جملات زیبای کتاب نکته‌های داغ برای بچه‌های عصبانی | طاقچه
تصویر جلد کتاب نکته‌های داغ برای بچه‌های عصبانیsubscriptionAvailable

کتاب نکته‌های داغ برای بچه‌های عصبانی

مهارت‌هایی برای کنترل خشم

نوع کتاب
۳.۸ امتیاز(از ۵۶ رأی)
پدیدآورندگان: 
جری وایلد، الهام پورمحمد
انتشارات: 
نشر کتاب چ

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
کاربر ۲۳۱۶۴۸۵
۱۹
حتماً بعضی‌هایتان می‌گویید: «دکتر وایلد به آخر خط رسیده. یک جای کارش می‌لنگد. انگار عقلش را از دست داده. اگر فکر می‌کند من خودم را عصبانی می‌کنم، واقعاً دیوانه است!» خب... بگذارید ببینم چه‌طور می‌توانم حرفم را ثابت کنم. برایتان داستانی تعریف می‌کنم. فکر کنید در حال پایین رفتن از پله‌ها هستید که یک‌دفعه کسی بهتان تنه می‌زند و کتاب‌هایی که در دست‌تان است، روی زمین پخش می‌شود. چه حالی پیدا می‌کنید؟ آواز می‌خوانید: «همه‌چی آرومه... من چه‌قدر خوشحالم...» بله؟ از شوخی بگذریم! احتمالاً عصبانی می‌شوید. درست است؟ فرض کنید برمی‌گردید و می‌بینید کسی که بهتان تنه زده دانش‌آموزی نابیناست و تصادفاً به شما خورده. حالا چه احساسی دارید؟ هنوز عصبانی هستید؟ احتمالاً نه. نکتهٔ مهم این است: کتاب‌هایتان روی زمین افتاده‌اند، اما دیگر باعث عصبانیت‌تان نمی‌شود. پس دلیل چیز دیگری است. این چیزِ دیگر همان فکرهایتان است. فکرها و باورها و عقاید عصبانی‌تان می‌کنند، نه پدر و مادر و معلم‌ها و خانواده. به مثالِ افتادنِ کتاب‌ها بهتر نگاه می‌کنیم. بعد از این‌که کتاب‌هایتان به زمین افتاد، چه فکرهایی توی سرتان آمد؟ آن‌ها را بنویسید.
کاربر ۲۳۱۶۴۸۵
۱۳
عصبانی شدن اشکالی ندارد اما خشونت خوب نیست در این کتاب دربارهٔ مسئلهٔ مهمی صحبت می‌کنیم. می‌خواهم حسابی وقت بگذارم و بهتان بگویم خشم چیست، اما لازم است شما هم بدانید که وقتی خشم تحت کنترل است، نتایج مثبتی خواهد داشت. هیچ خصوصیتی همیشه بد نیست، مگر نه؟
کاربر ۲۳۱۶۴۸۵
۱۳
خوبی‌های خشم همان‌طور که قبل از این هم گفته‌ام، خشم لزوماً بد نیست. مهم این است که با خشم چه می‌کنیم. خشم گاهی مشکلات زیادی ایجاد می‌کند، اما ممکن است در موقعیت‌های خاصی کمک‌کننده هم باشد. خشم به شما چه چیزهایی می‌گوید؟ خشم باعث می‌شود بفهمید به ارزش‌هایتان بی‌احترامی شده است. علاوه‌براین، خشم می‌گوید به چه چیزهایی معتقدید و این خیلی مهم است. مثلاً اگر وقتی کسی بهتان دروغ می‌گوید، خیلی عصبانی می‌شوید، یعنی راستگویی برایتان خیلی مهم است و اگر وقتی کسی دیر می‌آید خشم‌تان زبانه می‌کشد، یعنی وقت‌شناسی برایتان مهم است.
کاربر ۲۳۱۶۴۸۵
۱۳
سه مورد از چیزهایی را که عصبانی‌تان می‌کند بنویسید.‌ سپس سعی کنید تشخیص دهید به کدام‌یک از ارزش‌هایتان بی‌احترامی شده است. این کار باعث می‌شود خودتان را عصبانی کنید. از دو مثالی که این‌جا آمده، یعنی دروغ‌گویی و وقت‌شناسی، به عنوان راهنما استفاده کنید
~ɢʟᴀꜱꜱ ꜰᴀɢɴᴇʀ
۱۳
بدهند، اما هر کدام از ما فقط می‌توانیم احساس خودمان را داشته باشیم، نه احساس دیگران را
کاربر ۲۳۱۶۴۸۵
۱۲
خبر خوبی است. اگر بقیهٔ آدم‌ها و چیزها دلیل عصبانیت‌مان بودند، چه‌طور می‌توانستیم تلاش کنیم خشم‌مان را کنترل کنیم؟ در آن صورت هیچ کاری از دست‌مان برنمی‌آمد، چون هیچ کنترلی روی دیگران نداریم... آن وقت آن‌ها مثل عروسک خیمه‌شب‌بازی با احساسات‌مان بازی می‌کردند. شما عروسک خیمه‌شب‌بازی نیستید، تحت کنترل نیستید و واکنش‌هایتان را خودتان انتخاب می‌کنید. هیچ نخی بهتان وصل نیست! علاوه‌براین، اگر اتفاق‌ها عصبانی‌مان می‌کردند، همهٔ آدم‌ها باید از یک اتفاق مشخص عصبانی می‌شدند، درحالی‌که این‌طور نیست، مثلاً گاهی چیزهایی که باعث می‌شود پدر و مادرتان حسابی جوش بیاورند، شما را می‌خنداند. پس اتفاق‌ها و چیزها و آدم‌های دیگر عصبانی‌تان نمی‌کنند. حالا که به این سؤال مهم جواب داده‌ایم، باید برویم سراغ کار اصلی‌مان. ما نیاز داریم یاد بگیریم چه‌طور قبل از عصبانیت فکرهایمان را بشنویم. کار ساده‌ای نیست، اما غیرممکن هم نیست. ممکن است بعضی از شما هنوز ارتباط بین فکر و احساس را باور نکرده باشید.
کاربر ۲۳۱۶۴۸۵
۱۲
ذهن‌خوانی این خطا وقتی اتفاق می‌افتد که فکر می‌کنیم می‌دانیم در ذهن دیگران چه می‌گذرد؛ در واقع فکر می‌کنیم آن‌قدر خوب دیگران را می‌شناسیم که دلیل رفتارهایشان را می‌دانیم. مثلاً یکی از دوستان‌تان می‌گوید نمی‌تواند جمعه برای فیلم دیدن به خانه‌تان بیاید و شما فکر می‌کنید یعنی از شما خوشش نمی‌آید. مغزتان می‌گوید: «اگر دوستم بود، حتماً می‌آمد.» به این موضوع فکر کنید. هزار دلیل برای نیامدن دوست‌تان وجود دارد. شاید اجازه ندارد جمعه با دوستانش قرار بگذارد، شاید جمعه خارج از شهر باشد و شاید هم از قبل به کسی قول داده که با او فوتبال برود. می‌توانیم به دلایل احتمالی رفتار دیگران فکر کنیم، ولی هیچ‌وقت نمی‌توانیم دلیل واقعی رفتارشان را بفهمیم، مگر این‌که خودشان به ما بگویند. در ضمن، به یاد داشته باشید هر چه آدم‌ها می‌گویند راست نیست! پس خواندن فکر آدم‌ها را به جادوگرها بسپارید.
کاربر ۲۳۱۶۴۸۵
۱۱
فکرها و احساس‌ها چه احساسی پیدا می‌کنید اگر به این فکر کنید که وای... نه! نمی‌دانستم امروز امتحان ریاضی داریم. من آدم بی‌ارزشی هستم.
پویا پانا
۸
هنری وارد بیچر می‌گوید: «حرفی که یک آدم عصبانی می‌زند، فراموش نمی‌شود.»
nastar-esm
۶
خشم باعث می‌شود بفهمید به ارزش‌هایتان بی‌احترامی شده است. علاوه‌براین، خشم می‌گوید به چه چیزهایی معتقدید و این خیلی مهم است.
Baseer Koushan
۵
عصبانی بودن لذت بردن از زندگی را برایتان خیلی دشوار می‌کند. چیزی که از آن مطمئنم این است آدم‌هایی که راستی‌راستی عصبانی‌اند، زندگی شادی ندارند.
زهرا سادات حسینی
۴
م هرجا دستور دیدی، عصبانیت همان‌جاست
گندم
۴
ما همیشه با خودمان حرف می‌زنیم. خیلی وقت‌ها خودمان حواس‌مان نیست که این کار را می‌کنیم، درست مثل نفس کشیدن. تمامِ روز نفس می‌کشیم، اما هرگز به آن فکر نمی‌کنیم.
یا مهدی
۳
عصبانیت همیشه باعث هدر دادن وقت و انرژی می‌شود و هیچ‌وقت نتیجهٔ مثبتی ندارد. عصبانی بودن باعث می‌شود کارهای زیادی انجام بدهیم که فقط انرژی‌مان را تلف می‌کند؛ حال این‌که به این انرژی برای زندگی کردن و تلاش کردن و زنده ماندن احتیاج داریم.
ieki
۳
نیستیم. پس وقتی از بدرفتاری دیگران ناراحت می‌شوم چه‌کار می‌کنم؟... آرزو می‌کنم! (البته مثل دخترک داستان جادوگر شهر اُز پاشنه‌های کفشم را سه‌بار به هم نمی‌زنم... دست‌کم در جمع این کار را نمی‌کنم!) به‌جای این‌که به آدم‌ها دستور بدهم درست رفتار کنند، آرزو می‌کنم و دعا می‌کنم و امید دارم که آن‌ها با من بهتر رفتار کنند، ولی عصبانی نمی‌شوم. عصبانی شدن اوضاع را عوض نمی‌کند، ولی روزم را خراب می‌کند و به بدنم آسیب می‌زند. پس من زیاد عصبانی نمی‌شوم و اگر هم شدم، نمی‌گذارم عصبانیتم زیاد طول بکشد.
ieki
۳
باورها و فکرهای منطقی (درست) را از باورها و فکرهای غیرمنطقی (غلط) تشخیص بدهید. فکرهای غیرمنطقی را به فکرهای منطقی تبدیل کنید.
آسمان
۳
آدم باهوشی که فکر کنم مارک تواین باشد، گفته: «کسی که کتاب می‌خواند از کسی که کتاب نمی‌خواند بهتر است!» آفرین مارک (یا هر کس دیگری که این حرف را زده)! عجب چیزی گفته! واقعاً تشویق لازم دارد!
آسمان
۲
هیچ کاری برای انجام دادن ندارید و حوصله‌تان بدجوری سر رفته و خواندن این کتاب را به بیرون بردن کیسهٔ آشغال یا رفتن به دندان‌پزشکی ترجیح می‌دهید.
ieki
۱
هر چند وقت یک‌بار باید کاری انجام دهیم که خودمان را خوشحال می‌کند. انگار بهمان دستور داده‌اند حواس‌مان به خودمان نباشد. فکر می‌کنیم باید صبح تا شب کار کنیم تا از خستگی بی‌هوش شویم. این اشتباه است! به خودتان اجازه دهید کاری را بکنید که خیلی دوستش دارید. شما لیاقت این جایزه را دارید!
Baseer Koushan
۱
خشم باعث می‌شود بفهمید به ارزش‌هایتان بی‌احترامی شده است.
:)
۱
اگر از قُلدرها متنفر نبودید، از آن دانش‌آموز دفاع نمی‌کردید. بنابراین این‌که قُلدرها بچه‌های کوچک را اذیت کنند، با ارزش‌های شخصی‌تان مخالف است و ممکن است به آن اعتراض کنید یا واکنشی نشان دهید. کمک کردن به دیگران همیشه ارزشمند است. بیش‌تر آدم‌ها توجه نمی‌کنند که تمام حروف کلمهٔ «حرکت» (motion) در کلمهٔ «احساس» (emotion) وجود دارد. احساسات گوناگون دلیل حرکت‌مان هستند و منجر به رفتارهای گوناگون ما می‌شوند. بنابراین خشم گاهی هم مفید است. به دلایل دیگری که باعث می‌شود خشم مفید باشد، فکر کنید و آن‌ها را بنویسید:
احسان رضاپور
۱
خشم لزوماً بد نیست. مهم این است که با خشم چه می‌کنیم. خشم گاهی مشکلات زیادی ایجاد می‌کند، اما ممکن است در موقعیت‌های خاصی کمک‌کننده هم باشد.
کتابدوست
۱
به این فکر کنید که عصبانیت چه چیزهایی بهتان داده است؟ برایتان دوستان بیش‌تری پیدا کرده؟ کسی برای آن بهتان پولی داده؟ کمک کرده با آدم جالبی دوست شوید؟ کسی بهتان گفته: «فکر می‌کنم تو خیلی باحالی، چون همیشه عصبانی هستی؟» چون زود عصبانی می‌شوید، کسی بهتان پیتزای مجانی داده؟ عصبانیت به‌جز این‌که شما را به دردسر بیندازد، چه فایده‌ای داشته؟
کاربر ۱۴۲۰۰۵۲
۱
خشم‌تان به شما آسیب می‌زند، ولی وقتی آن را بیرون می‌ریزید، بدن‌تان بیش‌تر آسیب می‌بیند.
mobi
۱
بیش‌تر آدم‌ها زود از دست کسی که با آن‌ها بدرفتاری می‌کند خلاص می‌شوند. اگر یک میلیون دلار پول ندارید که با آن دوستان‌تان را بخرید، پیشنهاد می‌کنم تلاش کنید دوستی‌هایتان را خراب نکنید.
احسان رضاپور
۱
فکر کنید در حال پایین رفتن از پله‌ها هستید که یک‌دفعه کسی بهتان تنه می‌زند و کتاب‌هایی که در دست‌تان است، روی زمین پخش می‌شود. چه حالی پیدا می‌کنید؟ آواز می‌خوانید: «همه‌چی آرومه... من چه‌قدر خوشحالم...» بله؟ از شوخی بگذریم! احتمالاً عصبانی می‌شوید. درست است؟ فرض کنید برمی‌گردید و می‌بینید کسی که بهتان تنه زده دانش‌آموزی نابیناست و تصادفاً به شما خورده. حالا چه احساسی دارید؟ هنوز عصبانی هستید؟ احتمالاً نه. نکتهٔ مهم این است: کتاب‌هایتان روی زمین افتاده‌اند، اما دیگر باعث عصبانیت‌تان نمی‌شود. پس دلیل چیز دیگری است. این چیزِ دیگر همان فکرهایتان است. فکرها و باورها و عقاید عصبانی‌تان می‌کنند، نه پدر و مادر و معلم‌ها و خانواده.
احسان رضاپور
۱
اگر اتفاق‌ها عصبانی‌مان می‌کردند، همهٔ آدم‌ها باید از یک اتفاق مشخص عصبانی می‌شدند، درحالی‌که این‌طور نیست، مثلاً گاهی چیزهایی که باعث می‌شود پدر و مادرتان حسابی جوش بیاورند، شما را می‌خنداند. پس اتفاق‌ها و چیزها و آدم‌های دیگر عصبانی‌تان نمی‌کنند.
someone
۱
اگر به خواندن این کتاب ادامه دهید، به شما سه قول می‌دهم: ۱. بهتان خوش می‌گذرد. ۲. چیزهایی یاد می‌گیرید. ۳. باز هم از صبحِ زود بیدار شدن در روزهای تعطیل متنفر خواهید بود!
pitinik
۰
ما نیاز داریم یاد بگیریم چه‌طور قبل از عصبانیت فکرهایمان را بشنویم.
پویا پانا
۰
آدم باهوشی که فکر کنم مارک تواین باشد، گفته: «کسی که کتاب می‌خواند از کسی که کتاب نمی‌خواند بهتر است!»