
sadafi
۱۶
سیاست فاشیستی شامل استراتژیهای مشخصی است: ساختن گذشتهای اسطورهای، تبلیغات، روشنفکرستیزی، ناواقعیت، سلسلهمراتب، احساس قربانیشدگی، نظم و قانون، اشاعهٔ دلهرهٔ جنسی، توجه به مرکز کشور، لغو رفاه همگانی و وحدت اجتماعی. پافشاری بر روی برخی از این اصول گاهی معقول و موجه است، اما دورانهایی در تاریخ بوده که تمامی آنها در یک حزب یا جنبش سیاسی گرد هم آمدهاند. آن لحظاتْ لحظات تلخ و خطرناک تاریخ است.
rebook
۱۱
تاریخ نشان داده که رهبران فاشیست اغلب از طریق انتخابات دموکراتیک به قدرت میرسند.
zhra
۷
هر جا فاشیسم تهدید شود، نمایندگان و مروجانش به دانشگاهها و مدارس به عنوان سرچشمهٔ «تلقینات مارکسیستی» حمله میکنند. مارکسیسم همیشه لولوخورخورهٔ حوزهٔ سیاست فاشیستی است.
rebook
۶
یکی از آشکارترین نشانههای سیاست فاشیستی تفرقه انداختن است. هدف از این کارْ تفکیک مردم به دو دستهٔ «ما» و «آنها» است. بسیاری از انواع جنبشهای سیاسی چنین دوگانگیای را پدید میآورند؛
edris
۵
کدام دیکتاتور، شاه یا امپراتوری بوده که خود را برگزیدهٔ خدا برای وظیفهای که به او محول شده نداند؟ کدام قدرت استعماری حظ این توهم را نبرده که قوم برتر است یا مذهب یا فرهنگ یا شیوهٔ زندگی برتری دارد و گسترش امپریالیستی و سلطهاش را بدین طریق توجیه نکرده باشد؟
rebook
۴
تمام تبلیغات باید بسیار ساده باشد و حد ذهنیاش را با قابلیت دریافت حداقلی ذهنی مخاطبانش هماهنگ کند. پس باید سطح ذهنی خود را درخور تودههایی که قرار است آن را بفهمند پایین بیاورد... قوهٔ دریافت تودهها بسیار محدود و درکشان بسیار ناچیز است. از سوی دیگر بسیار مستعد فراموشی هستند. پس تبلیغات مؤثر باید محصور به چند نکته باشد که به شکل شعار مطرح شود.
rebook
۴
در نتیجهٔ هنجارشدگی ایدئولوژی فاشیستی، اتهام «فاشیست» زدن افراط به حساب میآید،
محسن
۴
اگر بتوان به مردمی باوراند که حقیقتاً استثنایی هستند و بهطور طبیعی یا به خاطر ایمان مذهبی مقدر شده فرمانروای دیگران باشند، آنها را به دروغِ نفرتانگیزی متقاعد کردهاند.
rebook
۳
سیاست فاشیستی از گذشتهٔ پاک اسطورهای یاری میطلبد که به گونهای تراژیک ویران شده است. بسته به نحوهٔ پیدایش هر ملتی، تاریخ اسطورهای دورهای است که ملت از نظر مذهبی یا نژادی یا فرهنگی و یا هر سه اصیل و دستنخورده بوده است. اما ساختار مشترکی در میان تمام این اسطورهسازی فاشیستی دیده میشود. در همگی آنها، داستان پرآبوتاب زندگی خانوادگی بر مبنای مردسالاری بر همه چیز مقدم است، داستانی که شاید عمرش به همین چند نسل پیش برسد. در گذشتهٔ کمی دورتر، گذشتهٔ اسطورهای دوران شکوفایی مُلک و ملت بود؛ سرشار از جنگهای ظفرمندانهٔ سپهسالاران وطنپرست که ارتش زیر فرمانشان متشکل از مردان روستازاده، قویبنیه، سلحشور و سرسپردهای بود که زنانشان در خانه در کار پرورش نسل بعد بودند.
rebook
۳
رئیسجمهور ترامپ پیوند این گذشتهٔ اسطورهایشده با بردهداری را محکوم کرد و آن را کوششی برای اجحاف به سفیدپوستان آمریکایی دانست تا نتوانند به «میراث» خود ببالند.
حذف گذشتهٔ واقعی، گذشتهٔ قومیِ اصیل و سرشار از فضیلت به ارمغان میآورد.
rebook
۲
تاریخ ناسیونالسوسیالیسم نمونهٔ برجستهای است که چگونه سیاست فاشیستی به هویت ملی شکل میبخشد. برداشتی از ملیگرایی قومی در دههٔ ۸۰ قرن نوزدهم در اتریش و آلمان رواج یافت و جنبش ناسیونالسوسیالیسم از آن سرچشمه گرفت. جنبش فولکلیش ریشه در مفهوم رمانتیکشدهٔ خلوص قومی آلمان داشت. تفکر فولکلیش یهودستیزی را بخشی از تعریف خود از مفهوم فولک آلمانی میدانست. فولک در تضاد با دشمن یعنی یهودیان تعریف میشد.
rebook
۲
در نظرسنجی سال ۲۰۱۷ که پیشتر در همین کتاب ذکر شد، دربارهٔ مفهوم سختکوشی و خودکفایی، شکاف عمیقی میان شرکتکنندگان شهری و روستایی وجود داشت. وقتی از آنان پرسیدند: «به عقیدهٔ شما فقرا را باید سرزنش کرد یا موقعیتی را که در آن قرار گرفتهاند؟» ۴۹ درصد روستاییان موافق این جواب بودند که «بیهمتی فقرا سزاوار سرزنش است»، درحالیکه ۴۶ درصد با این جواب موافقت نشان دادند که «موقعیت سختِ ورای کنترل آنان» برعکس، تنها ۳۷ درصد شهرنشینان «بیهمتی فقرا» را مسئول میدانستند، درحالیکه ۵۶ درصد باور داشتند: «شرایط سخت ورای کنترل آنها» باعث فقر آنان است.
rebook
۲
جنبشهای فاشیستی برای شکوفایی ملت مصرند تا افول نرخ زادوولد را برعکس کنند: خانوادههای بزرگ که زیر دست کدبانوهای ازخودگذشته پرورش مییابند هدف اصلیاند. در سیاست فاشیستی شهرها خوار شمرده میشوند، چون عرصهای برای افول زادوولد هستند و همین تأثیر مخرب جهانوطنی بر جمعیت است، زیرا چنین مردان و زنانی کمتر قادر به ایفای نقش سنتی جنسیتی خود (مثلاً مانند سربازان و مادران) هستند.
احسان رضاپور
۲
یکی از آشکارترین نشانههای سیاست فاشیستی تفرقه انداختن است. هدف از این کارْ تفکیک مردم به دو دستهٔ «ما» و «آنها» است. بسیاری از انواع جنبشهای سیاسی چنین دوگانگیای را پدید میآورند؛ مثلاً در سیاست کمونیستی، تفکیک طبقاتی را بهعنوان سلاح بهکار میگیرند. برای تعریف سیاست فاشیستی، باید دقیقاً شیوهای را شرح داد که سیاست فاشیستی از طریق آن «ما» را از «آنها» جدا میسازد و به تفاوتهای قومی، مذهبی و یا نژادی متوسل میشود و آنها را برای پدید آوردن ایدئولوژی و در نهایت اصول خود به کار میگیرد.
baktash99
۲
کدام دیکتاتور، شاه یا امپراتوری بوده که خود را برگزیدهٔ خدا برای وظیفهای که به او محول شده نداند؟ کدام قدرت استعماری حظ این توهم را نبرده که قوم برتر است یا مذهب یا فرهنگ یا شیوهٔ زندگی برتری دارد و گسترش امپریالیستی و سلطهاش را بدین طریق توجیه نکرده باشد؟
niloufar.dh
۲
در ترکیهْ مادهٔ ۳۰۱ از قانون جزا «توهینکننده به تُرک» را متمرد اعلام میکند؛ از جمله اشاره به نسلکشی ارامنه در جنگ اول جهانی به دست تُرکها. کوششِ قانونی برای حذف گذشتهٔ یک ملت ویژگی رژیمهای فاشیستی است.
Hadis
۲
در سیاست فاشیسم، بحث و گفتوگو دیگر بر مبنای عقلانیت نیست، بلکه ترس و خشم جایگزین آن میشود. وقتی فاشیسم موفق است، احساس شکست در مخاطبانش سر برمیآورد، احساس بیاعتمادی و خشم نسبت به کسانی که مسبب این شکست معرفی شدند.
سیاست فاشیسم اظهارات فردی خاص یا شاید یک حزب سیاسی را به جای واقعیت مینشاند. بخشی از روند نابودی فضای اطلاعاتی با تکرار مدام و پیدرپی دروغی آشکار صورت میگیرد.
edris
۲
ویژگی سیاست فاشیستی تلاش برای اسطورهای کردن گذشته و ارائهٔ روایتی از میراث ملی است که همچون سلاحی برای دستاوردهای سیاسی امروز بهکار رود.
edris
۲
در ارتکاب جرمی یکسان، سیاهان آمریکایی بیشتر از سفیدپوستان روانهٔ زندان میشوند.
rebook
۱
در مقالهای به نام «پرواز، جغرافی و نژاد» که در سال ۱۹۳۹ در نشریهٔ پرطرفدار ریدرز دایجست چاپ شد، لیندبرگ چیزی برای آمریکا تجویز میکند که بیشباهت به نازیسم نیست:
وقت آن است که از کشمکش دست بکشیم و سپر نژاد سفید را علم کنیم. همپیمانی با نژادهای بیگانه ثمری جز مرگ برای ما ندارد. پیش از آنکه آبهای پهناور کشورهای بیگانه ما را در خود فروبلعد، باید از میراثمان در برابر مغولان، پارسیان و اعراب مغربی دفاع کنیم.
rebook
۱
سیاستمداران فاشیست برای توجیه عقایدشان با تحریف فهم همگانی از تاریخ، گذشتهای اسطورهای میسازند تا نظراتشان دربارهٔ شرایط امروز را موجه جلوه دهند. با تحریف در زبان آرمانها از طریق تبلیغات، درک عامهٔ مردم از واقعیت را بازتعریف میکنند. از روشنفکرستیزی حمایت میکنند و دانشگاه و نظام آموزشی را آماج حملات خود قرار میدهند تا مبادا اصول و عقایدشان را به چالش کشند. نهایتاً، با این تکنیکها، سیاستهای فاشیستی وضعیت ناواقعیت را پدید میآورد که در آن توهم توطئه و اخبار جعلی جایگزین گفتوگوی عقلانی میشود.
rebook
۱
طرح عمومی اتهام نادرست فساد به دیگران، درحالیکه خود اتهامزنندگان بیشتر آلوده به فسادند، شیوهٔ معمول سیاست فاشیستی است. تشکیل ستاد مبارزه با فساد عموماً در قلب جنبش سیاسی فاشیست جای دارد. سیاستمداران فاشیست فساد را در دولتی محکوم میکنند که خود قصد تصرف آن را دارند و این از عجایب روزگار است، چون سیاستمداران فاشیست جملگی از کسانی فاسدترند که میخواهند در انتخابات شکستشان دهند یا جایشان را در دولت بگیرند.
rebook
۱
در کتاب هشتم جمهوری افلاطون، سقراط میگوید مردم به دنبال خودفرمانروایی نیستند، بلکه در جستوجوی رهبری توانمند هستند تا از او پیروی کنند. به خاطر وجود آزادی بیان در نظام دموکراسی، راه بر عوامفریبان گشوده است تا از نیاز مردم به مرد قدرتمند سوءاستفاده کنند. مرد قدرتمند از این آزادی برای به دام کشیدن نفرت و وحشت مردم استفاده میکند. وقتی مرد قدرتمند به قدرت رسید، بساط دموکراسی را برمیچیند و خودکامگی را علم میکند.
rebook
۱
تلاشهای ضداستعماری عموماً زیر پرچم ملیگرایی گرد آمده است. برای مثال، ملیگرایی هند ابزاری برای ماهاتما گاندی بود تا آن را در راه مقابله با فرمانروایی انگلستان به کار بگیرد. جنس اینگونه ملیگرایی، یعنی ملیگرایی برای مقابله با سرکوب، از فاشیسم بری است. این اَشکال ملیگرایی، از همان بطن پیدایششان، جنبشهای برابریخواهانه هستند.
rebook
۱
ملیگرایی در جان فاشیسم است. رهبران فاشیست احساس قربانیشدگی جمعی را به کار میگیرند تا حس هویت گروهیای بیافرینند که در سرشت خود مخالف خوی جهانوطنی و فردباوری لیبرالدموکراسی است.
محمد
۱
وقت آن است که از کشمکش دست بکشیم و سپر نژاد سفید را علم کنیم. همپیمانی با نژادهای بیگانه ثمری جز مرگ برای ما ندارد. پیش از آنکه آبهای پهناور کشورهای بیگانه ما را در خود فروبلعد، باید از میراثمان در برابر مغولان، پارسیان و اعراب مغربی دفاع کنیم.
baktash99
۱
طرح عمومی اتهام نادرست فساد به دیگران، درحالیکه خود اتهامزنندگان بیشتر آلوده به فسادند، شیوهٔ معمول سیاست فاشیستی است. تشکیل ستاد مبارزه با فساد عموماً در قلب جنبش سیاسی فاشیست جای دارد. سیاستمداران فاشیست فساد را در دولتی محکوم میکنند که خود قصد تصرف آن را دارند و این از عجایب روزگار است، چون سیاستمداران فاشیست جملگی از کسانی فاسدترند که میخواهند در انتخابات شکستشان دهند یا جایشان را در دولت بگیرند
احسان رضاپور
۱
اگر بتوان به مردمی باوراند که حقیقتاً استثنایی هستند و بهطور طبیعی یا به خاطر ایمان مذهبی مقدر شده فرمانروای دیگران باشند، آنها را به دروغِ نفرتانگیزی متقاعد کردهاند.
niloufar.dh
۱
تشکیل ستاد مبارزه با فساد عموماً در قلب جنبش سیاسی فاشیست جای دارد. سیاستمداران فاشیست فساد را در دولتی محکوم میکنند که خود قصد تصرف آن را دارند و این از عجایب روزگار است، چون سیاستمداران فاشیست جملگی از کسانی فاسدترند که میخواهند در انتخابات شکستشان دهند یا جایشان را در دولت بگیرند.
niloufar.dh
۱
استتار فساد در جامهٔ فسادستیزی صفت بارز استراتژی تبلیغات فاشیست است.