
helya.B
۶
سباستین فور میگوید «هر کس اقتدار را انکار کند و با آن به ستیز برخیزد، آنارشیست است.»
Havisht
۶
پرودون در ادامهٔ بحث میگوید قوانین واقعی که کارکردهای جامعه موقوف بر آنهاست، ربطی به اقتدار ندارند؛ این قوانین از بالا تحمیل نمیشوند، بلکه از سرشت خود جامعه مایه میگیرند.
helya.B
۵
از دید تاریخی آنارشیسم عقیدهای است که انتقاد از جامعهٔ موجود و چشمانداز جامعهٔ دلخواه آینده و وسیلهٔ گذشتن از یک جامعه به جامعهٔ دیگر را مطرح میکند. نه با شورش بیتأمل صرف میتوان آنارشیست شد و نه با نفی فلسفی و مذهبی قدرت دنیوی. عارفان و رواقیان به دنبال آنارشی نیستند بلکه قلمرو دیگری را میطلبند. در بیان تاریخی، آنارشیسم بیشتر دلمشغول انسان در رابطهاش با جامعه است.
helya.B
۴
همهٔ آنارشیستها اقتدار را انکار میکنند و بسیاری از آنان با اقتدار میستیزند. اما بههیچوجه نمیتوان همهٔ کسانی را که منکر اقتدارند و با آن میجنگند منطقاً آنارشیست نامید.
ali banijamali
۴
انقلاب را افراد یا انجمنهای سرّی پدید نمیآورند، تا اندازهای خودبهخود میآید؛ قدرت چیزها و جریان حوادث و واقعیتها انقلاب را پدید میآورد. انقلاب زمانی بس دراز در ژرفای آگاهی مبهم تودهها آماده میشود ــ سپس ناگهان راه به بیرون میگشاید، و آن هم غالباً به محض به دست آوردن کوچکترین فرصت.
Sara
۲
پرودون میگوید: «همهٔ حزبها، بدون استثنا، تا آنجا که به دنبال قدرتاند، گونههایی از حکومت مطلقهاند.»
Sara
۱
سباستین فور میگوید «هر کس اقتدار را انکار کند و با آن به ستیز برخیزد، آنارشیست است.»
Sara
۰
همهٔ آنارشیستها اقتدار را انکار میکنند و بسیاری از آنان با اقتدار میستیزند. اما بههیچوجه نمیتوان همهٔ کسانی را که منکر اقتدارند و با آن میجنگند منطقاً آنارشیست نامید. از دید تاریخی آنارشیسم عقیدهای است که انتقاد از جامعهٔ موجود و چشمانداز جامعهٔ دلخواه آینده و وسیلهٔ گذشتن از یک جامعه به جامعهٔ دیگر را مطرح میکند
Sara
۰
منظور دیرکتوار از آنارشیستها کسانی هستند که در جرم و گناه غرق شدهاند، دستهاشان آلوده به خون است، و از غارت و دستبُرد مردم پروار شدهاند، دشمن قوانینی هستند که خود وضع نکردهاند و به همهٔ حکومتهایی که خود حاکمش نیستند خصومت میورزند، آزادی را موعظه میکنند اما خود در عمل راه سلطهگری و استبداد در پیش میگیرند. از برادری و اتحاد سخن به میان میآورند، اما برادران خویش را کشتار میکنند...؛ زمامداران مستبد، بردگان، چاکران متملق حکمرانان زیرک که میتوانند آنها را مطیع و منقاد خویش سازند، در یک کلمه همهٔ آنها که هرگونه گزافکاری و پستی و هرگونه جنایت از ایشان برمیآید.