هنر در لحظه زندگی کردن

دانلود و خرید هنر در لحظه زندگی کردن

رهایی از اضطراب و دست‌یابی به روشی ساده‌تر و پرشورتر برای زندگی

۳٫۴ از ۳۲ نظر
۳٫۴ از ۳۲ نظر

برای خرید و دانلود   هنر در لحظه زندگی کردن  نوشته  شانا نیکوئست  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت
کسی که شما را از دوران نوجوانی بشناسد و هنوز هم بخواهد با شما وقت بگذراند، یک دوست واقعی است.
نسیم📚
من زندگی‌ام را از درون تغییر داده‌ام و می‌خواهم شما را به این امر خلاقانه، چالش‌برانگیز و متحول‌کننده دعوت کنم. قطعاً به کار و تلاش نیاز دارد. این‌طور تصور می‌کنم که مانند پی‌ریزی ساختمانی باشد که چندین دهه بدون شالوده سرپا مانده است. قبلاً فکر می‌کردم بیشتر شبیه اضافه‌کردن کرکره‌های جدید به خانه است، اما متوجه شدم نه، بیشتر شبیه بلندکردن یک خانه، کندن و حفاری‌کردنِ زیرساختِ آن است. زمین را زیرورو می‌کنید. در این فرایند، هیچ‌چیز سرسری و سطحی نیست.
کاربر ۱۵۵۹۶۴۹
سعی کن روحت را همیشه در سکوت و آرامش حفظ کنی. پیوسته برای هرآنچه پروردگار برای تو می‌خواهد آماده باش. این مطمئناً فضیلتی برجسته برای روح است و موهبتی بزرگ‌تر که بتوانی در زمان‌ها و مکان‌های مختلف از پروردگار بهره‌مند شوی، نه‌فقط در زمان و مکانی خاص.
najmeh
خداوند ما را به زندگی‌ای پرهرج‌ومرج و آشفته دعوت نکرده است، بلکه ما را به چیزی مقدس و زیبا فراخوانده: زیباییِ درون به همان اندازهٔ زیباییِ بیرون. انجیل تسالونیان
aghamilad
نباید روح، شادی، نفس، خانواده و زندگی زناشویی‌ات را فدای جایگاه وزارت کنی. اینکه توانایی انجام کاری را داشته باشی به این معنی نیست که حتماً باید انجامش بدهی. مدیریت، سازمان‌دهی، صحبت‌کردن و سفرکردن: نباید فقط به اثری که این کارها بر دنیا می‌گذارند فکر کنید، بلکه باید بپرسید برای زندگی و قلبتان چه ثمره‌ای دارند.
آهو
به‌نظرم همهٔ ما یاد گرفته‌ایم حسادت بد است و زمانی‌که آن را در خود می‌بینیم، باید این حس را در خود از بین ببریم و از آن خالی شویم. اما من دارم یاد می‌گیرم حسادت ابزار مفیدی است که به شما علایقتان را نشان می‌دهد؛ به‌خصوص آن‌هایی که هنوز به خودمان اجازه نداده‌ایم احساسشان کنیم. من از حسادتم نسبت‌به او چیزهای زیادی یاد گرفتم. به حس حسادتم مثل یک شیء نگاه کردم و مثل یک منشور آن را در دستم چرخاندم. پرسیدم تو چی هستی؟ می‌خوای بهم چی یاد بدی؟
آهو
با افرادی معاشرت کنید که برای جوابِ منفی‌تان احترام قائل‌اند، کسانی که شما را به گفتن حقیقت تشویق می‌کنند، کسانی که بیش‌از رفع نیازهای خودشان به پیشرفت شما بها بدهند.
eli
به خودتان اجازه دهید دوستتان داشته باشند، با تمام معایب، زخم‌ها و جلوهٔ بی‌درخششتان.
mohxmad
به‌نظرم یکی از بزرگ‌ترین خطراتْ عشق‌های آنی است که درواقع بیشتر نوعی دلربایی است. ما به لبخندها، درآغوش‌کشیدن‌ها، شوخی‌ها و ارتباط چشمیِ دلپذیر عادت می‌کنیم. این‌ها هم خیلی راحت‌تر از ارتباط واقعی، کند، ناخوشایند و دردناکی‌اند که با کسی دارید که بدترین بخش‌های وجودتان را می‌شناسد. تظاهرکردن راحت است، اما باهم‌بودن، عمیقاً باهم‌بودن، دشوار است
آهو
اگر در جست‌وجوی داستان‌هایی هستید که عقایدتان دربارهٔ خوبیِ بشر را اثبات کنید، حتماً به آن دست پیدا خواهید کرد. اگر فقط در جست‌وجوی داستان‌هایی باشید که می‌گویند دنیا هیچ‌چیز ندارد جز بدی، حتماً به آن می‌رسید. اگر هر داستانی که می‌شنوید، هر آوازی که می‌خوانید و هر حکایتی که روایت می‌کنید داستانی از شرم و بدی باشد و هیچ حرفی از خوبی نباشد، پس به همان هم خواهید رسید. من این را می‌دانم، چراکه سال‌ها همین کار را کرده‌ام. وقتی کسی می‌گوید نمی‌توانم به خانهٔ شما بیایم، ازنظر من معنایش این است که تو این‌قدر خوب نیستی که من به خانه‌ات بیایم. یا وقتی یک نفر می‌گوید آن زن چه زیباست، من این‌طور می‌شنوم که تو خیلی زیبا نیستی. هرکس که دهانش را باز می‌کند و چیزی می‌گوید، هرچه باشد، من فقط این را می‌شنوم: «تو به‌اندازهٔ کافی خوب نیستی.» بنابراین داستانی که من می‌بینم همین است.
آهو