بچه احساس خوشبختی می‌کرد.
کاربر ۲۲۴۹۲۲۷
۱
راستی چه وحشتناک بود اگر نخل‌ها پاره می‌شدند و من به خودم واگذار می‌شدم!
کاربر ۴۳۸۳۱۲۹
۱
چون من زخمی هستم، زانویم، بدون پول، بدون کار ـ و بدون ماری. ولی فردا صبح هم هنوز زخمی، بدون پول، بدون کار و بدون ماری خواهم بود
عماد اصلی
۰
زن‌ها و هنرمندان بیشتر از هر موجود دیگری به کار استثمار می‌خورند و هر نماینده‌ای میان یک تا نود و نه درصد جاکش است.
عماد اصلی
۰
پرسید: «راستی تو چه جور آدمی هستی؟» گفتم: «یک دلقک و لحظات را جمع‌آوری می‌کنم. خداحافظ.» گوشی را گذاشتم.
عماد اصلی
۰
پرسید: «راستی تو چه جور آدمی هستی؟» گفتم: «یک دلقک و لحظات را جمع‌آوری می‌کنم. خداحافظ.» گوشی را گذاشتم.
عاطفه
۰
سکوت اسحله خوبی است.
کاربر ۴۳۸۳۱۲۹
۰
در شهر نجوا می‌کنند، در شهر نجوا پیشه ما این بی‌آرامی برای چه، این تمایل تنها ماندن در تاریکی، در سینماها و کلیساها، در اتاق نشیمن تاریک
کاربر ۴۳۸۳۱۲۹
۰
وقتی آدم یک مرد را دوست دارد، زبانی یکی را دوست دارد، فقط می‌تواند مقصودش، مرد خودش باشد، مردی که با او عروسی کرده است. اوه، ای کلمه کوچک از یاد برده، قورت داده شده!
کاربر ۴۳۸۳۱۲۹
۰
اگر عصر ما مستحق نامی باشد، باید عصر فحشا نامیده شود. مردم به اصطلاحات روسپی عادت می‌کنند.
کاربر ۳۷۶۱۴۰۰
۰
وقتی فکر می‌کنم ماری آن «کاری» را که باید تنها با من می‌کرد، با تسوپفنر می‌کند، مالیخولیایم به حد غیرقابل تحملی شدت می‌گیرد.