جملات زیبای کتاب مرکز مشاوره | طاقچه
تصویر جلد کتاب مرکز مشاورهsubscriptionAvailable

کتاب مرکز مشاوره

نوع کتاب
۳.۹ امتیاز(از ۷ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
مادربزرگ💝
۱۶
بود تصویر او چو نقلی تَر عکس او از خودش کمی بهتر از کمالات او عجب کردم در فراقش سه ماه تب کردم عاقبت وضع اضطراری شد صحبت از عقد و خواستگاری شد مهربانانه گفت «مهریه زخم‌ها می‌زند به قلب و ریه» با کلامش قوی شدم، در دم هشتصد سکه مهر او کردم عاقبت حال بعد نه، ده سال مانده ایشان به گردنم چو وبال
مادربزرگ💝
۹
اگر مشاور گیر نیاوردید ستون «سنگ صبور» مجله‌ها را که ازتان نگرفته‌اند. نامه بنویسید تا جواب مقتضی مبذول دارند. خدمت آن عزیز، «سنگ صبور» یک سلام بلند از ره دور شُهره در بازکردن گره‌ای تو خودت مرکز مشاورهای مانده‌ام بنده بیخ آن ریشت سفره دل بگسترم پیشت آن‌که با مغز رفته در چاله این منم یک جوان سی ساله سال‌ها پیش از این غلط کردم دختری پایه شد، وَ چت کردم دختری ساده، مهربان و نجیب که بلد بود کارهای عجیب آن هنرها که بود در مشتش چکه می‌کرد از هر انگشتش