«دوستات دارم»: ابراز عشق ما به همین سادگی است، و به همین دشواری. ساده، چون دو کلمه بیشتر نیست. دشوار، چون همهٔ حسمان را باید با همین دو کلمه به مخاطبمان منتقل کنیم، بی هیچ قید و شرطی. «دوستات دارم» تنها بیانِ زبانی است که هر قیدی از قوت آن میکاهد و هر شرطی از شدت آن خواهد کاست. «از صمیم دلام دوستات دارم»، «واقعاً دوستات دارم»، «با همهٔ وجودم دوستات دارم»، «دیوانهوار دوستات دارم»، و «بینهایت دوستات دارم»، و در نهایت: «دوستات دارم»، دو کلمهای که به لطف عریانی و ابهامشان مخاطبِ ما را بدون واسطه درگیر میکنند، مثل رازی که هیچ حدی از اندیشه نمیتواند او را از اشتیاق شنیدن آن دور نگه دارد، و هیچ حدی از امید نمیتواند او را از عواقبِ افشای آن آگاه کند.