
٪۷۰
ᶜʳᶻ
۸۲
«وقتی آدم خودش وسط یه موقعیت باشه، سخته که موقعیت رو اونطوری که هست درک کنه.
ᶜʳᶻ
۵۵
باید محدودیتهات رو بشناسی تا بتونی بهشون غلبه کنی.
ᶜʳᶻ
۴۸
: «این آدمها غیرقابلتحملان.»
ᶜʳᶻ
۴۱
ناکامیهای زودگذر. فرصتهای ازدسترفته و هدفهای محکوم به شکست. دلشکستگیها و درد و حس رنجآور و وحشتناک تنهایی.
~ɢʟᴀꜱꜱ ꜰᴀɢɴᴇʀ
۲۵
«رازها قدرت دارن. و وقتی با بقیه در میان گذاشته میشن، از اون قدرت کاسته میشه. پس بهتره رازها بهخوبی حفظ بشن. گفتن رازها، رازهای واقعی، رازهای مهم، حتی به یه نفر هم اونها رو تغییر میده. نوشتن اونها حتی بدتره، چون کی میدونه چند تا چشم ممکنه اونها رو روی کاغذ ببینن، هرچقدر هم که آدم مواظبش باشه. به همین خاطر، بهتره اگه رازی داری اون رو پیش خودت نگه داری، هم برای رازهات بهتره و هم برای خودت.
Elentari
۲۴
«مردم چیزی رو میبینن که میخوان ببینن. و در اکثر موارد چیزی رو که بهشون گفته میشه میبینن.»
farez
۲۰
«نمیتونی جلوی چیزی رو بگیری. فقط میتونی برای اتفاقافتادنشون آماده باشی.»
Elentari
۱۹
«بهترین لذتها همیشه لذتهایی هستن که غیرمنتظرهان.»
~ɢʟᴀꜱꜱ ꜰᴀɢɴᴇʀ
۱۹
رؤیاپرداز کسی است که راهش را فقط در نور ماه پیدا میکند و مجازاتش این است که سحر را پیشاز دیگران میبیند.
کتاب باز
۱۲
عبارت «حقهٔ نور» را برای توصیف مناظر داخل سیرک رؤیاها آنقدر زیاد شنیدهام که گاهی گمان میکنم کل این سیرک خود شعبدهٔ پیچیدهای از روشنایی است.
farez
۱۱
«دیگه خسته شدهم از بس سعی کردم مراقب چیزهایی باشم که نمیشه ازشون مراقبت کرد. چیزی رو کنترل کنم که نمیشه کنترل کرد. خسته شدم بس که از ترس خرابکردن چیزهایی که نمیتونم درستشون کنم چیزی رو که دنبالشم از خودم دریغ کردم. هرکاری بکنیم بازم اون چیزها خراب میشن.»
دختر پاييزي
۹
زندگی گاهی ما رو به جاهای غیرمنتظرهای میبره. آینده هیچوقت روی سنگ حک نشده، این رو یادت باشه.
wraith
۸
«اسمها اصلاً اونقدری که مردم فکر میکنن اهمیت ندارن. یه برچسبی که این مؤسسه یا مرحوم والدینت برای شناسایی تو تعیین کردهان برام نه جالبه نه ارزشی داره.
Sara.iranne
۷
چاندریش از واکنشها لذت میبرد. واکنشهای حقیقی، نه صرفاً تشویقهای مؤدبانه. او اغلب به واکنشها بیشتر از خودِ نمایش بها میدهد. بالاخره یک نمایش بدون مخاطب هیچ است. پاسخ مخاطبان همانجایی است که قدرت اجرا در آن قرار دارد.
ریحانه
۷
رؤیاپرداز کسی است که راهش را فقط در نور ماه پیدا میکند و مجازاتش این است که سحر را پیشاز دیگران میبیند.
~ɢʟᴀꜱꜱ ꜰᴀɢɴᴇʀ
۵
سیرک بیخبر از راه میرسد.
هیچ اعلانی از پیش در کار نیست، نه برگهٔ آگهیای روی تیرکها و بیلبوردهای مرکز شهر، نه اشاره یا تبلیغی در روزنامههای محلی. فقط هست، درحالیکه دیروز نبوده.
~ɢʟᴀꜱꜱ ꜰᴀɢɴᴇʀ
۵
پاپت ناگهان بحث را عوض میکند و میگوید: «ویج میتونه گذشته رو ببینه. یکی از دلایلی که داستانهاش خیلی خوبه همینه.»
ویجت میگوید: «گذشته آسونتره. از قبل وجود داره.»
بیلی میپرسد: «توی ستارهها؟»
ویجت میگوید: «نه. روی آدمها. گذشته روی آدمها میمونه؛ مثل پودر شکر که روی انگشتهای آدم میمونه. بعضیاز مردم میتونن ازش خلاص بشن، ولی هنوز هم هست، اتفاقات و چیزهایی که آدم رو بهسمت جایی که الان هست هل میدن. میتونم... خب، "خوندن" کلمهٔ مناسبی براش نیست، اما خب برای کاری که پاپت با ستارهها میکنه هم مناسب نیست.»
ژنرالیسم
۵
از اینکه همه رازهاشون رو اونقدر خوب حفظ میکنن که دیگران رو به کشتن میدن خسته شدهم.
Alma
۵
فکر میکنم نگاه به آینده بهتر از نگاه به گذشتهست.»
ریحانه
۴
باید محدودیتهات رو بشناسی تا بتونی بهشون غلبه کنی. میخوای برنده بشی، مگه نه؟»
Elentari
۴
باید محدودیتهات رو بشناسی تا بتونی بهشون غلبه کنی.
رها
۴
میداند باید فراموشش کند، اما نمیتواند.
KokO3AbZ
۴
میتونی قصهای تعریف کنی که توی روح یه نفر ساکن بشه، جزو خون و خود و هدفش بشه. اون قصه اونها رو متأثر میکنه و به حرکت درمیآره و کی میدونه که اونها بهخاطرش ممکنه چهکارهایی بکنن، بهخاطر کلمات تو.
Masoom
۴
«بهترین لذتها همیشه لذتهایی هستن که غیرمنتظرهان.»
شکوفا
۴
فکر میکنم نگاه به آینده بهتر از نگاه به گذشتهست
یونا
۳
«بهترین لذتها همیشه لذتهایی هستن که غیرمنتظرهان.»
یونا
۳
«عشق دمدمی و گذراست. بهندرت اساس محکمی برای تصمیمگیریه، توی هر بازیای.»
کاربر ۲۲۲۹۷۴۴
۳
دیگر نمیدانی رؤیا کدام سوی حصار است.
farez
۳
مردم زیاد به چیزی توجه نمیکنن، مگر اینکه بهشون دلیلی برای این کار بدی.
Maahi_Zar
۳
مردم چیزی رو میبینن که میخوان ببینن. و در اکثر موارد چیزی رو که بهشون گفته میشه میبینن.
