آدم دوتا خود داره، یکی که میشناسیش و یکی دیگه که نمیشناسی، چون ناخودآگاهه.
IMojtaba
یه یارویی تو سلول شمارهٔ هفته که برادرشو کُشته؛ میگه خودش این کارو نکرده، ناخودآگاهش کرده. ازش پرسیدم این حرفش یعنی چی؛ میگه آدم دوتا خود داره، یکی که میشناسیش و یکی دیگه که نمیشناسی، چون ناخودآگاهه. حرفش تکونم داد. من واقعاً این کارو ازقصد کردم و خودم نمیدونم؟ ای خداوند متعال، نمیتونم باور کنم! ازقصد نکردم! من اونقدر عاشق بودم که ـ بهتون بگم ـ حاضر بودم بمیرم براش! گورِ مرگِ ناخودآگاه. من باور نمیکنم. این حرفها یه مشت چرتوپرته که یارو سرِهم کرده تا قاضیو گول بزنه. آدم میدونه چیکار داره میکنه و کاره رو میکنه.
Milad
«یه راهی هست خیلی دراز، پُرپیچوتاب
تو سرزمینِ خوابهام
بُلبله توش آوازخون
ماهِ سفید تو آسمون
یه شبی هست خیلی دراز، من منتظر
خوابهام همه تعبیر میشن، بیرمزوراز
اون روزی میرسه که من با تو میرم
اون راهه رو، همون که بود خیلی دراز.»
کاربر ۲۱۶۶۱۱۲
من عاشقِ تواَم کورا. ولی عشق، وقتی ترس قاطیش کنی دیگه عشق نیست، نفرته.»
Hadiseh Banitaba
«ما که نمیتونیم برگردیم، خودت میدونی. نمیتونیم همهچیو از اول شروع کنیم، اونجور که قبلاً بود. تو که اینو میدونی. باید بیای.»
آرام ِ ایران
من اولین زنی نیستم که مجبوره برا دراومدن از یه کثافتی ساحرهٔ بدجنس بشه.»
saharist
من میخوام کار کنم و یه چیزی بشم، همین. ولی بیعشق نمیشه بهش رسید. میفهمی فرنک؟ بههرحال که یه زن نمیتونه.
saharist
فکر میکردیم بالای کوهیم. قضیه اینجوری نبود. کوهه رو ما بود و از اون شب هم همون جا بوده.»
saharist
«رستوران، هِی. من هم دارم. کُل این مملکت لعنتی دارن زندگیشونو از راه هاتداگ فروختن بههم میگذرونن ها!»
soroush
من عاشقِ تواَم کورا. ولی عشق، وقتی ترس قاطیش کنی دیگه عشق نیست، نفرته.»
soroush
امیدوارم بعدِ این زندگی، یه زندگی دیگه هم داشته باشم. پدر مککانل میگه دارم و دلم میخواد تو اون یکی کورا رو ببینم.
soroush