
mrym_ashena
۲۳۷
فقر جهل میآورد و جهل فقر. اما این هر دو حاصل ضعفاند؛ ضعف در برابر تقدیری که دیگران رقم میزنند. نخست باید تقدیر خود را به دست بگیریم
زهرا
۱۰۰
چه بهشتی میشد ایران اگر حاکمانش اهل بودند.»
hosein lima
۸۸
چه بهشتی میشد ایران اگر حاکمانش اهل بودند
azar
۷۶
حکومت بر مردم جاهل بسیار آسانتر است از حکومت بر مردمی که بدانند و پیوسته حق خود را مطالبه کنند.
azar
۷۲
میگفت "اگر علم طب و ساخت ادویه خوانده بودم بیشتر به کار این نفوس فلکزده میآمد. مردم گرسنه را که با هر شیوع وبا و آبله چون حشراتالارض دستهدسته جان میدهند، فلسفه به هیچ کار نمیآید. کاش نانوا بودم و در سیر کردن شکم این خلق سهمی داشتم"
Parastoo Khosravi
۵۰
«روزگاری میپنداشتم که میرزاتقیخان ثانی خواهم شد، میپنداشتم که ایران به دست من روی سعادت و ترقی را خواهد دید، حال میبینم که راه سعادت خود را هم گم کردهام.»
Fatt.A
۴۱
«از عشق بپرهیز که جز سوختن به بار نمیآورد».
azar
۳۹
«قدمای یونان را اعتقاد بر این بود که آدمیان در آغاز نفوسی بودند نرینه و مادینه توأمان. مرد و زنی در کار نبود. لکن زمانی رسید که زئوس خدای خدایان در پی آن بر آمد که ثناگویان خود را فزونی دهد. پس آدمیان را از میان به دو نیم کرد. نرینهای و مادینهای. از آن پس درد فراق و دوری در همهٔ آدمیان پدیدار شد. هر زن و هر مردی در پی آن بر آمد تا نیمهٔ گمشدهٔ خود را باز یابد و با اتصال به او خویش را از درد فراق رهایی داده به کمال برساند
Parastoo Khosravi
۳۳
«فقر جهل میآورد و جهل فقر. اما این هر دو حاصل ضعفاند؛ ضعف در برابر تقدیری که دیگران رقم میزنند. نخست باید تقدیر خود را به دست بگیریم
معصومه توکلی
۳۱
گاهگاه کوچهها و خیابانهای اینجا را با آنچه در فرنگ دیدهام مقایسه میکنم، حاصل این مقایسه دردناک است. ما هیچگاه به پایهٔ آن دیار نخواهیم رسید. اما در خون مردم اینجا چیزی هست که آنجا یافت نمیشود، اینجا اگر قحطی نباشد. اگر مردم مختصر معاش خود را داشته باشند، زندگی بهسختی فرنگ نیست اینجا ابول پلویی هر روز به ده نفر مسکین غذای مجانی میدهد، پس ماندهٔ غذای مشتریانش هم یکسره از آنِ فقراست. اینجا اگر جلوی نانوایی بایستی و بگویی پول ندارم لقمهای نان را اگر نانوا به تو ندهد مشتریان خواهند داد، چه بهشتی میشد ایران اگر حاکمانش اهل بودند.
کاربر ۲۰۴۷۳۲۵
۲۱
اینجا اگر قحطی نباشد. اگر مردم مختصر معاش خود را داشته باشند، زندگی بهسختی فرنگ نیست اینجا ابول پلویی هر روز به ده نفر مسکین غذای مجانی میدهد، پس ماندهٔ غذای مشتریانش هم یکسره از آنِ فقراست. اینجا اگر جلوی نانوایی بایستی و بگویی پول ندارم لقمهای نان را اگر نانوا به تو ندهد مشتریان خواهند داد، چه بهشتی میشد ایران اگر حاکمانش اهل بودند.»
azar
۱۲
دوستاقبان در را گشود و غضبناک پرسید که چه شده، هر سه به او گفتیم که عقربی قصد جانمان کرده بود که من آن را کشتم، خلاف انتظار دوستاقبان تسمه از کمر باز کرد و به جانم افتاد که "پدرسوخته عقرب دولت را میکشی؟ و تا مدتها از آن روز، تمام تنم از ضربات تسمه سیاه و کبود بود."»
azar
۱۱
ما ملت تنبلی هستیم. در همه چیز و همه کارمان. و از جمله در تاریخنویسیمان. حوصلهٔ فکر کردن نداریم. حوصلهٔ تحقیق و به دست آوردن حقیقت را نداریم. هیچ کس هم چنین چیزی از ما نمیخواهد. به خاطر همین شخصیتهای تاریخیمان همیشه یک شکل دارند. هیچ وقت چیزی به شناخت ما از آنها اضافه نمیشود.
la lumière
۹
بماند سالها این نظم و ترتیب
ز ما هر ذره خاک افتاده جایی
غرض نقشی است کز ما بازماند
که هستی را نمیبینم بقایی
🌸📚💖Shamim💖📚🌸
۹
خوشا آن دم که بعد از روزگاری
به امیدی رسد امیدواری
ツAlirezaツ
۹
«فقر جهل میآورد و جهل فقر. اما این هر دو حاصل ضعفاند؛ ضعف در برابر تقدیری که دیگران رقم میزنند. نخست باید تقدیر خود را به دست بگیریم و بعد...»
azar
۸
«یوسف به نظر تو فقر این ملت مقدم بر جهلشان است و یا جهلشان مقدم بر فقرشان؟
azar
۷
«میرزاملکمخان را اعتقاد بر آن بود که اول رمز ترقی مغربزمین جستوجوی سعادت انسان نه در آسمان که در زمین است
azar
۶
زندگی ما خیلی چیزها هست که فیالواقع در بودن و نبودشان نمیتوان حکمی به قطعیت داد. نمیدانیم که هستند یا نه. حرام کردن زندگی در پای این چیزها کار آدمهای فرومایه است."
azar
۶
«انسان باید بتواند آزادانه اندیشیده حاصل اندیشههای خود را سرلوحهٔ اعتقادش قرار دهد. سپس عقاید خود را آزادانه به زبان آورده دیگران را نیز به آن دعوت کند و دیگران نیز در نهایت آزادی بتوانند به او گرویده و یا از گرویدن اعراض کنند.
azar
۶
چه بهشتی میشد ایران اگر حاکمانش اهل بودند.
azar
۶
معمار آفرینش این جهان را همچون بنایی تو در تو خلق کرده که هر کس تنها به قدر فهم خود تا نقطهای از آن را میشناسد. بعضی در همان کنار در میمانند و مدام بلندای این بنای دیدنی را نگاه میکنند و در همان کنار در جان میسپارند، بعضی از در میگذرند و وارد سرسرا میشوند و با سرخوشی از این ورود در گوشهای مینشینند و آیندگان و روندگان را نظاره میکنند تا مرگشان فرا برسد. اما عدهای آنقدر جسورند که از پلهها بالا میروند به همهٔ طبقات و همهٔ اتاقها سرک میکشند و به راز پایهگذاری این بنای مرتفع پی میبرند.
azar
۶
«به هیچ دینی نباید تعصب داشت. آنچه مهم است دستورات اخلاقی است نه مبنای اعتقادی که چه کسی پیامبر بر حق است و آداب عبادت خداوند کدام است. این همه در دنیای امروز و در جوامع مترقیهٔ دیگر محل بحث نیست. چه میزان فهم و درک بشر از جهان به آن پایه رسیده که دیگر برای ادامهٔ حیات خود به مساعدت جهان غیب محتاج نیست. آنچه مهم است رفاه بشر و رفع حوائج اوست و نه بیشتر.»
کتاب باز
۶
در خون مردم اینجا چیزی هست که آنجا یافت نمیشود، اینجا اگر قحطی نباشد. اگر مردم مختصر معاش خود را داشته باشند، زندگی بهسختی فرنگ نیست اینجا ابول پلویی هر روز به ده نفر مسکین غذای مجانی میدهد، پس ماندهٔ غذای مشتریانش هم یکسره از آنِ فقراست. اینجا اگر جلوی نانوایی بایستی و بگویی پول ندارم لقمهای نان را اگر نانوا به تو ندهد مشتریان خواهند داد، چه بهشتی میشد ایران اگر حاکمانش اهل بودند
Elias Rahmati
۵
«اگر امید به وصل در دل عاشق باشد و معشوق را دور از دست نینگارد در هجران لذتی است که در وصل نیست. چرا که اصل عاشقی در هجران است و عشق را معنایی جز فراق نیست.»
Hessam Shahbazi
۵
اگر شعور دارید و حق زندگی میخواهید قانون بخواهید. اگر آدم هستید قانون بخواهید.
♥︎ Sara ♥︎
۵
به خود گفتم همهٔ روزهایی که من به انزوا گذراندم زندگی از حرکت نماند. همه در پی کار خود بودند اگر میمردم هم چیزی عوض نمیشد.
خانمِ دیبا.
۵
چه بهشتی میشد ایران اگر حاکمانش اهل بودند.»
azar
۴
و لحظهای اندیشیدم فهمیدم که این عشق است. همان که بارها دربارهاش خوانده و شنیده بودم. همان سعادتی که به همه رو نمیکند.
azar
۴
اگر شعور دارید و حق زندگی میخواهید قانون بخواهید. اگر آدم هستید قانون بخواهید.
