جملات زیبای کتاب شمس و طغرا | طاقچه
تصویر جلد کتاب شمس و طغراsubscriptionAvailable

کتاب شمس و طغرا

نوع کتاب
۳.۰ امتیاز(از ۸ رأی)
پدیدآورندگان: 
محمّدباقر میرزا خسروی
انتشارات: 
انتشارات پر

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
MOHAMMAD
۳
شیراز شهری است اسلامی، مرکز استان فارس، که در سال هفتاد و چهار هجری، محمدبن یوسف ثقفی برادر حجاج معروف والی عراق، بر آن فرمانروایی کرد و شیراز را در نه فرسنگی شهر استخر، پایتخت فارس آن‌زمان، بنا کرد. او آن‌جا را آباد و دایر کرد و اندک اندک استخر خراب و شیراز آباد شد.
مهشید
۳
دل من به جز هوایت، به جهان هوس ندارد نه به یادت ار برآید سر یک نفس ندارد نه دراین جهان که فردا به مقام عرض حاجت چوتو در میان جانی سر پیش و پس ندارد به فزونی کسان مرد به دشمنان باد چه کندکسی که جز تو به زمانه کس ندارد ‌‌دل من که بحر عشقت، صدفی است پُر ز گوهر چه غم از نمایش این‌جابر خار و خس ندارد تن شمس بهر آن است که خاک پات گردد بپذیر عذرش امروز که دسترس ندارد
مهشید
۱
در آن ساعت با خدا عهد کردم که اگر زنده ماند به علاج مشکل او بکوشم، نباید محض توهم بی‌ماخذ شما که مبادا من دلتنگ شوم، بگذارم او بسوزد و من خوش باشم. از این ساعت دیگر شما بر من حرام خواهید بود جز این‌که او هم بر شما حلال شود.