جملات زیبای کتاب دوازده سال بردگی | طاقچه
تصویر جلد کتاب دوازده سال بردگیsubscriptionAvailable

کتاب دوازده سال بردگی

نوع کتاب
۴.۵ امتیاز(از ۲۳ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Mr_Delshadi
۷
او گفت که در چنین مواقعی قلب انسان به طور غریزی متوجه خالقش می‌شود. در هنگام بی نیازی، و هنگامی که هیچ چیز انسان را آزار نمی‌دهد و او را نمی‌ترساند، او خداوند را به یاد نمی آورد و آماده است تا خالقش را به مبارزه بطلبد. اما اگر انسان در دل خطرها قرار بگیرد، و سایر انسان‌ها به او کمک نکنند، در زمان رنج و محنت، حتی انسان تمسخر کننده و بی ایمان برای کمک متوجه خداوند می‌شود، و احساس میکند که به جز بازوان توانمند خداوند، امید و پناهگاه دیگری ندارد.
Mr_Delshadi
۲
آه خدایا! تویی که به من زندگی بخشیدی و عشق به زندگی را در سینه‌ام قرار دادی، و سینه‌ام را لبریز از احساساتی کردی که مثل احساس همه‌ی انسان‌هاست، رهایم نکن. به این برده‌ی بیچاره رحم کن. نگذار نابود شوم. اگر از من حمایت نکنی، من از دست رفته‌ام ـ! از دست رفته‌ام! چنین دعاهایی در سکوت، بی آن که زمزمه کنم از اعماق قلبم به سوی آسمان می‌رفت. اما هیچ صدایی جوابم را نداد. هیچ صدای شیرین و آرامی از بالا به سوی من نیامد که زمزمه کند: «من هستم، نترس!» ظاهراً خدا هم من را فراموش کرده بود، منی که انسان‌ها هم سرزنشم می‌کردند و از من متنفر بودند.
fahime
۲
حالا بگذار سوالی از تو بپرسم. آیا در اعلامیه‌ی استقلال نیامده که همه‌ی آدم‌ها آزاد و برابر خلق شده اند؟» اپس جواب داد: «چرا، ولی نوشته شده همه‌ی انسان‌ها، نه کاکاسیاه‌ها و میمون‌ها.» و در این جا خنده‌ی بلندتر و ناهنجارتری کرد.
AS4438
۲
افسوس! هنوز درباره‌ی میزان «بی‌عدالتی انسان‌ها نسبت به یکدیگر» چیزی نیاموخته بودم و نمی‌دانستم حرص پول انسان را تا چه اندازه پست و شرور می‌کند.
مُروا
۲
من هم اگر جرأت داشتم گریه می‌کردم!
AS4438
۱
«تمرین، انسان را به کمال می‌رساند.»
AS4438
۱
«من خواهان بهشتی در آسمان نیستم، وقتی روی زمین حق سرکوب می‌شود، تنها بهشتی که در آرزویش آه می‌کشم، استراحت است، استراحت ابدی» .
مُروا
۱
واقعاً سخت بود که بفهمم باید از سوسمارها و سگ‌ها بیشتر بترسم یا از آدم‌ها!
Mr_Delshadi
۰
زندگی برای همه‌ی موجودات، عزیز است. حتی کرمی که در اعماق خاک می‌خزد، برای حفظ زندگیش تلاش می‌کند. در آن لحظه، با وجود آن که برده بودم و با من بدرفتاری می‌شد، زندگیم برایم عزیز بود.
AS4438
۰
ممکن است روزی بیاید که زمان وحشتناک انتقام باشد، زمانی که نوبت ارباب است که برای جلب ترحم، بیهوده گریه کند. اگر دعاهای برده به خداوند برسد، چنین روزی خواهد آمد.
AS4438
۰
اما یک حساب رسی هم در کار است. بله اپس، روزی می‌آید که به اندازه‌ی شعله اجاق، سوزان است. دیر و زود دارد، اما عدالت خداوند حکم می‌کند که چنین روزی از راه برسد» .
مُروا
۰
اگر مرده بودم، مجبور نبودم این همه بدبختی و درد و رنج را تحمل کنم. من در آرزوی آزادی بودم، اما حلقه‌ی غلامی بر گردنم بود، و نمی‌توانستم آن را بشکنم.
مُروا
۰
در زندگی ناخوشایند من، لحظاتی وجود داشت که در بسیاری از آن‌ها، فکر کردن به مرگ به عنوان پایانی برای درد و رنج‌های زمینی، و اندیشیدن به قبر به عنوان استراحتگاهی برای بدن خسته و فرسوده‌ام، برایم دلپذیر بود
مُروا
۰
گرما، تمایل به خوابیدن را در من بیدار می‌کرد،
مُروا
۰
در هنگام بی نیازی، و هنگامی که هیچ چیز انسان را آزار نمی‌دهد و او را نمی‌ترساند، او خداوند را به یاد نمی آورد و آماده است تا خالقش را به مبارزه بطلبد. اما اگر انسان در دل خطرها قرار بگیرد، و سایر انسان‌ها به او کمک نکنند، در زمان رنج و محنت، حتی انسان تمسخر کننده و بی ایمان برای کمک متوجه خداوند می‌شود، و احساس میکند که به جز بازوان توانمند خداوند، امید و پناهگاه دیگری ندارد.
مُروا
۰
صدای نمایندگان وطن پرستی که دم از آزادی و برابری می‌زدند، تقریباً با صدای زنجیر برده‌های بیچاره در هم می‌آمیخت. اقامتگاه بردگان زیر سایه‌ی ساختمان کنگره قرار گرفته بود!