
کتاب کمیل و حبیب بن مظاهر
شهیدان وارسته
پدیدآورندگان:
محمد محمدی اشتهاردیانتشارات:
به نشر٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
کاربر ۱۹۳۷۲۴۸
۰
روزی پیامبر (ص) با جمعی از اصحابش عبور میکردند. در مسیر راه دیدند بچهها با هم بازی میکنند. پیامبر (ص) یکی از بچهها را روی زانو گرفت و بوسید و بسیار به او محبت کرد. یکی از حاضران از علت آن پرسید. پیامبر (ص) فرمود: «روزی این صَبِی (بچه) را دیدم که با حسین (ع) بازی میکرد و خاک زیر پای حسین (ع) را برمیداشت و به صورت و چشمش میکشید. من این بچه را بهخاطر آنکه پسرم حسین (ع) را دوست دارد، دوست دارم. جبرئیل به من خبر داد که همین بچه در حادثهٔ کربلا جزء یاران حسین (ع) خواهد بود.»
کاربر ۱۹۳۷۲۴۸
۰
«سَلُونِی قَبْلَ اَنْ تَفْقُدُونی؛ پیش از آنکه از میان شما بروم، از من سؤال کنید»