
بریدههایی از کتاب روزها و رویاها
۳٫۴
(۱۰)
«دوستات دارم»: ابراز عشق ما به همین سادگی است، و به همین دشواری. ساده، چون دو کلمه بیشتر نیست. دشوار، چون همهٔ حسمان را باید با همین دو کلمه به مخاطبمان منتقل کنیم، بی هیچ قید و شرطی. «دوستات دارم» تنها بیانِ زبانی است که هر قیدی از قوت آن میکاهد و هر شرطی از شدت آن خواهد کاست. «از صمیم دلام دوستات دارم»، «واقعاً دوستات دارم»، «با همهٔ وجودم دوستات دارم»، «دیوانهوار دوستات دارم»، و «بینهایت دوستات دارم»، و در نهایت: «دوستات دارم»، دو کلمهای که به لطف عریانی و ابهامشان مخاطبِ ما را بدون واسطه درگیر میکنند، مثل رازی که هیچ حدی از اندیشه نمیتواند او را از اشتیاق شنیدن آن دور نگه دارد، و هیچ حدی از امید نمیتواند او را از عواقبِ افشای آن آگاه کند.
n re
لوپه یک جمله به فریدا میگوید، که به نظر آرش آن جمله به تمام فیلم میارزید، این که «دیگو بهترین دوست و بدترین شوهر است.»
گفته بود: «همهٔ ماجرا همین است، این که یک آدم در دو موقعیت مختلف میتواند دو آدم کاملاً متفاوت باشد. مسأله خوب و بد بودن یک آدم نیست، مناسب بودن یا مناسب نبودن جایگاه و موقعیت آن آدم در ارتباط با خود ما است. مشکل همهٔ رابطهها همین است، این که دو آدمِ خوب یا بد در یک نسبت نامناسب قرار میگیرند.»
mary
. ناامیدی دیوار نیست، دری است که به روی آینههای سیاه باز میشود.
mary
روزهایی هست که هیچچیزِ دنیا، حتا خوشحالکنندهترین خبرها، نمیتواند آدم را از حصار بیحوصلگیاش بیرون بکشد، روزهایی که دنیا به یک اندازه شفاف و غیرواقعی است.
mary
داوری کردن دربارهٔ راههایی که در گذشته در پیش گرفتهایم، همیشه و در نهایت، به بنبست میرسد.
mary
«دوستات دارم»: ابراز عشق ما به همین سادگی است، و به همین دشواری. ساده، چون دو کلمه بیشتر نیست. دشوار، چون همهٔ حسمان را باید با همین دو کلمه به مخاطبمان منتقل کنیم، بی هیچ قید و شرطی.
ملیکا
رفاقت و رابطه اغلب نتیجهٔ موقعیت آدمها است، نه شخصیت آدمها.
ملیکا
یک صفحهٔ سفید هم میتواند به اندازهٔ یک عصر جمعه دلتنگکننده باشد، جملهٔ ننوشته هم غمانگیز است.
mary
کتابها، روایتها، زندگینامههای خیالی اند، شرحی از آنچه نویسنده نزیسته، اما در نوشته خواهد زیست. هر نوشته یک اتوبیوگرافیِ انتحاری است، که نویسنده در آن زندگی میکند، در آن میمیرد.
Eli N
«دوستات دارم»: ابراز عشق ما به همین سادگی است، و به همین دشواری. ساده، چون دو کلمه بیشتر نیست. دشوار، چون همهٔ حسمان را باید با همین دو کلمه به مخاطبمان منتقل کنیم، بی هیچ قید و شرطی.
Mary gholami
رفاقت و رابطه اغلب نتیجهٔ موقعیت آدمها است، نه شخصیت آدمها.
mary
انسان یگانه حیوانِ تنها در دنیا نیست، یگانه جانوری است که تاب تنهاییاش را ندارد: از آن رنج میکشد و میداند که رنج میکشد.
Eli N
گفته بود که همیشه احساس دلشوره دارد، انگار که در آستانه است، در آستانهٔ اتفاق مهمی که باید بیافتد... اما نمیافتد... و شاید عشق هم اصلاً یک وضعیت اضطراری است، در آستانگی... احساس میکند که دارد دیوانه میشود، اما نه، میداند که دیوانه نیست... در آستانهٔ دیوانگی است...
Eli N
همهچیزِ ما از چشم دیگری است. به چشم دیگران خوشبخت ایم، به چشم دیگران بدبخت. خودمان را دیگران نشانمان میدهند، و احساس خوشبختی و بدبختیمان را. بدبختی ما هم عین خوشبختی ما است. خودمان آن قدر آن را نمیبینیم که دیگران و اطرافیانمان میبینند. کافی است یک نفر به ما بگوید که بدبخت ایم. و تازه آن لحظه واقعیت را میفهمیم، این که واقعاً چهقدر بدبخت ایم.
Eli N
«دوستات دارم»: ابراز عشق ما به همین سادگی است، و به همین دشواری. ساده، چون دو کلمه بیشتر نیست. دشوار، چون همهٔ حسمان را باید با همین دو کلمه به مخاطبمان منتقل کنیم، بی هیچ قید و شرطی. «دوستات دارم» تنها بیانِ زبانی است که هر قیدی از قوت آن میکاهد و هر شرطی از شدت آن خواهد کاست.
mary
یک صفحهٔ سفید هم میتواند به اندازهٔ یک عصر جمعه دلتنگکننده باشد، جملهٔ ننوشته هم غمانگیز است.
mary
روزهایی هست که هیچچیزِ دنیا، حتا خوشحالکنندهترین خبرها، نمیتواند آدم را از حصار بیحوصلگیاش بیرون بکشد، روزهایی که دنیا به یک اندازه شفاف و غیرواقعی است.
mary
هر آدمی به مرور زمان مهربانتر میشود، بخشندهتر، فراموشکارتر. اندوهِ گذشته، گذشته، را میبخشد، برای این که حالِ خودش را نجات بدهد. بخشیدن گذشتهها، فراموش کردن، روال دفاعیِ ما برای بقا است، وگرنه زیر بار حافظه میمردیم.
mary
انگار وقتی ایدهای در وجود یک آدم به تجلی محض و یگانه رسیده باشد، آن ایده برای همیشه جزئی از وجود او میشود، و دیگر نمیشود آن را دوباره در وجودِ یک آدمِ دیگر متبلور کرد
mary
«دوستات دارم»: ابراز عشق ما به همین سادگی است، و به همین دشواری. ساده، چون دو کلمه بیشتر نیست. دشوار، چون همهٔ حسمان را باید با همین دو کلمه به مخاطبمان منتقل کنیم، بی هیچ قید و شرطی. «دوستات دارم» تنها بیانِ زبانی است که هر قیدی از قوت آن میکاهد و هر شرطی از شدت آن خواهد کاست.
ملیکا
رؤیا داشتن دلیل سنگینیِ ما است. رؤیا لنگری است برای آن که ذهن و زندگیمان در رودبار لحظههای شتابنده غرق نشود، ریسمانی که به آن وسیله خودمان را به زمینِ واقعیت وصل کنیم و سبکیِ ستوهآورِ هستیمان را تاب بیاوریم، تا هستیِ ما فقط سیل سرگیجهآوری از اتفاقاتِ بدون پسماند و یک سطحِ سیال و غیرقابلسکونت نباشد. سبکی سفر است و رؤیا مسکنِ ما است، خانهٔ ما.
بیتا رؤیاها و خانههای زیادی داشت. خانههای خرابشده، خانههای آباد و خانههای نیمساخته، خانههای وانهاده، خانههای نساخته، خانههایی که باید میساخت.
Eli N
حقیقت استعاره است، یک راه. و برای همین، هیچکس حق ندارد و نباید انتخاب و راه خودش را، یقین و حقیقتِ امروزش را، به بچهها و به فردا تحمیل کند. چیزهایی به ذهن بچه فرو کند که از سر بیرون کردن و خلاص شدن از شر و نکبتشان سالها زمان میبرد. و بهای این رهایی از دست دادنِ بهترین سالهای عمرِ ما است. جوانی ما. هر بچه خودش میتواند و خودش باید انگیزه و راه امروز و فردا و یقین و حقیقت خاص خودش را پیدا کند. خودش باید انتخاب کند.
Eli N
از شوربختی ما است که عشقمان نیازمند ایثار میشود، ازخودگذشتگی شرط عشق نیست
Eli N
حجم
۱۶۵٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۷
تعداد صفحهها
۲۰۳ صفحه
حجم
۱۶۵٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۷
تعداد صفحهها
۲۰۳ صفحه
قیمت:
۱۳۷,۰۰۰
۶۸,۵۰۰۵۰%
تومان