جملات زیبای کتاب مانوئل نویر؛ دستکش طلایی | طاقچه
تصویر جلد کتاب مانوئل نویر؛ دستکش طلایی

بریده‌هایی از کتاب مانوئل نویر؛ دستکش طلایی

نویسنده:مت اولدفیلد
انتشارات:نشر گلگشت
دسته‌بندی:
امتیاز
۴.۶از ۳۹ رأی
۴٫۶
(۳۹)
مانوئل تمام تلاشش را کرد اما بازی ۲-۲ به پایان رسید. وقتی زمین را ترک می‌کرد، آهی کشید و سرش را تکان داد و زیر لب غر زد: «چه فاجعهٔ تمام عیاری!» ناگهان فرانک دست روی شانه‌اش گذاشت و گفت: «نه، فاجعه نبود. کارت خوب بود. علاوه‌براین، تو دروازه‌بانی، کاری که دروازه‌بان‌ها می‌کنند انجام بده، یاد بگیر و فراموش کن!»
احمد ناصری
«به هیچ وجه خیالت راحت نباشه! این‌جاست که تازه کاره سختت آغاز می‌شه.»
mohammad
همان‌طور که مانوئل سرود ملی آلمان را با صدای بلند و غرور می‌خواند، سعی می‌کرد به جام معروفی که چند متر آن‌طرف‌تر روی سکویی قرار گرفته بود نگاه نکند. زیبا و نزدیک بود.
Alireza
«به هیچ وجه خیالت راحت نباشه! این‌جاست که تازه کاره سختت آغاز می‌شه.»
mohammad