
Farid
۴
خوشبختانه غیر از غرورش، هیچ جای بدنش نشکسته بود
یك رهگذر
۳
زمان یه هدیهی باارزش و استثناییه. باارزشتر از پول و باارزشتر از هر چیزی توی این دنیا. انسان هرگز قادر نیست زمان از دست رفته شو دوباره بهدست بیاره. وقتی یک ساعت، یک هفته، یک ماه، یک سال سپری شد، دیگه هرگز برنمیگرده.
🌷
۲
شاید نتوانیم زمان را به کسی هدیه دهیم اما میتوانیم آن را در کنار هم و با هم قسمت کنیم.
Farid
۲
لو تنها نبود. خودش کنارش نشسته بود.
یك رهگذر
۱
دریا جادوی غریبی دارد که همه را به خود جذب میکند. همهی مردم دوست دارند نزدیک آن خانه داشته باشند، در آن شنا کنند، بازی کنند و به آن خیره شوند. زندگی در وجودش جریان دارد و مانند هنرپیشهی یک صحنهی بزرگ غیرقابل پیشبینی است. گاهی آرام و مهربان است و مهمانش را با آغوش باز میپذیرد اما گاهی خشم در وجودش طغیان میکند، سرکش و یاغی میشود و به ساحل میتازد و جزیرهها را درهم میکوبد. گاهی هم شوخطبع و دوست داشتنی است. از بودن با مردم لذت میبرد، با امواجش سر به سر بچهها میگذارد، تخته شناها را حرکت میدهد، از زیر پای موج سواران فرار میکند و گاهی هم به کمک قایقرانها میآید و همهی اینها را با شوخطبعی که در قلبش نهفته است، انجام میدهد.
یك رهگذر
۱
عشق من، من بدون تو هرگز نمیتونم راه راست رو پیدا کنم.
Farid
۰
زمان کافی به وجودمان گرما میبخشد و زمان از دست رفته سرما بر جای میگذارد. زمان با ارزشتر از طلاست. قیمتی تر از الماس، گرانبهاتر از نفت و ارزندهتر از هر گنجی است. منبع زمان هر انسانی پایانپذیر است زمان قادر است در قلبهایمان انقلابی بر پا کند. پس بهتر است به بهترین نحو از آن استفاده کنیم.
شاید نتوانیم زمان را به کسی هدیه دهیم اما میتوانیم آن را در کنار هم و با هم قسمت کنیم.
n re
۰
روز کریسمس به آنهایی تعلق دارد که سقفی بالای سرشان است سایرین سهمی در این جشن ندارند.
n re
۰
«اون موقع همه چیز رو یه جور دیگه میدیدم. اهل عمل بودم. همیشه آرزو داشتم پرکار باشم.»
در طول چهل سال خدمتش به آنچه که آرزو داشت رسیده بود ولی حالا پشیمان بود. دلش میخواست هدیهای را که آرزو کرده بود پس بفرستد و به جای آن زمان از دست رفتهاش را پس بگیرد.
