یادش باشد از یوسف بپرسد سلولش پنجره دارد یا نه. خیلی مهم است که وقتِ غروبِ تهران در چه موقعیتی باشی. تهران بهخودیخود شهری است که تواناییِ این را دارد که عاشق را عاشقتر و قاتل را سنگدلتر کند و این تواناییاش وقت غروب شدت میگیرد؛ بسته به اینکه دلت به کدام افقش غروب کند. مثلاً اگر به افقِ درکه باشی، صدای آب و نسیم خنکی که از جانب کوه میوزد و خورشیدی که نرمنرمک پسِ کوه میرود، عاشقیات را بیشتر میکند و اگر
به افقِ طبقهٔ دومِ این بیمارستان باشی و پدرت یک سکوت سهمگین باشد، دلت میشود تانکی که شنیاش پاره شده و وسط جنگ از کار افتاده و دشمن هم دارد از روبهرو میآید.