
کتاب خلاصهی کیمیای سعادت
بازنویسی شده به زبان ساده
انتشارات:
انتشارات مهراندیش٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
T
۸
گر کسی از درِ معجزه و کرامت درآید و سنگی را زَر کند... آنگاه بگوید که "سه از دَه بزرگتر است" البته که باور نکنیم و در علم ما هیچ شک و تردید ایجاد نشود
Dexter
۸
گمان مبر که چشم دل، بدون خواب و مرگ، به عالم ملکوت گشاده نگردد؛ که اینچنین نیست؛ بلکه اگر در بیداری، خویشتن را ریاضت کند و دل را از غضب و شهوات و اخلاق بد و دلبستگیهای این جهان پاک کند؛ و چشم (بر روی نادیدنیها) ببندد و حواس را (از مشغولیات عالم) آزاد کند و دل را با عالم ملکوت مناسبت دهد، و همواره و در هر کار، خدا را در دل یاد کند، تا بدانجا رسد که از خویشتن بیخبر شود و جز خدا را نداند؛ آنگاه اگرچه بیدار بُوَد، روزن دل او گشاده شود و ملکوت زمین و آسمان را به وی بنمایند.
Dexter
۶
«خدایتعالی را به عبادت ما چه حاجت؟ و او را از گناه ما چه رنج است؟ پس عبادت و معصیت، نزد او یکسان است»؛ و این سخن مانند آن است که بیمار دارو نخورد و پرهیز نکند و گوید که «طبیب را چه سود و زیان که من فرمان وی را طاعت کنم یا نکنم!» و این سخن راست است، ولکن این بیمار است که اگر طاعت طبیب نکند، هلاک خواهد شد.
Dexter
۶
«اولین چیزی که در قیامت بدان نگاه میکنند، نماز است»
T
۴
ما آنچه آثار نهایی غزالی را مقبول فرق مختلف اسلامی کرده، بیطرفی و عقلانیت او در بیان حقیقت، پرهیز از مباحث مورد اختلاف و دعوت به مفاهیم بدیهیِ اسلام است؛ کاری که اگر توسط حکمای ایرانی انجام نمیشد، دست خلفای عرب را برای گسترش خرافات و اِعمال خشونت، بازتر میکرد، تا قوانین نفعطلبانهٔ قبیلهای را با توجیهات مذهبی، حاکم کنند.
Dexter
۴
از درونِ دل روزنی است گشاده به ملکوت آسمان؛ و همچنانکه از بیرونِ دل پنج دروازه به عالمِ محسوسات هست (حواس پنجگانه) که آن را عالَم جسمانی گویند؛ دل را به عوالم دیگر نیز راه هست که آن را عوالمِ روحانی گویند؛ و یک دلیل بر اثباتِ راه داشتنِ دل به عوالم روحانی، دیدن خواب است؛ و باشد که شخص در خواب چیزها بیند و ادراک کند که از راه حواس ظاهری ممکن نباشد.
Dexter
۴
بدان که آدمی باید که به درجات بالاتر سفر کند؛ و بدان که مسافر، همیشه مخالف مقیمان باشد، اما بیشتر خلق مقیم باشند؛ و مسافر، نادر بُوَد.
Diako
۴
رسول (ص) میگوید: «هرکه آسان بگیرد، خدا کارها را بر وی آسان کند».
Dexter
۳
«علم، حجاب این راه است»؛ و تو انکار کرده باشی.
اما این سخن حق است؛ چه، محسوسات و هر علمی که از راه محسوسات حاصل شود، اگر در آن مستغرق باشی، حجاب این راه باشد؛ که تا کاسهٔ دل پر باشد از چیزهای دیگر، جایی برای این معنی ندارد؛ پس باید که اول از دیگر چیزها خالی شود؛ مثلاً اگر کسی علوم دین را بیاموزد و با خود گمان کند که حقیقت تنها همین است که آموخته و بالاتر از این هیچ نیست؛ و گمان کند که هرچه خلاف آن است که من شنیدم، همه باطل باشد، چنین کس را هرگز ممکن نگردد که حقیقت کارها بر او معلوم شود
Dexter
۳
معنی اللهاکبر آن است که او بزرگتر از آن است که آدمی او را به قیاسِ عقلِ خویش بتواند شناخت؛ که حق را، به کمال و به حقیقت، جز حق نتواند شناخت.
Diako
۲
کسی به رسول (ص) گفت: «مرا دعایی گوی تا هر دعا که میکنم مُستجاب شود». فرمود: «طعامِ حلال خور تا هر دعا که کنی مستجاب شود».
Diako
۲
رسول (ص) گفت: «هرکه خشم خود را فروگیرد، حقتعالی خشم خود را از او فروگیرد؛ و هرگاه از حقتعالی عذر خواهد، خدا عذر وی را بپذیرد؛ و هرکس زبان خود را نگاه دارد، خدا عیب وی را بپوشاند».
Dexter
۱
و بدان که همهٔ لذّتهای عالم محسوسات، با مرگ باطل شود، اما لذت معرفت که به دل تعلق دارد، با مرگ بیشتر شود؛ چون دل با مرگ هلاک نگردد، بلکه روشنتر شود و لذّت آن افزون گردد
Dexter
۱
بدان که دوستیِ حقتعالی بر دل غالب نشود، الاّ به معرفت و ذکرِ (= یاد کردن) بسیار؛ زیرا هرکس کسی را دوست دارد، بسیار ذکر وی کند. (و در هر کاری به یاد معشوق باشد که آیا او از چنین کار خشنود است یا نه!) و راهِ غالب شدن یاد او بر دل، آن است که علاقه به شهوات از دل گسسته شود؛ و این ممکن نگردد مگر آنکه از گناهان دست بدارد.
Dexter
۰
اطاعتِ این لشکرِ تن از دل، مانند اطاعتِ فریشتگان است، حقتعالی را.
Dexter
۰
بدان که کلیدِ معرفتِ (= شناختِ) خدایتعالی معرفتِ خویش است؛ و برای این گفتهاند: «مَن عَرَفَ نَفسهُ فَقَد عَرَفَ ربَّهُ» (= هرکه خود را شناخت، خدای خود را شناخته است.) (حدیث علوی)
و هیچچیز به تو نزدیکتر از تو نیست؛ پس چون خود را نشناسی، دیگری را چون خواهی شناخت؟
Dexter
۰
در عالم هیچ حقیقت و علمی بزرگتر و شریفتر از معرفت به وجود آنکس نیست که شرفِ همهٔ موجوداتِ هستی به اوست؛ و پادشاه هر دوعالم اوست؛ پس لذّتِ هیچ معرفتی بهقدر لذّت معرفت به او نیست؛ پس مقتضیِ طبعِ دل، معرفت به اوست
Dexter
۰
اهل معرفت را وقتی مرگ میرسد و بهسوی آنکس میروند که او را بیشتر از هر چیز دوست دارند، در عذاب فراقِ محبوبهای این دنیا نخواهند بود.
Diako
۰
و در انجیل است که «هر که برایِ ظالمِ خویش از خدای آمرزش خواهد، شیطان از وی به هزیمت شود (= گریزان شود، شکست بخورد)».
Diako
۰
یکبار سیاهی حبشی (= اهلِ حبشه) پیش رسول (ص) آمد و گفت: «فواحشِ (= گناهان زشتِ) بسیار کردهام، آیا توبه مرا بپذیرند؟» فرمود: «بپذیرند». حبشی برفت؛ پس از مدتی بازآمد و گفت: «در آنوقت که گناه میکردم، خدا مرا دید؟» فرمود: «دید». حبشی یک نعره بزد و بیفتاد و جان بداد.
کاربر ۸۵۰۶۵۴۷
۰
معنی عذاب قبر
اکنونکه دانستی جان آدمی هرگز نمیمیرد؛ پس وقتی کسی را مرگ فرا رسد؛ و پس از مرگ را ببیند که تمام خواستهها و همهٔ معشوق وی در دنیاست؛ و به معشوق آن دنیای جدید دلبستگی ندارد؛ پس در فراقِ محبوباتِ خود (و اینکه محبوبی در آن جهان ندارد) در رنج و عذاب خواهد شد (و این است معنی عذاب قبر)؛ اما اگر کسی محبتِ معشوقِ آن جهان در دلش باشد، بهراحتی و شادی خواهد رسید؛ و برای همین است که گفتهاند: «الدنیا سِجنُ المومن و جَنَّه الکافر» (دنیا زندان مؤمن است و بهشت کافر) (حدیث نبوی)
کاربر ۸۵۰۶۵۴۷
۰
رسول (ص) گفت: «از خدایتعالی بترسید در حقِ بندگان و زیردستانِ خویش؛ و از آن طعامی به ایشان دهید که خود میخورید؛ و از آن بپوشانید که خود میپوشید؛ و کاری مفرمایید که طاقتِ آن ندارند. اگر شایسته باشند، نگاهدارید و اگرنه (آزارشان مدهید و) رد کنید؛ و بندگان خدا را در عذاب مدارید که حقتعالی ایشان را زیردست شما گردانید؛ و اگر خواستی، شمارا زیردست ایشان گردانیدی».