جملات زیبای کتاب داستان‌های برنده‌ی جایزه‌ی او ٫ هنری ۲۰۱۸ | طاقچه
تصویر جلد کتاب داستان‌های برنده‌ی جایزه‌ی او . هنری ۲۰۱۸subscriptionAvailable

کتاب داستان‌های برنده‌ی جایزه‌ی او . هنری ۲۰۱۸

نوع کتاب
۳.۴(از ۵ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
لورا فرمن، ساقی نخعی‌زاده
انتشارات: 
انتشارات خوب

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
yasaman
۲
با به زبان آوردن آنچه در فکرم بود به دنیای غریبی پا می‌گذاشتم. زندگی‌ام تا پیش از آن لحظه معلق بود، مانند وقتی هوای بیرون واقعاً گرم و دم‌کرده باشد و بدانی می‌خواهد باران ببارد، و آن همه رطوبت شکافته خواهد شد و دل ابر از آب خواهد ترکید. می‌ایستی و منتظر می‌مانی و می‌مانی زیر آن آسمان خاکستری، اما آب از آب تکان نمی‌خورد. تا اینکه می‌آید، می‌بارد، دیرتر از دیر، شب هنگام که دیگر فرقی نمی‌کند برایت، زیرا که در خانه‌ای و در امن و امان.
Sepehr Danaiefar
۱
هیچ‌چیز بدتر از این نیست که بدانی دقیقاً چه مدت ناچاری خوشایند بمانی، لبخند بزنی و صداهایی از خودت خارج کنی که نشانهٔ توافق همدلانه باشد، و به سؤال‌های دیگری فکر کنی که صرفاً مکالمه برقرار بماند.
Sepehr Danaiefar
۱
می‌خواست از زمین فرار کند اما نمی‌خواست بمیرد، پس به سن فرانسیسکو می‌رفت تا کنار اقیانوسی که پیش از آن ندیده بود بنشیند و از کسانی که دوستشان می‌داشت دور باشد.
khazar
۱
آیا شما از این دقایق بی‌پایانِ بین زمانی که قرار است مهمانانتان وارد شوند، و لحظه‌ای که سرانجام زنگ در را می‌فشرند متنفر نیستید؟
khazar
۱
«وقتی به انگلیسی حرف می‌زد یک آدم دیگه بود، کسی که من عاشقش بودم. من هم آدم دیگه‌ای بودم، کسی که عاشق اون بود.»
yasaman
۰
خورشید بود و خورشید و باز هم خورشید. وقتی هوا آفتابی است نمی‌توانی به ازدست‌دادن فکر کنی. همه چیز بازتاب دارد. پنجره‌های کثیف و خاک‌گرفته در همه طرف ساختمان‌ها تصویر گنگی از صورتی خسته و غمگین ارائه می‌دهند. چشمانت تابه‌تاست و اتاق‌ها کج به نظر می‌آیند؛ و آسمان تحمل‌ناپذیر است. بعد وقتی که مثل یک لاک‌پشت یا کرم یا هر چیز دیگری که اهل لانهٔ تاریک باشد، پتوهای سنگین و ضخیم را دور چوب پرده می‌اندازی، غبار همه جا به پرواز درمی‌آید. عطسه می‌کنی و پتوها را با گیره‌های بزرگ کاغذ، نوارچسب متالیک، یا هر چیز دیگر طوری محکم می‌کنی که انگار قرار است مدت طولانی از روشنایی در امان باشی. این حال و هوای من در اولین روزهای بیست‌ویک‌سالگی‌ام بود