جملات زیبای کتاب پایان عصر قاجار | طاقچه
تصویر جلد کتاب پایان عصر قاجارsubscriptionAvailable

کتاب پایان عصر قاجار

نوع کتاب
۴.۳ امتیاز(از ۶ رأی)
پدیدآورندگان: 
سیدمرتضی میرحسینی
انتشارات: 
کتاب کوله پشتی

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
سیّد جواد
۱۰
رضاخان با تأیید علما به مشروعیت و مقبولیت عمومی دست یافت و تبلیغات مخالفان خود را خنثی یا کم‌اثر کرد. واقعیت آن بود که رضاخان با ادعای دفاع از اسلام و اجرای درست قوانین شرع آنها را فریب داد و در چند مقطع حساس از اعتبار و نفوذ اجتماعی آنها به نفع خود بهره گرفت.
سیّد جواد
۸
مردم تهران از خبرهایی که می‌شنیدند و از اعلامیه‌هایی که بر درودیوار می‌دیدند و حتی از عبورومرور قزاق‌ها در شهر نمی‌ترسیدند و حکومت نظامی و تهدیدهای کودتاگران را خیلی جدی نمی‌گرفتند. حتی زیر بیشتر اعلامیه‌های کودتاگران، در پاسخ به «حکم می‌کنم» عبارت رکیک «گُه می‌خوری» دیده می‌شد که گویا مردم و رهگذران به شوخی یا جدی با مداد یا ذغال نوشته بودند.
سیّد جواد
۵
محمدعلی‌شاه در حمایت از مردان خود ناصرالملک را به دربار فراخواند و با لحنی تند به کاهش دریافتی‌های دربار و حذف سهم شاهزادگان از درآمدهای دولت اعتراض کرد. رئیس‌الوزرا هم با جسارتی ستودنی پاسخ داد که این اقدام او نخستین گام و حرکتی ضروری برای عبور از بحران است و گام‌های بعدی را هم به‌زودی و با قدرت برمی‌دارد. سپس گفت که از نظر من دربار لانهٔ فساد است و شاه هم اگر چشمان خود را باز کند می‌بیند که درباریان مسبب همهٔ مشکلات کشور و رنج‌های مردم هستند.
سیّد جواد
۴
عده‌ای با ادعای دفاع از شریعت و در مخالفت با مشروطه و قوانین تازهٔ کشور در حرم عبدالعظیم جمع شدند و تحصن دیگری را آغاز کردند. آنها از توطئهٔ پنهان بابی‌ها در کسب قدرت و نقشه‌های پلید و خطرناک برای سیطره بر مسلمانان سخن می‌گفتند و تداوم انقلاب و تلاش در مسیر نوسازی را خیانت به اسلام و ضدیت با منافع مردم توصیف می‌کردند. شماری از آنها به‌راستی نگران دین و سنت بودند و از دگرگونی‌های سریع سیاسی و اجتماعی و پیامدهای اجرای قوانین غربی در کشور اسلامی می‌ترسیدند، اما دیگران با شاه و آخوندهای حامی او تبانی کرده و در اجرای بخشی از نقشه‌های دربار، به هدف سرنگونی مجلس و مهار انقلاب در حرم جمع شده بودند. آنها مردان مشروطه و آزادی‌خواهان کشور را به کفر و الحاد و بابی‌گری و فریب علما متهم می‌کردند و برای ایجاد تردید در مردم و شکاف در جامعه از هیچ دروغ و شایعه‌ای شرم نداشتند.
سیّد جواد
۴
دشمنان مشروطیت که تردیدهای شاه را حس کرده بودند و فرصت خود را هم اندک می‌دیدند، بدون هماهنگی با او دست به اقدام زدند و همهٔ هوادارانشان را به خیابان‌های پایتخت کشاندند. در نقشهٔ آنها مردم رودرروی مردم می‌ایستادند و آشوب و اغتشاش شهر را فرامی‌گرفت. سپس به بهانهٔ ایجاد نظم و امنیت مجلس را می‌بستند و هسته‌های مدافع مشروطه و محافل انقلابی را متلاشی می‌کردند. به‌این‌ترتیب قانون اساسی لغو و انقلاب به همان شیوهٔ خودش سرنگون می‌شد.
سیّد جواد
۴
در نگاه مجاهدان تبریزی هر مردی که تسلیم دشمن می‌شد و امان می‌خواست بی‌شرف و بی‌غیرت و شایستهٔ لعن و نفرین بود؛ آنها باور داشتند که مردی و مردانگی جز با فداکاری و جانبازی برای مردم و کشور اثبات نمی‌شود و هیچ ننگی بدتر از ترک جبههٔ انقلاب وجود ندارد. همین باور بود که انقلاب را نجات داد و حملات سخت و سبعانهٔ قشون استبداد را دفع کرد.
سیّد جواد
۳
نبرد بزرگی که حکومت و جامعه را رودرروی هم قرار داد و به انقلاب مشروطه منتهی شد، برای همهٔ ایرانی‌ها، از علما و نویسندگان مخالف گرفته تا مردم عادی و فرودست جامعه تجربه‌ای تازه و بکر بود و در چارچوب‌های شناخته‌شده و آشنای گذشته جای نمی‌گرفت. این نخستین بار در تاریخ طولانی و پرفرازونشیب ایران بود که مردم رودرروی استبداد ایستادند و برای کاهش قدرت و اختیارات شاه و دربار جنگیدند. گویا جهان ایرانی در گذر از تلاطم‌های دهه‌های پیشین به‌راستی دگرگون شده و در اعتبار بسیاری از سنت‌های قدیم خود و در وفاداری به میراث گذشتگان تردید کرده بود. در پایان این نبرد بزرگ و تاریخی، حکومت استبدادی-و نه خود استبداد-به زانو درآمد و ساختار سیاسی ایران به امید نقش‌آفرینی بیشتر مردم در سرنوشت کشور تغییر کرد.
Firooz
۰
محمدعلی‌شاه و تمام کسانی که او را در کودتا یاری دادند برای نجات دنیایی تقلا می‌کردند که از مدت‌ها پیش محکوم به زوال بود و تداوم حیات آن حاصلی جز خون‌ریزی و کشته‌های بیشتر و البته بی‌آبرویی قاجارها نداشت؛ و قدرت‌نمایی شاه و کودتا و دخالت‌ها روس‌ها و خشونت قزاق‌ها-جز برای مدتی کوتاه-این دنیای مرده را سرپا نگه نمی‌داشت.
Firooz
۰
کاپیتان کاظم‌خان سیاح، رضاخان را به سیدضیا معرفی کرد و از او خواست تا دربارهٔ این افسر قزاق که «به درد کار می‌خورد» فکر کند. ماژور مسعودخان کیهان با این پیشنهاد مخالف بود و می‌گفت: «این افسر قزاق هم بی‌سواد است، هم ترسو، اما اگر قدرت به دستش بیفتد، به همین دو دلیل خطرناک می‌شود».
سپیده دم اندیشه
۰
تاریخ دورهٔ قاجار، یعنی از زمانی که آقامحمدخان پادشاهی خاندان زند را فروشکست تا روزی که اکثریت نمایندگان مجلس شورای ملی در خلع احمدشاه از سلطنت به توافق رسیدند
zare64
۰
بحث دربارهٔ سیاست و جامعه و مردم، بدون شناخت تاریخی چقدر خام و مضحک خواهد بود