نه شعر غیبت تو
تنها طرحی، تنها تَرَکی بر دیوار، چیزی در باد، تهمزهای تلخ.
AmirHossein
چشمانداز جهان، همواره چشماندازی است از آن بلندایی که مشاهدهکننده بر آن ایستاده است و ما هر چه را که میخوانیم، ناگزیر از صافیِ تجربههای آنچه پیشتر خواندهایم، میگذرانیم.
AmirHossein
گوته در دهههای آغازین قرن نوزدهم، پس از خواندن آثاری از شرق، به دوست خود اِکرمان میگوید ادبیات ملی معنا ندارد و ادبیات داراییِ مشترک نوع بشر است.
کاربر ۶۹۰۲۱۰۶
علفزار تُنُک، نسیمِ ازنفسافتاده در ساحل، اینجا، دکل از دور قد علم میکند، زورق تنهای شب.
ستارگان به پهنای شب آویختهاند، ماه در سیلان رود بزرگ جاری است.
نام مرا از دستنوشتههایم نخواهند دانست؛
رنجور، پیر میشوم، جای را تحویل باید داد.
در دست باد، بیقرارم، به چه میمانم؟
در آسمان و زمین، مرغ نوروزی تنهایی در شنزار.
Raymond