باید قبول کنی که ما با بقیۀی مخلوقات فرق داریم. میتونی یه مخلوق رو اسم ببری که مثله ما جلوی هم وایستن؟ مایل باشن که بکُشن-یا کُشته بشن-برای چیزی که نه غذاست، نه مِلک و نه حتی سلطۀی موقت؟ برای ایدههای بیثباتی مثله اصول یا عدالت یا عشق؟ این چیزیه که ما رو به طرز رقّتباری انسان میکنه؟ جرئت داریم این رو روح انسانی بدونیم؟ و اصلاً چرا میخوایم که روح انسانی داشته باشیم؟ چرا همه میخوان که ما اینطور باشیم؟ یوری، فکر کن! فکر کن که اگه روح انسانی داشتیم، چقدر آدمای نرم و انعطافپذیری میشدیم.