جملات زیبای کتاب هیچ‌کس مثل تو مال این‌جا نیست | طاقچه
تصویر جلد کتاب هیچ‌کس مثل تو مال این‌جا نیست

بریده‌هایی از کتاب هیچ‌کس مثل تو مال این‌جا نیست

انتشارات:نشر چشمه
امتیاز
۳.۳از ۱۶ رأی
۳٫۳
(۱۶)
آدم دائم حس می‌کند توی این دنیا تنهاست و بقیه باهم لیلی و مجنون‌اند، اما واقعاً این‌طور نیست. عموماً آدم‌ها خیلی همدیگر را دوست ندارند.
arshia
وقتی چیزی را با تمام وجود می‌خواهی سختی می‌کشی اما از این خواستن اصلاً ناراحت نیستی.
کاربر ۹۴۶۹۴۲
یواش گفتم، تقصیر تو نبوده. شاید این واقعاً تنها چیزی بود که همیشه می‌خواسته‌ام به کسی بگویم؛ و می‌خواسته‌ام کسی به من بگوید.
gilda
حوصلهٔ پسرک داشت سر می‌رفت و این نشان می‌داد که دارد بزرگ می‌شود. من داشتم افسرده می‌شدم و تقصیر خودم هم بود.
arshia
کلی کار هست که باید انجام بدهم. وقتی گفتم «کلی کار» دست‌هایم را از هم دور کردم تا حجم کار را نشان بدهم. او به فضای بین دو کف دست من خیره شد و پرسید آکاردئون می‌زنم یا نه. می‌توانستم آکاردئون را بین دست‌هایم حس کنم و اگر می‌گفتم بله چه‌قدر تحت‌تأثیر قرار می‌گرفت. گفتم نه.
arshia
من هیچ‌وقت با این توجه و دقت کاری را انجام نداده‌ام. مشکلم در زندگی همین بوده. همیشه می‌خواسته‌ام سروته همه‌چیز را هم بیاورم، انگار که دنبالم گذاشته باشند. حتا در کارهایی که آرامش در آن‌ها شرط اصلی است هم همین‌طورم. مثلاً چای آرام‌بخش را طوری فرو می‌دهم که انگار در مسابقهٔ «چه کسی می‌تواند سریع‌تر چای آرام‌بخش بنوشد» شرکت کرده‌ام.
gilda
مشکل خاصی وجود ندارد. فقط حس می‌کنم به امان خدا رها شده‌ام. مثل این است که قایقم دو روز پیش از اسکله جدا شده باشد و حالا در سفر باشم.
gilda
گفتم، تقصیر تو نبوده. شاید این واقعاً تنها چیزی بود که همیشه می‌خواسته‌ام به کسی بگویم؛ و می‌خواسته‌ام کسی به من بگوید.
Melika Ghorbani
ذهن هوشیار خیلی‌وقت‌ها اشتباه می‌کند و عاشق آدمی می‌شود که نباید.‌ اما وقتی توی چاه افتادی و دستت به هیچ‌جا بند نیست، چشمت هم نباید از اشتباه بترسد
arshia
تردید داشتن اشکالی ندارد. اما همه‌چیز را ستایش کنید، ستایش، ستایش.
arshia
همیشه می‌خواسته‌ام سروته همه‌چیز را هم بیاورم، انگار که دنبالم گذاشته باشند. حتا در کارهایی که آرامش در آن‌ها شرط اصلی است هم همین‌طورم. مثلاً چای آرام‌بخش را طوری فرو می‌دهم که انگار در مسابقهٔ «چه کسی می‌تواند سریع‌تر چای آرام‌بخش بنوشد» شرکت کرده‌ام
arshia
به چشم‌هایش نگاه کردم. باز بودند اما مثل مغازه‌ای تعطیل و متروک، کرکره‌شان پایین کشیده شده بود و نوری نداشتند.
gilda
وقتی توانستی زیبایی یک درخت را ببینی، آن‌گاه درک خواهی کرد که عشق چیست.
lady of the lake
وقتی چیزی را با تمام وجود می‌خواهی سختی می‌کشی اما از این خواستن اصلاً ناراحت نیستی.
maedeh
گاهی‌وقت‌ها توی رختخواب دراز می‌کشم و سعی می‌کنم بفهمم واقعاً کدام دوستانم برایم اهمیت دارند و همیشه هم به یک نتیجه می‌رسم: هیچ‌کدام
maedeh
این آدم فکر می‌کند شاید مسابقه‌ای در المپیک برای حبس نفس زیر آب وان وجود داشته باشد. اگر این‌طور باشد این آدم قطعاً در مسابقه برنده می‌شود. یک مدال المپیک شاید این آدم را در نظر همهٔ آدم‌هایی که می‌شناخته رستگار کند. اما چنین مسابقه‌ای وجود ندارد و رستگاری هم در کار نیست. این آدم ناراحت است که بختش را برای محبوب دیگران بودن از دست داده. وقتی این آدم به رختخواب می‌رود سنگینی این تراژدی را بیشتر روی سینه‌اش حس می‌کند.
Mahya.M

حجم

۵۶٫۲ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۸۷

تعداد صفحه‌ها

۸۸ صفحه

حجم

۵۶٫۲ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۸۷

تعداد صفحه‌ها

۸۸ صفحه

قیمت:
۵۵,۰۰۰
تومان