جملات زیبا از متن کتاب رباعیات زنجیره‌ای | طاقچه
تصویر جلد کتاب رباعیات زنجیره‌ایsubscriptionAvailable

کتاب رباعیات زنجیره‌ای

نوع کتاب
۳.۶ امتیاز(از ۱۹ رأی)
پدیدآورندگان: 
شهرام شکیبا

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Ali
۸
می‌گفت بیا که رانت‌خواری نکنیم بر گُرده خلق خرسواری نکنیم آقای مدیر با غضب داد کشید: یکباره بگو که هیچ کاری نکنیم
dnl_loop
۶
تایسون‌های‌وطنی آقا پسری که چارتا خواهر داشت از غول چراغ هیکلی بهتر داشت از ورزش بوکس، آمد و، در را بست آرام نشست و زیر ابرو برداشت
خوش
۵
مشغول معاش عالی و کسب شدند دارای هزار گونه برچسب شدند با دوز و کلک، خران همدوره ما رفتند و برای خودشان اسب شدند
zahra zafarani
۴
نکویی در نکویی آفریدند مثالِ خوبرویی آفریدند سبیلی را به سَروی نصب کردند ابوالفضل زرویی آفریدند
f_altaha
۳
خورشیده مده به شام تارم، گمشو لبخند مزن به حال زارم، گمشو ای عقل عزیز، ای نصیحت پیشه من حوصله تو را ندارم، گمشو
muhammad
۳
۸: عارف قزوینی قومی پی دلبران زیبا و جوان قومی همه دل در گرو پیرتران ناگاه یکی عارف قزوینی گفت کای بی‌خبران، راه نه این است و نه آن
matina
۳
ای دوست، بیا که عشق و حالی بکنیم شامی بخوریم و قیل و قالی بکنیم
Kimia Bahari
۲
می‌گفت: گروه و حزب ما خوب‌تر است اهدافِ وی از مال شما خوب‌تر است گفتم که اگر درست گلپر بزنی حتماً عدسی ز لوبیا خوب‌تر است
سپهر
۲
حالا همگی رفیق صد ساله شدند بر روی تناقضاتِ هم ماله شدند دیروز ز باجناق بدتر بودند امروز تمامشان پسرخاله شدند
°•𝐌𝐢𝐬𝐬 𝐬𝐜𝐚𝐫𝐥𝐞𝐭•°
۲
خورشیده مده به شام تارم، گمشو لبخند مزن به حال زارم، گمشو ای عقل عزیز، ای نصیحت پیشه من حوصله تو را ندارم، گمشو
فاطمه کلهر
۲
بی حرف و سؤال، مثل یک برّه بیا خود گلّه بگویدت که چون باید رفت
A m
۲
نمایندگان‌رقیب حالا همگی رفیق صد ساله شدند بر روی تناقضاتِ هم ماله شدند دیروز ز باجناق بدتر بودند امروز تمامشان پسرخاله شدند
متینه
۱
۲۸: کسی‌بیکارنیست بر مرکب بخت خوش سواریم همه از برکت دوست، کار داریم همه بیهوده مگو ز معضل بیکاری عمری است که دائم سرکاریم همه
فریبا
۱
۴۶: استثتائاً دوبیتی به شوق ابروی دلبر دلم تنگ به‌یاد آن لب شکّر دلم تنگ دلم تنگ و دلم تنگ و دلم تنگ همین‌طوری الی‌آخر دلم تنگ
سپهر
۱
می‌گفت: گروه و حزب ما خوب‌تر است اهدافِ وی از مال شما خوب‌تر است گفتم که اگر درست گلپر بزنی حتماً عدسی ز لوبیا خوب‌تر است
سپهر
۱
تهران به‌خدا شهر تماشا شده است بیش از دهه گذشته زیبا شده است جردن به تمام آن سرایت کرده‌ست چون عرضه فزون‌تر از تقاضا شده است
فاطمه کلهر
۱
۲۰: نمایندگان‌رقیب حالا همگی رفیق صد ساله شدند بر روی تناقضاتِ هم ماله شدند دیروز ز باجناق بدتر بودند امروز تمامشان پسرخاله شدند
مهتا
۱
امروز که پر مشتری و کمیابی ای گوشت، درست نیست آلوده شوی
مهتا
۱
بر مرکب بخت خوش سواریم همه از برکت دوست، کار داریم همه بیهوده مگو ز معضل بیکاری عمری است که دائم سرکاریم همه
مهتا
۱
هر خر که من و تو بی هنر می دانیم بین خودشان وزیر یا سلطانی ست
مهتا
۱
می‌گفت بیا که رانت‌خواری نکنیم بر گُرده خلق خرسواری نکنیم آقای مدیر با غضب داد کشید: یکباره بگو که هیچ کاری نکنیم
f_altaha
۰
غارتگر یک هزار و ششصد دل بود دایم درِ کوچه و خیابان ول بود رندی می‌گفت نام او جمشید است هرچند به چشم خواهری خوشگل بود
فریبا
۰
۱۷: آقای مدیرکل با حالتی از نشاط و غم می‌آید آقای مدیر محترم می‌آید آنقدر مدیرکل فراهم شده است امسال دگر اداره کم می‌آید
فریبا
۰
۳۰: کوزه این کوزه چو من عجایبی را دیده‌ست از دیدن حکم قاضیان ترسیده‌ست این دسته که روی سر آن می‌بینی مشتی‌ست که بر فرق خودش کوبیده‌ست
dnl_loop
۰
می‌گفت: گروه و حزب ما خوب‌تر است اهدافِ وی از مال شما خوب‌تر است گفتم که اگر درست گلپر بزنی حتماً عدسی ز لوبیا خوب‌تر است
dnl_loop
۰
عاقبت‌به‌خیر «یک چند به کودکی به استاد شدیم یک چند به استادی خود شاد شدیم» آخر پس از این علوم و تحصیل هنر بیکار نشسته‌ایم و معتاد شدیم
AmirmohammadYavari
۰
سکوتم از رضایت نیست چندی است که دادگاه فعال شده‌ست سرگرمِ ز بیخ کندنِ قال شده‌ست ای دوست، گمان مبر که ما بی‌نمکیم از ترس کمی زبانمان لال شدهست
محمد
۰
۴۴: روایت‌فتح با ناله و اشک و آه و غم می‌گوییم پاکت بدهید دم به دم می‌گوییم هرچند که بیست سالمان است، ولی از آوینی خاطره هم می‌گوییم
محمدرضا
۰
ای دوست، بیا که عشق و حالی بکنیم شامی بخوریم و قیل و قالی بکنیم بشکست اگر تغار و تقّش برخاست پولی بدهیم و ماست‌مالی بکنیم
محمدرضا
۰
ما را به هوای خویش وامگذارید هر کرّه‌خری طویله‌ای می‌خواهد