
کتاب طبقهی متروک
پدیدآورندگان:
امیر عربلوانتشارات:
انتشارات قصه باران٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
مهرنوش
۳
زندگی هرآنچه میخواستم را به من داد و در عوض به من فهماند که آن چیز هیچ ارزشی ندارد.
ژان پل سارتر
مهرنوش
۳
خودم را شکست خوردهٔ بازی نکرده میدانم.
مهرنوش
۳
انسان اگر همه چیز را بخواهد برای خودش یادآوری کند، دیوانه میشود.
⚖️وکیل بعد از این⚖️
۲
زندگی هرآنچه میخواستم را به من داد و در عوض به من فهماند که آن چیز هیچ ارزشی ندارد.
Alivi
۲
زندگی هرآنچه میخواستم را به من داد و در عوض به من فهماند که آن چیز هیچ ارزشی ندارد.
مهرنوش
۲
گاهی ترس خوب است. باعث میشود که از اتفاق بد آینده جلوگیری کند.
مهرنوش
۲
انسان عاقل میداند که باید زودتر همه چیزش را به دست فراموشی بسپارد و بمیرد. مگر نه؟ باید به هنگام مرد.
مهرنوش
۲
نمیدانم چطور و چگونه به زندگی بازگشتم. فقط میدانم همانطور که وقتی سر یک گیاه را میزنی، دوباره شروع به رشد کردن میکند، انسان نیز همینگونه به جریان زندگی پوچش با سماجت برمیگردد.
مهرنوش
۱
میخواهید باور کنید و میخواهید باور نکنید. من آدم شرافتمندی هستم. البته سعی میکنم که باشم. قبول دارم که گاهی شرافتم را فروختهام. اما باید بگویم که حقیقتا نمیخواستم این کار را بکنم. گاهی که به آن فکر میکنم به خودم میگویم که شاید اسیر جبر بودهام و کارهایم غیر ارادی بوده است.
مهرنوش
۱
اما میدانید، استعداد بسیار زیاد، برای جامعه غیر قابل درک است و در نطفه خفه میشود.
مهرنوش
۱
گفتم که در گذشته شرافتم را فروختهام. اما آن گذشته بود. حالا نه. اما گذشتهٔ من در امتداد زندگی همین حالای من است. نمیتوانم آن را از وجودم جدا کنم.
amin azadi
۰
زندگی هم بعد مدتی تکراری میشود. مثل فردی که خانهای میخرد. بعد از آن خانه به نظرش کوچک میآید و دلش را میزند. طمع میکند و به هر طریقی که دوست دارد و میتواند از همه دزدی میکند تا پول بدست بیاورد و بعد خانهای دیگر بخرد که آن هم دلش را خواهد زد و بعد دوباره این شیاد هوس خانهای بزرگتر میکند و به این بازی مسخره و پوچ ادامه میدهد. آخر که چه بشود. پس همه میمیریم و تلاش ما به هر طریقی تباهی به بار میآورد. بهتر نیست که زنگ پایان بازی در همان ابتدا نواخته شود؟
amin azadi
۰
استعداد بسیار زیاد، برای جامعه غیر قابل درک است و در نطفه خفه میشود.
