ضربالمثلی میگوید خطر واقعی برای سرباز، دشمن نیست، بلکه سلسلهمراتب ارتشی است
helen
این را میدانست که آدم رفتهرفته با همهچیز، با هر رویدادی کنار میآید، اما از موقعی که در جنگ برنده شده و زنده مانده بود، این احساس را داشت که هرروز کمی بیشتر در آن بازنده میشود.
شیما.بیات
کسانی که گمان میکردند این جنگ بهزودی پایان میگیرد، از مدتها پیش مرده بودند و دقیقآ در همین جنگ.
شیما.بیات
هرقدر آدم بیشتر بهامید صلح بنشیند، برای خبرهایی که نزدیکبودن آن را اعلام میکنند، اعتبار کمتری قایل است،
شیما.بیات
آمیزهای حیرتآور: از یکسو خود را بهشدت مبادی آداب و اشرافمنش نشان میداد و از سوی دیگر ذاتآ خشن و مبتذل. کمی شبیه این جنگی که سالها با آن درگیر بودند. شاید هم بههمین دلیل بود که در آن احساس راحتی میکرد.
شیما.بیات