جملات زیبای کتاب آنچه تو می‌خواهی باشم | طاقچه
تصویر جلد کتاب آنچه تو می‌خواهی باشم
off
٪۴۰
subscriptionAvailable

کتاب آنچه تو می‌خواهی باشم

نوع کتاب
۳.۷(از ۴۱ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
میندی محیا، سهیلا کولیوند
انتشارات: 
کتاب کوله پشتی

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Zohreh
۱۸
سکوت مجادله را سریع‌تر از کلمات پایان می‌دهد
Zohreh
۱۱
گاهی‌اوقات لازم است حرف‌هایی را که روی دلت مانده با صدای بلند بیرون بریزی تا بار آنها را از روی دوشت زمین بگذاری.
دختر کتابخوان
۴
اگر می‌توانستم به‌جای یکی از شخصیت‌های کتاب باشم، کدام را انتخاب می‌کردم؟ جوابش را نمی‌دانستم. من در هر کتابی که می‌خواندم شخصیت اصلی می‌شدم و خودم را در جلد او احساس می‌کردم؛ اما این ربطی به دوست‌داشتنش یا اینکه بخواهم جای او باشم نداشت.
~Albertin~
۴
گاهی‌اوقات لازم است حرف‌هایی را که روی دلت مانده با صدای بلند بیرون بریزی تا بار آنها را از روی دوشت زمین بگذاری.
~Albertin~
۳
هیچ‌کس نمی‌دانست من اینجا هستم
~Albertin~
۳
همه‌چیز اتفاقی شروع شد؛ دقیقاً مثل فیلمی سینمایی که قهرمان قصهٔ آن می‌فهمد عاشق پسر کودنی شده است یا می‌تواند به همهٔ رؤیاهای بزرگ محالش برسد و درحال گوش‌دادن موسیقی با غرور قدم می‌زند.
Zohreh
۳
او گفت هر کاری که ارزش انجام‌دادن داشته باشد کمی آدم را می‌ترساند و اینکه برخی از زیباترین قصه‌ها با سفر آغاز می‌شوند.
sara
۳
سرم را روی پایش گذاشتم و او به تنهٔ درخت تکیه داد. او می‌خواند و موهایم را نوازش می‌کرد و من بیشتر به تن صدایش گوش می‌دادم تا آن کلمات حقیقی.
دختر کتابخوان
۱
شکسپیر چیز جدیدی ننوشته است. او حسادت، خیانت و یا طمع پادشاهان را اختراع نکرده است. شیطان را ابدی جلوه داده و چراغی روشن و ثابت روی آن روشن کرده است و به ما می‌گوید این چیزی‌ست که ما هستیم و همیشه خواهیم
دختر کتابخوان
۱
دست‌ها میان‌بری برای شناخت شخصیت افراد هستند.
Zohreh
۱
او گفت از نقش بازی کردن دست بردار، عزیزم. تو نمی‌تونی تا آخر عمرت به میل دیگران رفتار کنی. دیگران فقط از تو سوءاستفاده می‌کنن. تو باید خودت رو بشناسی و بفهمی از زندگی چی می‌خوای. من نمی‌تونم این کار رو برای تو انجام بدم؛ هیچکی نمی‌تونه.
Zohreh
۱
اولین و مهم‌ترین درسِ بازیگری خواندنِ ذهنِ مخاطبانت است؛ اینکه بدانی آنها می‌خواهند تو چگونه باشی و چه‌چیزی به آنها بدهی.
Zohreh
۱
هر کتابی به‌شکلی روی شما تأثیر می‌ذاره؛ چه روی دیدگاهتون نسبت به دنیا و چه روی چگونگی تعریفی که از خودتون دررابطه‌با دنیا دارید.
sara
۱
مادر به من هشدار داده بود که در دنیا درس‌های زیادی برای یادگرفتن وجود دارد. ای‌کاش این را هم گفته بود که این یادگرفتن چه تاوان سختی دارد.
lucifer
۱
سکوت مجادله را سریع‌تر از کلمات پایان می‌دهد.
lucifer
۱
برخی از زیباترین قصه‌ها با سفر آغاز می‌شوند.
از ساعت 4 صبح
۱
مادرم همیشه به من و خواهرهایم می‌گفت سکوت مجادله را سریع‌تر از کلمات پایان می‌دهد.
از ساعت 4 صبح
۱
همهٔ ما در موقعیتی خاص و با انگیزه‌ای خاص هیولاهایی قاتل هستیم.
Zohreh
۰
همه‌چیز به آسمان بسته بود و آسمان تو را سر جایت می‌نشاند تا به تو بفهماند چقدر کوچک و حقیری!
Zohreh
۰
«من هم حال اون رو داشته‌م. وقتی فرزندت می‌میره چیزی درونت تغییر می‌کنه؛ مثل چیزهایی که قبل‌از سخت و شکننده‌شدن، نرم و انعطاف‌پذیر بوده‌ن.»
Zohreh
۰
شاید تو بتوانی جنگ را ترک کنی اما جنگ هرگز تو را رها نمی‌کند.
Zohreh
۰
«توی تموم دوره‌ها، مردهای معمولی مرتکب جنایت‌های خیلی بزرگی می‌شن. باور کن.»
Zohreh
۰
در آن لحظه فهمیدم که عشق چگونه می‌تواند حسی فراتر از ظرفیت وجودی ما خلق کند.
میرالماسی
۰
«به‌نظرم عصبانی‌بودن از تو به‌خاطر تنفرت از اینجا کار راحت‌تری بود تا اینکه از دست خودم به‌خاطر نفرت از دلیل اینجا بودنمون عصبانی باشم.»
بهنوش
۰
وقتی من و ماری روی تختخواب بودیم حالم از دورویی خودم به‌هم می‌خورد.
sara
۰
«به رؤیاهات ادامه بده.»
sara
۰
این مسائل جزئی‌ان؛ اینها واقعیتن ـ بی‌اهمیت و پیش‌پاافتاده و واقعیت‌ها همه‌جا هستن. حس درونی‌ت رو بگو؛ حسی که بخشی از وجودت باشه، بخشی از نفست؛ حسی که ندونی چطور درموردش دروغ بگی؛ حسی که تونسته تو رو اینجا کنار من نگه داره.»
sara
۰
زن‌ها همیشه حس قوی‌ای دارن
sara
۰
می‌توانست متأهل باشد، همجنس‌باز، یهودی، کافر یا همهٔ اینها باشد اما درواقع هیچ‌کدام از این چیزها اهمیتی نداشت. این چیزها به من نمی‌گفت او چه‌طور انسانی است.
sara
۰
ذهن من نه می‌توانست او را زنده کند و نه به او اجازه می‌داد بمیرد.