جملات زیبا از متن کتاب سعادت زناشویی | طاقچه
تصویر جلد کتاب سعادت زناشویی

کتاب سعادت زناشویی

۳.۵(از ۷۸ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
لئو تولستوی، سروش حبیبی
انتشارات: 
نشر چشمه

قیمت:

۱۱۴,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
«آدم فقط وقتی خوشبخت است که برای دیگری زنده باشد»
viana
۲۵
من نمی‌توانم به کسی خشم بگیرم. برای من خطای نابخشودنی وجود ندارد. خطاهای دیگران همه یا ترحم‌انگیز است یا تفریح آمیز.
نیلوفر معتبر
۲۰
سعادت راستین در زندگی یکی بیش نیست و آن این است که انسان برای دیگری زندگی کند.
pejman
۱۶
یعنی خودت را بابت گذشته ملامت نمی‌کنی؟ مرا ملامت نمی‌کنی؟» «هرگز! بهتر از آن‌چه گذشت ممکن نبود.»
Hossein shiravand
۱۳
وقتی بهترین سال‌های زندگی این‌طور بر باد می‌رود فایدهٔ کار چیست؟
محمدرضا
۱۲
آیا نبایست پیش از آن‌که بگویم "دوست‌تان دارم" تأمل کرده باشم؟ آخر من چه دارم که نثارتان کنم؟ بله، البته جز عشقم هیچ ندارم!
نیلوفر معتبر
۱۰
کاتیا گفته بود که مردها آسان‌تر از زن‌ها عاشق می‌شوند و احساسات خود را راحت‌تر بیان می‌کنند. گفته بود: «مردها می‌توانند به زنی بگویند که دوستش دارند، حال آن‌که زن‌ها نمی‌توانند.»
Standing MAN
۱۰
مجازات من فقط آن بود که او دیگر مثل گذشته سراپای وجود و تمامی روح خود را خاص من نمی‌کرد.
Hossein shiravand
۹
زندگی برای همنوع، جایی که میلی به زندگی برای خودم نیز ندارم چه معنایی دارد؟
Mahsa Saadati
۸
رنجم فقط از آن بود که این سعادت با سهولت و بی‌تلاشی از جانب من میسر شده است. هیچ‌چیزی نثار آن نکرده بودم و نیرویی که می‌بایست صرف تحصیل این سعادت کرده باشم مرا می‌فرسود.
نیلوفر معتبر
۷
دیگر هیچ میلی و هیچ امیدی برایم نمانده است
Fatemeh
۶
«این بوسه دیگر بوسهٔ دلباخته‌ای نیست. بوسهٔ یک دوست وفادار است.»
liliyoooom
۵
ماتم عشقی که دیگر نیست و دیگر نمی‌تواند بازآید بسیار جان‌گزاست. گناه این زوال از کیست، نمی‌دانم. عشق مانده است اما دیگر همان نیست که بود.
Daffodils
۵
من دلم خوش بود و با خود می‌گفتم: «چه کنم؟ تقصیر من چیست که خوشبختم؟ ولی چه‌طور می‌توانم دیگران را در این خوشبختی سهیم کنم؟ چه کسی است که خودم را و همهٔ نیکبختی‌ام را نثارش کنم؟»
نیلوفر معتبر
۴
می‌دانستم که دوستم دارد
Hossein shiravand
۳
آخر بگو "دوستت دارم!" با زبان بگو! دست مرا بگیر و سرت را روی آن فرود آور و بگو دوستت دارم! چه عیب دارد؟ سرخ شو، نگاهت را از سر آزرم پیش من فرو انداز و آن وقت من هم همه‌چیز را برایت خواهم گفت. یا هیچ نخواهم گفت. بلکه در آغوشت خواهم گرفت و بر سینه‌ات خواهم فشرد و با تو یکی خواهم شد و خواهم گریست»
faezeh namjoo
۳
ایستاد و کمی فکر کرد و لبخندی زد و این دو بیت شعر لرمانتف را خواند: و او از توفان به‌لابه صلح می‌خواهد ولی توفان کجا صلح می‌شناسد!
نیلوفر معتبر
۲
عشق مانده است اما دیگر همان نیست که بود. جایش مانده است اما کم‌رمق شده. دیگر نیرو و جان‌مایهٔ گذشته را ندارد.
liliyoooom
۲
سعادت راستین در زندگی یکی بیش نیست و آن این است که انسان برای دیگری زندگی کند.
گیله مرد
۲
من از همان روز اول دلم را به شمادادم
Hossein shiravand
۲
افسوس هیچ‌چیز گذشته را نمی‌خوری؟»
Hossein shiravand
۲
خوب، سلام بنفشه‌بانوی نو شکفته، حال‌تان چه‌طور است؟
MuhammadhasanJabbarian
۲
می‌شود خیال کنیم که من کار بدی کرده‌ام و ما کماکان دوست‌ایم؟
MuhammadhasanJabbarian
۲
با خود می‌گفتم: «این‌ها چرا همه نسبت به من این‌قدر مهربان اند؟ من چه کرده‌ام که سزاوار این محبت باشم!»
MuhammadhasanJabbarian
۲
‫من در دل گفتم، نه، او بالاتر از انسان است. همه‌چیز را می‌داند. چه‌طور می‌شود دوستش نداشت!
Setak
۲
به‌نظرم می‌رسید که بد بودن چه دشوار است و چه آسان است همه را دوست داشتن و چه خوب است که همه انسان را دوست بدارند.
Serenity
۲
این‌جور زندگی نبود که من می‌خواستم، من مبارزه می‌خواستم. آرزو داشتم که عواطف و احساس هادی زندگی‌مان باشد نه آن‌که یکنواختی زندگی احساس‌مان را به ما القا کند.
نیلوفر معتبر
۱
و اگر عشقم به او هم‌اکنون بی‌حد نبود از این بیشتر دوستش می داشتم.
نیلوفر معتبر
۱
گفت: «این حال خود را با موسیقی زایل نکنید. موسیقی حاکم در دل شما در این لحظه به قدری زیباست که روح‌نوازترین آهنگ‌های دنیا به پای آن نمی رسد.»
فتانه
۱
جلوه‌ای زیبا گرفته بود. او حق داشت که می‌گفت سعادت راستین در زندگی یکی بیش نیست و آن این است که انسان برای دیگری زندگی کند. پیش از آن این حرف او برایم عجیب بود و معنای آن را نمی‌فهمیدم. اما اعتقاد به این اصل بی‌آن‌که خود آگاه باشم در دلم ریشه می‌گرفت.
amir.yegane
۱