
کتاب پیرمرد صدسالهای که از پنجره بیرون پرید و ناپدید شد
انتشارات:
انتشارات بهنگار٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
f.key
۲۶۵
تنها نتیجۀ هر انقلاب احتمالاً انقلاب بعدی بود، البته در جهت مخالف.
StarShadow
۲۰۲
هیچچیز ابدی نیست، غیر از احتمالاً حماقت بشر.
Ms. Alef
۱۴۹
تنها کاری که میتوانست بکند انتظارکشیدن برای وقوع انقلاب بود
hodsan
۱۱۹
در شرایطی خاص بهتر است که ندانی، یا دستکم دانستن آنچه را میدانی آشکار نکنی
اِیْ اِچْ|
۱۰۵
مسئله این نیست که از مرگ ترسی داشته باشد، بلکه فقط فکر میکرد هنوز روی زمین کارهای بسیاری دارد که باید انجام بدهد.
مندوستدارکتابم
۹۵
هیچچیز ابدی نیست، غیر از احتمالاً حماقت بشر.
آلوین (هاجیك) ツ
۸۳
باعث افتخاره که مهمونمون باشین.
f.key
۷۱
«انتقام خوبچیزی نیست. انتقام مثل سیاست میمونه، همیشه یک چیز باعث یک چیز دیگه میشه تا اینکه بد به بدتر تبدیل میشه و بدتر به بدترین.»
Johnny
۶۸
«پسرم، تو باید از کشیشها حذر کنی. همینطور از کسانی که ودکا نمینوشن. از همه بدتر، کشیشهایی که ودکا نمینوشن.»
آلوین (هاجیك) ツ
۶۱
فکر کرد حالا وقتش شده!
hodsan
۴۰
آلن فکر کرد اصلاً لازم نبود مردم قرن هفدهم همدیگر را بکشند. اگر کمی صبور بودند، همهشان به هر حال آخر سر میمردند. ژولیوس گفت این را برای هر عصری میتوانی بگویی
StarShadow
۳۸
حاصل کار شرکت نفت ایران-انگلیس رکوردشکن شده و نفتْ ایران و انگلستان را بسیار ثروتمند کرده بود؛ البته اگر حقیقت را بخواهید، بیشتر انگلستان را ثروتمند کرده بود که البته منصفانه بود؛ چون تنها سهم ایران در این شراکت نیروی کار ارزان و البته خود نفت بود!
LittleStar
۳۳
آلن با خودش فکر کرد اینهمه خوششانسی دیگر مسخره است
hodsan
۳۱
آلن وسط حرف دو برادر پرید و گفت که همۀ دنیا را گشته و اگر یکچیز یاد گرفته باشد این بوده که بزرگترین و ظاهراً ناممکنترین نبردها روی زمین بر اساس این گفته شکل میگیرند که: «تو احمقی... نه، تویی که احمقی... نه، این خودتی که احمقی...»
محمدرضا
۲۹
تفاوت میان دیوانهبودن و نابغهبودن بسیار ظریف است
StarShadow
۲۸
کی بود که واقعاً از شاه راضی باشد؟ نه اسلامگراها، نه کمونیستها، و بیشک نه حتی کارگران شرکت نفت که واقعاً تا سر حد مرگ کار میکردند برای پولی معادل یک پوند بریتانیا در هفته.
StarShadow
۲۷
مثلاً هندِ انگلیس را ببین، که حالا داشت از هم میپاشید. هندوها و مسلمانها با هم نمیساختند و وسطشان هم که ماهاتما گاندی لعنتی چهارزانو نشسته بود و لب به غذا نمیزد چون از چیزی ناراضی بود. این دیگر چهجور استراتژی جنگی است؟
StarShadow
۲۶
ابتدا دانشجویانی بودند طرفدار آزادی روابط جنسی و علیه جنگ ویتنام. تا اینجا از نظر رئیسجمهور اشکالی نداشت، چون دانشجویان همیشه چیزی پیدا میکردند که به آن اعتراض کنند.
LittleStar
۲۳
تنها نتیجۀ هر انقلاب احتمالاً انقلاب بعدی بود، البته در جهت مخالف.
StarShadow
۲۱
او هم مثل آلن در حال فرار بود ولی برخلاف آلن هیچ حقوق شهروندی نداشت. احتمالاً او را سوئدی محسوب نمیکردند و در سوئد، درست مثل هر کشور دیگری، وقتی خارجی محسوب شوی آدم حساب نمیشوی.
hodsan
۱۹
زندگی همینطوری بود؛ درست واقعاً درست نبود بلکه هرچه فرد مسئول میگفت درست است، درست بود.
StarShadow
۱۸
«خب، پس یارو هم ترکه هم مسلمون! دیگه بدتر! پس باید سابقۀ خودش و قوموخویشهای لعنتیاش رو درست بررسی کنین. یارو صدتا فامیل اینجا داره و هَمَشونم دارن در رفاه زندگی میکنن.»
farzane
۱۶
ژولیوس بهموقع ترمز کرد. جنازه به جلو پرتاب شد و پیشانیاش به یکی از دستگیرههای آهنی برخورد کرد.
آلن گفت: «اگه شرایط یهکم فرق میکرد، این برخورد واقعاً دردناک بود.»
ژولیوس گفت: «قطعاً مردهبودن یه خوبیهایی هم داره.»
اِیْ اِچْ|
۱۵
«شاید من یهکم کندذهنم، ولی به نظرم میرسه که نقشهات هنوز آماده نیست.»
ستایش
۱۴
فکر کرد همۀ آن سالهایی که در خانۀ سالمندان مینشست و به این فکر میکرد که شاید بهتر باشد بمیرد و همهچیز را رها کند، اشتباه میکرده است. باوجود همۀ درد و رنجهایی که در آن سن داشت، فکر کرد خیلی هیجانانگیزتر است که در حال فرار از دست خانممدیر آلیس باشد تا اینکه بیحرکت دو متر زیر زمین خوابیده باشد.
zohreh farahani
۱۳
همهچیز همانطور است که باید باشد و در آینده هم هرچه قرار باشد اتفاق بیفتد اتفاق میافتد.
ᶜʳᶻ
۱۳
کشیشها و سیاستمدارها به یکاندازه بدند، فرقی هم نمیکند که کمونیست باشند یا فاشیست، کاپیتالیست یا هر «ـیست» سیاسی دیگری.
Johnny
۱۲
انتقام مثل سیاست میمونه، همیشه یک چیز باعث یک چیز دیگه میشه تا اینکه بد به بدتر تبدیل میشه و بدتر به بدترین.
LittleStar
۱۲
استدلال آلن دربارۀ دین همیشه این بوده که اگر از چیزی مطمئن نیستی لازم نیست حدس بزنی.
Johnny
۱۱
آلن بیدار شد و از بِنی پرسید که آیا وقتِ رفتن به رختخواب نرسیده؟
