
کتاب ازدواج کودکان
کنکاشی در صد سفرنامهی دوران صفویه و قاجاریه
پدیدآورندگان:
عهدیه اسدپورانتشارات:
نشر علم٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
1258580
۶
به تالار بزرگ و مجللی که اطاق حاکم بود راهنمایی شدیم و در آنجا با کمال تعجب پسربچهٔ چهارده سالهای را دیدیم که روی یک صندلی نشسته است و مرد موقر و معمری هم با احترام پشت سر او ایستاده است با چشمان خود دنبال حاکم میگشتیم که دیدیم آن پسربچه از جای خود بلند شد و به طرف ما آمد و دست خود را به طرف سفیر دراز کرد و تازه متوجه شدیم شاهزاده عبدالصمد میرزا حاکم قزوین همین پسر چهارده ساله است. او با دیدن اعضای سفارت دست و پای خود را گم کرده بود و به درستی نمیدانست چه باید بگوید یا چه باید بکند... ملاقات ما زیاد به طول نیانجامید زیرا حاکم چهارده ساله هر لحظه میخواست خود را از این تشریفات خلاص کند و از تالار خارج شود ولی وزیر آهسته در گوش او چیزی میگفت و او با ناراحتی در جای خود میماند. بعدها یکی از ایرانیها برای ما تعریف کرد که شاهزاده یک همبازی دارد که دختری دوازده ساله است و او را برای شاهزاده عقد کردهاند و حاکم چهارده ساله مرتباً میخواهد از تشریفات حکومت فرار کند و با آن دختر به بازی و شاید هم به معاشقه بپردازد» (۱۳۶۷، ج ۱: ۱۵۹-۱۵۸).
1258580
۴
شاردن از جمله مسافرانی است که شیوع ازدواج در دوران شیرخوارگی را در بین خانوادههایی که از طبقات پایین اقتصادی-اجتماعی جامعه هستند، معمولتر میداند؛
«اولیای دختران خوشگل... معمولاً فرزندان خویش را زودتر از موقع لزوم و حتی در ایام صِغر به ازدواج وادار میکنند. مخصوصاً خانوادههای فقیر و نادار در این مورد عجله فوقالعادهای به خرج میدهند، به طوریکه اغلب اوقات برای فرزندان زیبای خویش در قنداق مراسم عروسی برگزار مینمایند» (۱۳۳۰، ج ۲: ۲۰۳-۲۰۲).
1258580
۴
تفاوت دو مفهوم «دلال» و «لال»، موضوعی بود که شاردن با بیانی شیوا، آنها را چنین تشریح نموده است:
«دلال به معنای حراف عظیم است و «این لغت ضد لال میباشد که گنگ را میرساند. در یک ضربالمثل عامیانه مسلمانان چنین آمده است که در روز حشر دلال لال میگردد؛ یعنی واسطهها یا حرافان از زبان باز خواهند ایستاد و از تبرئه خود عاجز خواهند ماند» (۱۳۳۶، ج ۴: ۳۶۶-۳۶۵). وی در ادامه، اینگونه از دلالان یاد کرده است؛
«تجارت به وسیله واسطهها انجام میگیرد، و اینان ماهرترین، تودارترین، فرمانبردارترین، حاضر خدمتترین و محیلترین افراد جامعه به شمار میروند، چنان که دارای زبانی کاملاً چرب و نرم و کشدار و خارج از حد و قیاس نافذ میباشند» (همان: ۳۶۵).