از نیشابور بهسوی مرو میرفتند. در میان راه به روستای «دهسرخ» رسیدند که فردی رو به امام کرد و گفت:
- ای پسر رسول خدا! هنگام ظهر فرارسیده است.
امام علیبنموسیالرضا (ع)، بیدرنگ پا از رکاب مرکب خود، خالی کرد و برای وضوگرفتن، سراغ آب را گرفت. همراهان گفتند:
- متأسفانه آبی بههمراه نداریم!
امام هشتم (ع) با دستهای خود، خاکهای محلی از زمین را کنار زد. ناگهان در همانجا، چشمهٔ آبی پدیدار شد. آن بزرگوار و همراهانش از آب آن چشمه وضو گرفتند و به نماز ایستادند. اثر آن چشمه نیز همچنان باقی ماند.