جملات زیبای کتاب آشویتس خصوصی من | طاقچه
تصویر جلد کتاب آشویتس خصوصی من
off
٪۵۰
subscriptionAvailable

کتاب آشویتس خصوصی من

نوع کتاب
۳.۰ امتیاز(از ۳ رأی)
پدیدآورندگان: 
حسن همایون
انتشارات: 
نشر چشمه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Eli N
۳
در خون‌های لخته خیره مانده‌ام انگار بخواهم از روی ردِ زخم‌ها فال خون بگیرم به سیاقی که در فنجان‌های قهوه رد خط‌ها و شیارها را می‌گیرم بالا می‌آیم می‌رسم به لب‌های فروبسته و دُهان‌هایی چاک‌چاک در ما زخم‌خورده‌ای باقی مانده از سال‌های دور و هربار به شکلی زندگی‌اش را از سر می‌گیرد.
فروغ
۲
«... و تاریکی را به اندازه کافی به شعر خود راه ده، زیرا آن کس به حقیقت سخن می‌گوید که سایه را می‌گوید.»
Eli N
۱
دری نیمه‌بازم به تاریکی تا آن‌ها که رفتند از من بازگردند
Ebtesam shaverdi
۰
‫بی‌خوابی عمیق ‫پلک‌هایم سنگینی می‌کنند ‫می‌افتند، برمی‌خیزند ‫می‌افتند، برمی‌خیزند ‫ردیف درخت‌های سپیداری را که باهم قدم می‌زدیم ‫پلک برهم می‌گذارم ‫درهم می‌آمیزد اندامم به رنگ سرخ مبل ‫پلک برمی‌دارم ‫کارد از میان انگشتانم بر زمین می‌افتد ‫پلک برهم می‌گذارم ‫فرو می‌روم در شعرهایم ‫دستم بیرون مانده با انگشت‌هایی گره‌کرده ‫پلک برمی‌دارم ‫و یکی‌یکی انگشت‌هایم فرو می‌افتند ‫پلک می‌زنم مدام در بی‌خوابی عمیق ‫هربار دیوار خانه‌ام به رنگی درمی‌آید ‫در این نما همه‌چیز تاریکِ تاریک...