جملات زیبای کتاب ورود به مرگ‌زار؛ بخش دوم | طاقچه
تصویر جلد کتاب ورود به مرگ‌زار؛ بخش دوم

کتاب ورود به مرگ‌زار؛ بخش دوم

چشم جهان؛ جلد ۱

نوع کتاب
۴.۶ امتیاز(از ۲۳ رأی)
پدیدآورندگان: 
رابرت جردن، بهرنگ مافی
انتشارات: 
انتشارات پریان
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Saharnaz
۵
هرگز قبل از این‌که شکست بخوری، تسلیم نشو.
RozhanBooks
۳
موارِین زیر لب زمزمه کرد: «چرخ آن‌طور که می‌خواهد، می‌تَنَد. هیچ چشمی قادر نیست الگو را ببیند، مگر زمانی‌که تنیده شده باشد.»
Huram
۱
«برگ زمانی را که برایش مقرر شده زندگی می‌کند و در برابر بادی که می‌خواهد او را با خود ببرد، مقاومت نمی‌کند. برگ آسیبی به کسی نمی‌رساند و سرانجام فرو می‌افتد تا برگ‌های دیگر را تغذیه کند. زندگی همهٔ مردها هم باید همین‌طور باشد، همین‌طور زن‌ها.»
Huram
۱
«در آخرین نبرد بربادرفته، در برابر سیطرهٔ شب طولانی، کوه‌ها به نگهبانی خواهند ایستاد و مردگان به محافظت برخواهند خاست چراکه گورها، مانعی در برابر ندای من نخواهند بود.»
Huram
۰
پرین احساس کرد که گرگ‌ها از سرعتشان کاستند. می‌دانست که آن‌ها وارد آن محل نخواهند شد. آن‌ها از سگ‌ها هراسی نداشتند. به سگ‌ها که آزادیشان را فروخته بودند تا بتوانند در کنار آتش بخوابند، به دیدهٔ تحقیر نگاه می‌کردند، ولی از مردم دوری می‌کردند.
Huram
۰
نمی‌شود کاری کنی که طبیعت با خودش به ستیز برخیزد؛ نه برای مدت طولانی. طبیعت شورش می‌کند. تو باید منظره‌ای را که ایجاد می‌کنی، با طبیعت هماهنگ کنی، نه این‌که طبیعت را با منظره‌ای که می‌خواهی بسازی، تغییر بدهی.
Huram
۰
بهترین دروغ، اغلب آن‌قدر مضحک است که دروغ انگاشته نمی‌شود...