جملات زیبای کتاب دختر ستاره‌ای همیشه عاشق | طاقچه
تصویر جلد کتاب دختر ستاره‌ای همیشه عاشقsubscriptionAvailable

کتاب دختر ستاره‌ای همیشه عاشق

نوع کتاب
۴.۰ امتیاز(از ۱۶ رأی)
پدیدآورندگان: 
جری اسپینلی، فریده اشرفی
انتشارات: 
ایران‌بان

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Nuage
۹
گاهی اوقات زندگی راه خودش را در پیش می‌گیرد و انسان را دنبال خودش می‌کشاند.
Nuage
۶
تو تمام فضا و زمان مرا تسخیر کردی. اما چون در زمان حال من حضور نداری، وقتی به آینده‌ام نگاه می‌کنم، چیزی... نمی‌بینم. ناراحت‌کننده نیست؟ و احمقانه؟
Nuage
۴
یه نفرت کوچولو خیلی‌خیلی ادامه پیدا می‌کنه و باقی می‌مونه. بزرگ می‌شه و بزرگ می‌شه. و گشنه‌اس.» «مثل دارتینی؟» «حتی از اونم گشنه‌تر. تو با آدمای بیشتر و بیشتری، بهش غذا می‌دی، و هرچی بیشتر بخوره، بیشتر می‌خواد. هیچ‌وقت راضی نمی‌شه. و خیلی‌خیلی زود می‌بینی که تمام عشقی رو که تو قلبت داشتی، از اون تو درآورده» به قلبش اشاره کردم؛ به قفسهٔ سینه‌اش نگاه کرد ـ «و تمام چیزی که برات می‌مونه، یه قلب پر از نفرته.
Nuage
۴
با اینکه جسم ما در دو ایالت، جدا و از هم دور است، ستاره‌های وجودمان در یک مکان افسون‌شده در کنار هم هستند.
Nuage
۴
آن چشم‌ها فقط به مکانی دیگر و زمانی دیگر می‌نگریستند.
n_qba
۴
تا حالا گفتم از چی خیلی متنفرم؟» گفتم: «نه.» «از آدمایی که به حیوونای خونگی‌شون مثل یه "بچه‌خوبهٔ کوچولو یا گاوچرون‌ها، دلقک‌ها یا بالرین‌ها لباس می‌پوشونن. به طوری که انگار خودِ سگ، گربه یا لاک‌پشت بودن کافی نیست. تغییر لباس طبیعت!»
n_qba
۴
دنبال من نگرد! بگذار فقط افسانه‌وار همان جا که هستیم و هر که هستیم بمانیم. تو خودت باش و من هم خودم، امروز و امروز و امروز؛ و بگذار آینده به فردا اعتماد کند. بگذار ستاره‌ها مراقب ما باشند. بگذار در مدارهای خودمان حرکت کنیم و مطمئن باشیم که در آینده به یکدیگر برمی‌خورند. امیدوارم تجدید دیدارمان نه یک یافتن و پیداشدن که تصادفِ شیرین سرنوشت‌مان باشد! باز هم دوستت دارم و ...
83 FATEMEH❤️
۳
در امروز زندگی کن. نه دیروز. نه فردا. فقط امروز. در لحظه‌ها زندگی کن. لحظه‌های امروزت رو به فردا کرایه نده.
n_qba
۲
روزهای معمولی، مخلوقات معمولی. زندگی معمول، همیشگی و هرروزی ـ اما حالا انگار همهٔ اینها خیلی خاص هستند، پیش‌پاافتاده‌ترین حرکت‌ها، با شور و هیجان و درخشش همراه است، انگار برقی از پرتوی طلایی خورشید به همهٔ کسانی که آن روز از "تپهٔ تقویم" پایین آمدند چسبیده است.