
بریدههایی از کتاب سعادت زناشویی
۳٫۷
(۵۲)
«آدم فقط وقتی خوشبخت است که برای دیگری زنده باشد»
viana
سعادت راستین در زندگی یکی بیش نیست و آن این است که انسان برای دیگری زندگی کند.
pejman
من نمیتوانم به کسی خشم بگیرم. برای من خطای نابخشودنی وجود ندارد. خطاهای دیگران همه یا ترحمانگیز است یا تفریح آمیز.
نیلوفر معتبر
وقتی بهترین سالهای زندگی اینطور بر باد میرود فایدهٔ کار چیست؟
محمدرضا
آیا نبایست پیش از آنکه بگویم "دوستتان دارم" تأمل کرده باشم؟ آخر من چه دارم که نثارتان کنم؟ بله، البته جز عشقم هیچ ندارم!
نیلوفر معتبر
کاتیا گفته بود که مردها آسانتر از زنها عاشق میشوند و احساسات خود را راحتتر بیان میکنند. گفته بود: «مردها میتوانند به زنی بگویند که دوستش دارند، حال آنکه زنها نمیتوانند.»
Standing MAN
زندگی برای همنوع، جایی که میلی به زندگی برای خودم نیز ندارم چه معنایی دارد؟
Mahsa Saadati
رنجم فقط از آن بود که این سعادت با سهولت و بیتلاشی از جانب من میسر شده است. هیچچیزی نثار آن نکرده بودم و نیرویی که میبایست صرف تحصیل این سعادت کرده باشم مرا میفرسود.
نیلوفر معتبر
یعنی خودت را بابت گذشته ملامت نمیکنی؟ مرا ملامت نمیکنی؟»
«هرگز! بهتر از آنچه گذشت ممکن نبود.»
Hossein shiravand
دیگر هیچ میلی و هیچ امیدی برایم نمانده است
Fatemeh
من دلم خوش بود و با خود میگفتم: «چه کنم؟ تقصیر من چیست که خوشبختم؟ ولی چهطور میتوانم دیگران را در این خوشبختی سهیم کنم؟ چه کسی است که خودم را و همهٔ نیکبختیام را نثارش کنم؟»
نیلوفر معتبر
مجازات من فقط آن بود که او دیگر مثل گذشته سراپای وجود و تمامی روح خود را خاص من نمیکرد.
Hossein shiravand
ماتم عشقی که دیگر نیست و دیگر نمیتواند بازآید بسیار جانگزاست. گناه این زوال از کیست، نمیدانم. عشق مانده است اما دیگر همان نیست که بود.
Daffodils
اینجور زندگی نبود که من میخواستم، من مبارزه میخواستم. آرزو داشتم که عواطف و احساس هادی زندگیمان باشد نه آنکه یکنواختی زندگی احساسمان را به ما القا کند.
نیلوفر معتبر
ایستاد و کمی فکر کرد و لبخندی زد و این دو بیت شعر لرمانتف را خواند: و او از توفان بهلابه صلح میخواهد ولی توفان کجا صلح میشناسد!
نیلوفر معتبر
و اگر عشقم به او هماکنون بیحد نبود از این بیشتر دوستش می داشتم.
نیلوفر معتبر
گفت: «این حال خود را با موسیقی زایل نکنید. موسیقی حاکم در دل شما در این لحظه به قدری زیباست که روحنوازترین آهنگهای دنیا به پای آن نمی رسد.»
فتانه
جلوهای زیبا گرفته بود. او حق داشت که میگفت سعادت راستین در زندگی یکی بیش نیست و آن این است که انسان برای دیگری زندگی کند. پیش از آن این حرف او برایم عجیب بود و معنای آن را نمیفهمیدم. اما اعتقاد به این اصل بیآنکه خود آگاه باشم در دلم ریشه میگرفت.
amir.yegane
عشق مانده است اما دیگر همان نیست که بود. جایش مانده است اما کمرمق شده. دیگر نیرو و جانمایهٔ گذشته را ندارد.
liliyoooom
«این بوسه دیگر بوسهٔ دلباختهای نیست. بوسهٔ یک دوست وفادار است.»
liliyoooom
«اینجور مجالس خودشان زیاد عیبی ندارند. امیال و آمال ارضانشدهای که در آنها ایجاد میشود کار را خراب میکند. هم مضر است و هم زشت.»
Ashkan..
سعادت راستین در زندگی یکی بیش نیست و آن این است که انسان برای دیگری زندگی کند.
گیله مرد
میدانستم که دوستم دارد
Hossein shiravand
من از همان روز اول دلم را به شمادادم
Hossein shiravand
افسوس هیچچیز گذشته را نمیخوری؟»
Hossein shiravand
او حق داشت که میگفت سعادت راستین در زندگی یکی بیش نیست و آن این است که انسان برای دیگری زندگی کند.
faezeh namjoo
همان شادی بی علتی، که من در او بسیار دوست داشتم و آن را «وجد وحشی» نام داده بودم.
faezeh namjoo
آخر بگو "دوستت دارم!" با زبان بگو! دست مرا بگیر و سرت را روی آن فرود آور و بگو دوستت دارم! چه عیب دارد؟ سرخ شو، نگاهت را از سر آزرم پیش من فرو انداز و آن وقت من هم همهچیز را برایت خواهم گفت. یا هیچ نخواهم گفت. بلکه در آغوشت خواهم گرفت و بر سینهات خواهم فشرد و با تو یکی خواهم شد و خواهم گریست»
faezeh namjoo
ماتم مرگ مادرم را داشتیم که پاییز مرده بود و تمام زمستان را در روستا مانده بودیم،
کاربر ۱۱۸۳۲۳۶
باد برف را میروفت و پای پنجرهها کوت میکرد. دیوار برف از آنها بلندتر بود. شیشهها از تو همیشه یخزده بود و اتاقها را تاریک میکرد
کاربر ۱۱۸۳۲۳۶
حجم
۱۴۷٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۸۷
تعداد صفحهها
۱۳۶ صفحه
حجم
۱۴۷٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۸۷
تعداد صفحهها
۱۳۶ صفحه
قیمت:
۱۱۴,۰۰۰
تومان