مضمون تمام قصهها، اگر عشق و سفر و مرگ نباشد، بیقراری و دلهره و بیگانگی است. بچهها قصه ندارند؛ رؤیا دارند. پیرمردان و پیرزنان قصه ندارند گذشتهای انباشته از اتفاق دارند. این میانه اما در فاصلهٔ تولد و مرگ است که قصهها ساخته میشوند و از دستی به دستی میافتند تا آخرِ کار نویسندهای، مؤمن و صبور ثبتشان کند، روایتشان کند و کاری کند که از مرز اتفاقی افتادنی بگذرند و خاطرهای ماندگار شوند.