هرگز قبل از اینکه شکست بخوری، تسلیم نشو.
Saharnaz
موارِین زیر لب زمزمه کرد: «چرخ آنطور که میخواهد، میتَنَد. هیچ چشمی قادر نیست الگو را ببیند، مگر زمانیکه تنیده شده باشد.»
Estatira Aghajari
«برگ زمانی را که برایش مقرر شده زندگی میکند و در برابر بادی که میخواهد او را با خود ببرد، مقاومت نمیکند. برگ آسیبی به کسی نمیرساند و سرانجام فرو میافتد تا برگهای دیگر را تغذیه کند. زندگی همهٔ مردها هم باید همینطور باشد، همینطور زنها.»
Huram
«در آخرین نبرد بربادرفته،
در برابر سیطرهٔ شب طولانی،
کوهها به نگهبانی خواهند ایستاد
و مردگان به محافظت برخواهند خاست
چراکه گورها، مانعی در برابر ندای من نخواهند بود.»
Huram
پرین احساس کرد که گرگها از سرعتشان کاستند. میدانست که آنها وارد آن محل نخواهند شد. آنها از سگها هراسی نداشتند. به سگها که آزادیشان را فروخته بودند تا بتوانند در کنار آتش بخوابند، به دیدهٔ تحقیر نگاه میکردند، ولی از مردم دوری میکردند.
Huram
نمیشود کاری کنی که طبیعت با خودش به ستیز برخیزد؛ نه برای مدت طولانی. طبیعت شورش میکند. تو باید منظرهای را که ایجاد میکنی، با طبیعت هماهنگ کنی، نه اینکه طبیعت را با منظرهای که میخواهی بسازی، تغییر بدهی.
Huram
بهترین دروغ، اغلب آنقدر مضحک است که دروغ انگاشته نمیشود...
Huram