جملات زیبا از متن کتاب دیلماج | طاقچه
تصویر جلد کتاب دیلماج
off
٪۵۰
subscriptionAvailable

کتاب دیلماج

۴.۱(از ۳۵۰ امتیاز)
نوع کتاب

۲۲۰,۰۰۰

۵۰٪

قیمت:

۱۱۰,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

فقر جهل می‌آورد و جهل فقر. اما این هر دو حاصل ضعف‌اند؛ ضعف در برابر تقدیری که دیگران رقم می‌زنند. نخست باید تقدیر خود را به دست بگیریم
mrym_ashena
۲۵۰
چه بهشتی می‌شد ایران اگر حاکمانش اهل بودند.»
زهرا
۱۰۸
چه بهشتی می‌شد ایران اگر حاکمانش اهل بودند
hosein lima
۹۴
حکومت بر مردم جاهل بسیار آسان‌تر است از حکومت بر مردمی که بدانند و پیوسته حق خود را مطالبه کنند.
azar
۸۲
می‌گفت "اگر علم طب و ساخت ادویه خوانده بودم بیشتر به کار این نفوس فلک‌زده می‌آمد. مردم گرسنه را که با هر شیوع وبا و آبله چون حشرات‌الارض دسته‌دسته جان می‌دهند، فلسفه به هیچ کار نمی‌آید. کاش نانوا بودم و در سیر کردن شکم این خلق سهمی داشتم"
azar
۷۴
«روزگاری می‌پنداشتم که میرزاتقی‌خان ثانی خواهم شد، می‌پنداشتم که ایران به دست من روی سعادت و ترقی را خواهد دید، حال می‌بینم که راه سعادت خود را هم گم کرده‌ام.»
Parastoo Khosravi
۵۰
«از عشق بپرهیز که جز سوختن به بار نمی‌آورد».
Fatt.A
۴۱
«قدمای یونان را اعتقاد بر این بود که آدمیان در آغاز نفوسی بودند نرینه و مادینه توأمان. مرد و زنی در کار نبود. لکن زمانی رسید که زئوس خدای خدایان در پی آن بر آمد که ثناگویان خود را فزونی دهد. پس آدمیان را از میان به دو نیم کرد. نرینه‌ای و مادینه‌ای. از آن پس درد فراق و دوری در همهٔ آدمیان پدیدار شد. هر زن و هر مردی در پی آن بر آمد تا نیمهٔ گمشدهٔ خود را باز یابد و با اتصال به او خویش را از درد فراق رهایی داده به کمال برساند
azar
۴۰
«فقر جهل می‌آورد و جهل فقر. اما این هر دو حاصل ضعف‌اند؛ ضعف در برابر تقدیری که دیگران رقم می‌زنند. نخست باید تقدیر خود را به دست بگیریم
Parastoo Khosravi
۳۳
گاه‌گاه کوچه‌ها و خیابان‌های اینجا را با آنچه در فرنگ دیده‌ام مقایسه می‌کنم، حاصل این مقایسه دردناک است. ما هیچ‌گاه به پایهٔ آن دیار نخواهیم رسید. اما در خون مردم اینجا چیزی هست که آنجا یافت نمی‌شود، اینجا اگر قحطی نباشد. اگر مردم مختصر معاش خود را داشته باشند، زندگی به‌سختی فرنگ نیست اینجا ابول پلویی هر روز به ده نفر مسکین غذای مجانی می‌دهد، پس ماندهٔ غذای مشتریانش هم یکسره از آنِ فقراست. اینجا اگر جلوی نانوایی بایستی و بگویی پول ندارم لقمه‌ای نان را اگر نانوا به تو ندهد مشتریان خواهند داد، چه بهشتی می‌شد ایران اگر حاکمانش اهل بودند.
معصومه توکلی
۳۱
اینجا اگر قحطی نباشد. اگر مردم مختصر معاش خود را داشته باشند، زندگی به‌سختی فرنگ نیست اینجا ابول پلویی هر روز به ده نفر مسکین غذای مجانی می‌دهد، پس ماندهٔ غذای مشتریانش هم یکسره از آنِ فقراست. اینجا اگر جلوی نانوایی بایستی و بگویی پول ندارم لقمه‌ای نان را اگر نانوا به تو ندهد مشتریان خواهند داد، چه بهشتی می‌شد ایران اگر حاکمانش اهل بودند.»
کاربر ۲۰۴۷۳۲۵
۲۱
دوستاقبان در را گشود و غضبناک پرسید که چه شده، هر سه به او گفتیم که عقربی قصد جان‌مان کرده بود که من آن را کشتم، خلاف انتظار دوستاقبان تسمه از کمر باز کرد و به جانم افتاد که "پدرسوخته عقرب دولت را می‌کشی؟ و تا مدت‌ها از آن روز، تمام تنم از ضربات تسمه سیاه و کبود بود."»
azar
۱۳
ما ملت تنبلی هستیم. در همه چیز و همه کارمان. و از جمله در تاریخ‌نویسی‌مان. حوصلهٔ فکر کردن نداریم. حوصلهٔ تحقیق و به دست آوردن حقیقت را نداریم. هیچ کس هم چنین چیزی از ما نمی‌خواهد. به خاطر همین شخصیت‌های تاریخی‌مان همیشه یک شکل دارند. هیچ وقت چیزی به شناخت ما از آن‌ها اضافه نمی‌شود.
azar
۱۱
«یوسف به نظر تو فقر این ملت مقدم بر جهل‌شان است و یا جهل‌شان مقدم بر فقرشان؟
azar
۹
بماند سال‌ها این نظم و ترتیب ز ما هر ذره خاک افتاده جایی غرض نقشی است کز ما بازماند که هستی را نمی‌بینم بقایی
la lumière
۹
خوشا آن دم که بعد از روزگاری به امیدی رسد امیدواری
🌸📚💖Shamim💖📚🌸
۹
«فقر جهل می‌آورد و جهل فقر. اما این هر دو حاصل ضعف‌اند؛ ضعف در برابر تقدیری که دیگران رقم می‌زنند. نخست باید تقدیر خود را به دست بگیریم و بعد...»
ツAlirezaツ
۹
زندگی ما خیلی چیزها هست که فی‌الواقع در بودن و نبودشان نمی‌توان حکمی به قطعیت داد. نمی‌دانیم که هستند یا نه. حرام کردن زندگی در پای این چیزها کار آدم‌های فرومایه است."
azar
۷
«میرزاملکم‌خان را اعتقاد بر آن بود که اول رمز ترقی مغرب‌زمین جست‌وجوی سعادت انسان نه در آسمان که در زمین است
azar
۷
«انسان باید بتواند آزادانه اندیشیده حاصل اندیشه‌های خود را سرلوحهٔ اعتقادش قرار دهد. سپس عقاید خود را آزادانه به زبان آورده دیگران را نیز به آن دعوت کند و دیگران نیز در نهایت آزادی بتوانند به او گرویده و یا از گرویدن اعراض کنند.
azar
۶
چه بهشتی می‌شد ایران اگر حاکمانش اهل بودند.
azar
۶
معمار آفرینش این جهان را همچون بنایی تو در تو خلق کرده که هر کس تنها به قدر فهم خود تا نقطه‌ای از آن را می‌شناسد. بعضی در همان کنار در می‌مانند و مدام بلندای این بنای دیدنی را نگاه می‌کنند و در همان کنار در جان می‌سپارند، بعضی از در می‌گذرند و وارد سرسرا می‌شوند و با سرخوشی از این ورود در گوشه‌ای می‌نشینند و آیندگان و روندگان را نظاره می‌کنند تا مرگ‌شان فرا برسد. اما عده‌ای آن‌قدر جسورند که از پله‌ها بالا می‌روند به همهٔ طبقات و همهٔ اتاق‌ها سرک می‌کشند و به راز پایه‌گذاری این بنای مرتفع پی می‌برند.
azar
۶
«به هیچ دینی نباید تعصب داشت. آنچه مهم است دستورات اخلاقی است نه مبنای اعتقادی که چه کسی پیامبر بر حق است و آداب عبادت خداوند کدام است. این همه در دنیای امروز و در جوامع مترقیهٔ دیگر محل بحث نیست. چه میزان فهم و درک بشر از جهان به آن پایه رسیده که دیگر برای ادامهٔ حیات خود به مساعدت جهان غیب محتاج نیست. آنچه مهم است رفاه بشر و رفع حوائج اوست و نه بیشتر.»
azar
۶
در خون مردم اینجا چیزی هست که آنجا یافت نمی‌شود، اینجا اگر قحطی نباشد. اگر مردم مختصر معاش خود را داشته باشند، زندگی به‌سختی فرنگ نیست اینجا ابول پلویی هر روز به ده نفر مسکین غذای مجانی می‌دهد، پس ماندهٔ غذای مشتریانش هم یکسره از آنِ فقراست. اینجا اگر جلوی نانوایی بایستی و بگویی پول ندارم لقمه‌ای نان را اگر نانوا به تو ندهد مشتریان خواهند داد، چه بهشتی می‌شد ایران اگر حاکمانش اهل بودند
کتاب باز
۶
«اگر امید به وصل در دل عاشق باشد و معشوق را دور از دست نینگارد در هجران لذتی است که در وصل نیست. چرا که اصل عاشقی در هجران است و عشق را معنایی جز فراق نیست.»
Elias Rahmati
۵
اگر شعور دارید و حق زندگی می‌خواهید قانون بخواهید. اگر آدم هستید قانون بخواهید.
Hessam Shahbazi
۵
به خود گفتم همهٔ روزهایی که من به انزوا گذراندم زندگی از حرکت نماند. همه در پی کار خود بودند اگر می‌مردم هم چیزی عوض نمی‌شد.
♥︎ Sara ♥︎
۵
چه بهشتی می‌شد ایران اگر حاکمانش اهل بودند.»
خانمِ دیبا.
۵
و لحظه‌ای اندیشیدم فهمیدم که این عشق است. همان که بارها درباره‌اش خوانده و شنیده بودم. همان سعادتی که به همه رو نمی‌کند.
azar
۴
اگر شعور دارید و حق زندگی می‌خواهید قانون بخواهید. اگر آدم هستید قانون بخواهید.
azar
۴