
shahram238
۳
میدانیم که قدرت ناشی از کمیابی است.
shahram238
۲
مانکور اولسون نشان داد که دزدسالاری در راس کشور، مانع از رشد کشورهای فقیر میشود. وجود یک دزد بهعنوان رئیسجمهور لزوما کشور را به سرنوشت بدی دچار نمیکند؛ رئیسجمهور ممکن است ترجیح بدهد، اقتصاد را رونق داده و سپس یک تکه بزرگتر از آن را بردارد. اما بهطور کلی، غارت گسترده خواهد بود، به این دلیل که یا دیکتاتور به مدت تصدی حکومت خود اطمینان ندارد، یا باید به دیگران اجازه دزدی دهد، تا همچنان حمایت آنان را حفظ کند.
سپس با حرکت به سمت پایین از هرم ثروت، توسعه عقیم میشود، زیرا قوانین و مقررات جامعه، پروژهها یا کسبوکارها را تشویق نمیکنند که خود نوعی کالای عمومی هستند. کارآفرینان کسبوکارهای رسمی را ایجاد نمیکنند (انجام آن بسیار دشوار است) و بنابراین مالیات نمیپردازند؛ مقامات رسمی خواهان پروژههای مسخرهای برای ایجاد اعتبار یا ثروتمند کردن شخصی خود میشوند و کودکان مدرسهرو خود را به زحمت نمیاندازند تا شایستگیهای جدیدی را بهدست آورند.
shahram238
۲
بازارها بدون نهادهای حمایتی، خوب کار نمیکنند: در یک اقتصاد بازار، مردم به بانکها برای دریافت وامهای تجاری، قوانین ناظر بر قراردادها، برای حل و فصل مناقشات و اطمینان از اینکه سود آنها مصادره نخواهد شد، نیاز دارند. این نهادها را نمیتوان یکشبه ایجاد کرد.
shahram238
۲
در این کتاب آموختیم: با قدرت کمیابی و فساد مبارزه کنیم؛ اثرات خارجی را تصحیح کنیم؛ برای به حداکثررساندن اطلاعات تلاش کنیم؛ مشوقهای مناسب را ایجاد کنیم؛ با کشورهای دیگر تعامل کنیم؛ و مهمتر از همه، نظام بازاری را که بسیاری از این کارها را همزمان انجام میدهد، در آغوش بگیریم.
shahram238
۲
اگر میخواهید خرید کنید، سعی نکنید فروشگاه ارزانی پیدا کنید،. تلاش کنید ارزان خرید کنید. اغلب مواقع، محصولات مشابه، یکسان قیمتگذاری میشوند. یک سفر پرهزینه برای خرید، نتیجه خریداری بیدقت محصولات با حاشیه سود بالاست تا اینکه نتیجه پرسه زدن در فروشگاهی با "ارزش بد" باشد. زیرا قیمتگذاری مختلف بیشتر از تفاوتهای قیمتی نشأت میگیرد تا تفاوت ارزشی که ممکن است بین یک مغازه و مغازه دیگر وجود داشته باشد.
shahram238
۱
گوگل، مصداق زنده این است که نفر اول بودن در اینترنت، هیچ امتیازی محسوب نمیشود. آنچه مهم است، بهترین بودن است. گوگل خیلی دیر وارد بازی شد، زمانی که به نظر میرسید یاهو خود را بهعنوان پادشاه تمام موتورهای جستجوی اینترنتی، اثبات کرده است، بهطوریکه نام آن مترادف با جستجوی اینترنتی بود. سؤالی که درباره گوگل وجود دارد این است که شرکتی که در یک گاراژ ایجاد شده، چگونه میتواند جای رقبا را اشغال کند؟ در بستر اینترنت، هر شرکت داوطلب رقابت با دیگران است. فضای وب قدرت کمیابی را از بین میبرد.
shahram238
۱
هر پروژهای به احتمال فراوان در صورتی موفق میشود که افرادی که از موفقیت آن سود میبرند، همان افرادی باشند که وجود آن را امکانپذیر میکنند.
shahram238
۰
جای شگفتی کمی وجود دارد که جرج برنارد شاو میگفت که تخصصها "همگی توطئههایی علیه عوام" هستند.
shahram238
۰
بسیاری از سازمانهایی که قرار است ما را از افراد "بدون صلاحیت" محافظت کنند، در حقیقت به نگهداری دستمزدهای بالاتر "افراد دارای صلاحیت" برای کسانی کمک میکنند که از خدمات آنها استفاده میکنیم.
shahram238
۰
یک اقتصاددان میتواند نشان دهد که مجوز ورود بسیاری از مهاجران دارای مهارت، به کنترل شکاف بین دستمزد افراد ماهر و غیر ماهر کمک میکند، درحالیکه مجاز دانستن ورود مهاجران غیر ماهر خلاف این نتیجه را در پی دارد.
shahram238
۰
زمانی که آثار جانبی وجود ندارد، بازارها بهطور خودکار هزینهها را حساب کرده و بهعنوان مشوقی برای تولیدکنندگان آنها را کاهش میدهند. هنگامیکه آثار خارجی وجود داشته باشند، هزینههای نامرئی در بازار ظاهر میشوند، اما سیستمهای قیمتگذاری بر اساس عوارض جانبی، مانند اخذ مالیات، نبود سیگنال در خصوص این هزینهها را جبران خواهند کرد.
shahram238
۰
به همین دلیل است که ساختمانهای بانکها را باشکوه میسازند. در دوران قبل از نظارت دولتها بر بانکها، هیچ راهی برای سپردهگذاران برای تشخیص اینکه عملیات بانک بزن در رو است یا نه وجود نداشت. مشتریان دریافتند که کلاهبرداران بانکی چناچه قصد دزدی داشته باشند، کف شعبات بانکی خود را سنگ مرمر نمیکردند و دستگیرههای برنز نمیزدند. این هم باز دلیلی است برای اینکه در هنگام خرید از فروشگاهی که ثابت است بیشتر هزینه پرداخت میکنید تا از جمعه بازارها، چرا که در جمعه بازارها در خصوص کیفیت و دوام کالاها اطلاعاتی ندارید. اما فروشگاه ثابت همیشه در جای خود ثابت است تا در صورت نیاز پول شما را بازگرداند و چنانچه فروشگاهی چنین تضمینی بدهد درمییابید که احتمال کمی وجود دارد که شما از کیفیت کالا شکایت کنید.
shahram238
۰
از آنجا که تغییرات همه روندها بهسرعت در پیشبینیها لحاظ میشود، اثر همه اقدامات و رفتارهای قابل پیشبینی بازار خیلی زود خنثی میشود. تنها چیزی که در این میان میتواند تمایز ایجاد کند، خبرهای ناگهانی و غیرمنتظره است. نتیجه اینکه تنها خبرهای تصادفی میتوانند میزان مبادله سهام، قیمت آن و شاخصهای بازار را تغییر دهند. این رفتار کاملا تصادفی در ریاضی، "گام تصادفی" - به معنی وجود شانس یکسان افزایش یا کاهش- نامیده میشود.
shahram238
۰
سود از کمبود ناشی میشود؛ برای مثال مالکیت یک زمین کمیاب (که توسط ضوابط قانونی حفاظت شده)، یک نام تجاری کمیاب (که توسط یک نشان تجاری حفاظت شده) یا یک سازمان با قابلیتهای منحصربهفرد (که سخت بودن کپیبرداری از یک سازمان موثر، از آن حفاظت میکند). بنابراین قیمت سهام تنها در صورتی افزایش مییابد که آن تحول اقتصادی بتواند سازمانها را در کنترل منابع کمیاب کمک کند.
shahram238
۰
نپال مثال دیگری است که نشان میدهد اگر یک جامعه نتواند نوع درستی از انگیزهها را برای رفتار بهرهورانه فراهم کند، هیچ مقداری از زیرساختهای فنی نمیتواند آن را از فقر نجات دهد. افرادی مامور اجرای پروژههای توسعه میشوند که اغلب علاقه زیادی نسبت به موفقیت ندارند، بلکه بیشتر تمایل به دریافت رشوه و پیشرفت شغلی دارند. اگر کارایی پروژه یک ملاحظه جزئی باشد، آنگاه بهسختی باید تعجب کرد که چرا پروژه به اهداف عمومی اعلامشده خود نمیرسد، حتی اگر به اهداف واقعی خود در مورد ثروتمندتر کردن بوروکراتها نیز برسد. علاوه بر این حتی اگر پروژه دقیقا بر اساس اهداف توسعه تبیین شده باشد، رشوهها و سایر انحرافات احتمالا کارها را از بین میبردند.
shahram238
۰
آموزش اندک و تکنولوژی و زیرساختی که کامرون دارد میتواند بسیار بهتر مورد استفاده قرار گیرد، اگر جامعه بهنحوی سازماندهی شود که به ایدههای خوب و مولد پاداش دهد. اما اکنون اینچنین نیست.
ما هنوز واژه مناسبی برای توصیف آنچه در کامرون از دست رفته است و در واقع برای کشورهای فقیر در سراسر دنیا نداریم. اما بهتازگی آغاز به درک آن کردهایم. برخی افراد آن را "سرمایه اجتماعی" یا شاید "اطمینان" مینامند. برخی دیگر آن را "حاکمیت قانون" یا "نهادها" میخوانند. اما اینها تنها عناوین هستند. مسئله این است که کامرون مانند هر کشور فقیر دیگری، جهان درهم برهمی است که در آن بیشتر مردمش علاقه دارند تا بهطور مستقیم یا غیرمستقیم به هر کس دیگری آسیب وارد کنند. انگیزهها برای خلق ثروت به هر طریق ممکن، همگی درست مانند بام کتابخانه مدرسه بر سر آنان ریزش میکند.
shahram238
۰
اگر شما مایل به ثروتمند شدن هستید، در آنصورت ایدهٔ خوب، ایجاد ارتباطات نزدیک با بقیه جهان است. اگر شما ترجیح میدهید که هیچ چیزی تغییر نکند، بهتر است لنگرگاهتان با گل و لای پر شود. اگر مایل هستید که ثروتمند باشید و هیچ چیزی تغییر نکند، در آنصورت ناامید خواهید شد.
shahram238
۰
بینش ریکاردو آن است که موانع تجاری، چه بهصورت پرداخت یارانه به کشاورزان یا مقرراتگذاری در منسوجات یا مالیات بر تلویزیون باشد - موقعیت هم ما و هم چین را بدتر میکند. مهم نیست اگر چینیها در تولید همهچیز از ما بهتر باشند. آنها باید در تولید کالاهایی تمرکز کنند که اقتصادشان بیبش از همه در آن کارایی دارد. ضمنا، حتی به فرض اگر ما در تولید همه کالاها بدتر هستیم، بایستی در تولید کالاهایی تمرکز کنیم که در آنها ضعف کمتری داریم.
shahram238
۰
اشتباهات، یقینا- شاید خیلی بیشتر از حالتی که برنامهریزی مرکزی وجود دارد، ایجاد خواهند شد. اما مشکلات کوچک باقی میمانند که در اقتصاد بازار ما آن را "تجربه" مینامیم. اگر سرمایهگذاران خطرپذیر همه حقیقت را به آنها بگویند، انتظار زیادی برای موفقیت ندارند. آنها هنگامیکه موفق میشوند، برخی را ثروتمند کرده و نوآوری را وارد کل اقتصاد میکنند. اما وقتیکه شکست میخورند-که اغلب بیشتر از موارد پیروزی است- برخی مردم ورشکسته خواهند شد، اما هیچکس نمیمیرد. تنها اقتصادهای دستوری میتوانند تجارب ما از شکستهای مرگبار عجیب و غریب و سرکوب انتقادهای آگاهانه را افزایش دهند.
shahram238
۰
سوپرمارکتها پر از کالاهای جانشین نزدیک (یا غیر نزدیک هستند) بعضیها گران، بعضیها ارزان و برخی دارای یک جزء تصادفی قدرتمند در قیمتگذاری هستند. جز تصادفی برای خریدارانی است که به قیمتها با بهترین روشهای چانهزنی، توجه میکنند و به خاطر میآورند و مقایسه میکنند. اگر میخواهید سوپرمارکتها را گول بزنید، مشاهده ساده بهترین سلاح شماست و اگر برای این کار نمیخواهید اذیت شوید، شما نیازی به پسانداز پول ندارید.
shahram238
۰
در یک بازار آزاد، مردم اشیایی را که ارزش کمتری برای آنها نسبت به قیمت مورد تقاضای فروشنده دارند، نمیخرند و مردم اشیایی را که ارزش بیشتری نسبت به قیمت تقاضا برای آنها دارد، نمیفروشند (یا اگر این کار را انجام دهند، هرگز برای بلندمدت نخواهد بود؛ بنگاههایی که هر روز فنجانهای قهوه را به نصف آنچه برای تولید آنها هزینه برداشته است میفروشند، تقریبا بهسرعت از کسبوکار خارج میشوند). دلیل این کار ساده است: هیچکس آنها را مجبور به این کار نمیکند که به این معناست که بیشتر معاملاتی که در بازار آزاد رخ میدهند، کارایی را بهبود میبخشند، زیرا آنها وضعیت هر دو طرف را بهتر میکنند -یا حداقل بدتر نمیکنند- و به هیچکس دیگری آسیبی نمیرسانند.
shahram238
۰
ما باید کمک کنیم برای مردم آنگونه زندگی را بسازیم که از انجام کاری که از آن لذت میبرند، بهره ببرند. حتی اگر بهطور خفیفی برای دیگران آزاردهنده باشد. اما همه ما باید از آسیب زدن به دیگران جلوگیری کنیم، حتی اگر این تلاش برای آسیب زدن کوچک باشد.
shahram238
۰
بازارهای کامل باعث نمیشوند که ما بخندیم یا خانوادهمان را دوست داشته باشیم، اما میتوانند ما را مطمئن سازند که میتوانیم به یک کاپوچینو اگر و فقط اگر تمایل به پرداخت بیشتری نسبت به قیمت واقعی آن داشته باشیم، دست یابیم- که این هزینهها شامل هزینه زمان و خدمات پیشخدمت، برداشتکنندگان دانههای قهوه، کارآفرینان، تولیدکنندگان ماشینآلات و بقیه میشود.
shahram238
۰
اقتصاددانان به محیطزیست اهمیت میدهند، اما رویای جهانی که این مسئله دیگر در آن معضلی نباشد که نیازمند موضعگیری اخلاقی باشد، اما بهدرستی در بازارها و جهان تحقق یافته باشد، نیازمند هم اطلاعات و هم انگیزه لازم برای متقاعد کردن افراد معمولی است تا به شیوهای پاسخگویانه در قبال محیطزیست رفتار کنند.
shahram238
۰
مشهورترین اقتصاددان قرن بیستم، جان مینارد کینز، بورس را به مسابقه احمقانه روزنامهای تشبیه کرد که در آن از خوانندگان دعوت شده بود، چند چهره زیبا از صد عکس موجود در روزنامه را انتخاب کنند. برنده خوانندهای بود که عکس دخترانی را که تصویرشان بیشتر مورد پسند افکار عمومی است انتخاب کرده بود.
shahram238
۰
بیایید به گراهام بیلی و شرکت مشاوره مدیریت او در اواخر سال ۱۹۹۸ برگردیم. ایده ضمنی داستان او این بود: مهم نیست که شما قدرت کمیابی دارید یا نه؛ مهم نیست که کسی در جهان بتواند مشابه کاری را که شما انجام میدهید انجام دهد. مهم این است که شما برای اولین بار آن را ایجاد کنید. این یک دیدگاه گلد-راش (هجوم مردم به ناحیهای که در آن طلا کشف شده) است- اولین نفر حق تقدم دارد. اگر این دسته از شرکتهای اینترنتی بتوانند جای پای خود را در اینترنت محکم کنند، سایر شرکتها ورود به بازار و بیرون راندن آنها را غیرممکن میبینند.
shahram238
۰
در این کتاب آموختیم: با قدرت کمیابی و فساد مبارزه کنیم؛ اثرات خارجی را تصحیح کنیم؛ برای به حداکثررساندن اطلاعات تلاش کنیم؛ مشوقهای مناسب را ایجاد کنیم؛ با کشورهای دیگر تعامل کنیم؛ و مهمتر از همه، نظام بازاری را که بسیاری از این کارها را همزمان انجام میدهد، در آغوش بگیریم.