جملات زیبای کتاب آخرین زلزله‌ی تهران | طاقچه
تصویر جلد کتاب آخرین زلزله‌ی تهران
off
٪۵۰
subscriptionAvailable

کتاب آخرین زلزله‌ی تهران

نوع کتاب
۳.۰ امتیاز(از ۳ رأی)
پدیدآورندگان: 
علیرضا لبش
انتشارات: 
نشر چشمه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
پاییز بانو
۴
من جرمم دوست داشتن زیاد بود
lia
۳
سربه‌هوا شده بود آخرین‌بار که از خانه بیرون زد پیراهنش بوی خون گرفت و باروت فرشته‌ها می‌گویند: او را دیده‌اند در آسمان فرشته‌ها می‌گویند: با ستاره‌ها شادنوشی می‌کند و ابرهای بازیگوش در سوراخ‌های سینه‌اش پنهان می‌شوند فرشته‌ها می‌گویند: هنوز هم گاهی کلید خانه‌اش را گم می‌کند
پاییز بانو
۳
کجا خواب‌مان برد که بیداری‌مان کابوس است
مستر میم
۲
جوری مرا ببوس که رودخانه‌ها، وحشی شوند و ماهی‌ها به قلاب‌های ماهی‌گیران بیاویزند ــ جوری بوسیدمت که کشتی‌ها به آسمان بروند و ابرها به خاک برگردند
پاییز بانو
۲
ــ جوری بوسیدمت که زنانِ بی‌جُفت در آینه خود را در آغوش کشیدند
lia
۱
فرصت نمی‌دهد دلت برای جهان تنگ شود حتا برای خودت بی‌هوا می‌رسد و همه هوای حوالی‌ات را پُر می‌کند اندوه بزرگی است زیستن
lia
۱
مصدق آن‌قدر مصدع اوقات لندنی‌ها شد تا نفت را ملی کرد ما با صادراتش شیرخشک وارد می‌کنیم تا گاوهای‌مان استراحت کنند آقای مصدق از شما سپاس‌گزاریم که یک روز به تعطیلات کشور اضافه کردید
کاربر ۷۱۳۰۳۹۱
۱
فرصت نمی‌دهد دلت برای جهان تنگ شود حتا برای خودت بی‌هوا می‌رسد و همه هوای حوالی‌ات را پُر می‌کند اندوه بزرگی است زیستن
ایران
۰
ــ جوری مرا ببوس که نامم را از خاطر ببرم و در خاطراتت غرق شوم
ایران
۰
مرا بسوزانید به چهارمیخ بکشید فراموشم کنید نفرینم کنید اما هیچ‌گاه شعرهایم را در کتاب‌های درسی نیاورید