
کتاب پیش از طلوع و پیش از غروب
دو فیلمنامهی همراه
انتشارات:
انتشارات افراز٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
Parinaz
۱۰
عشق شبیه خدا میمونه: همهجا هست...
Parinaz
۵
هیچوقت نمیشه آدمی رو جایگزن آدم دیگهای کرد چون هر آدمی جزئیات زیبای مخصوص به خودش رو داره.
کرم کتابخوان
۵
خاطرات چیز زیباییست، اگر بهخاطرش نخواهید درگیر گذشته شوید.
Ftm Mdi
۳
جسی: چرا فکر میکنی لازمه یه رابطه تا ابد ادامه باشه و اگه اینطوری نباشه همهچیز خراب شده؟
Yasaman Mozhdehbakhsh
۳
من از این فکر که ما فقط یهسری کشتی هستیم که شبونه از کنار هم رد میشیم بدم میآد. فکر میکنم تنها باری که تو عمرم افسرده شدم، وقتی بود که احساس کردم زندگی یه سری ارتباطات لحظهایه. منظورم اینه که از تمام آدمایی که میشناختیش، الان چندتاشون تو زندگیت حضور دارن؟
کرم کتابخوان
۳
یه مدت برای یه مردی که از خودم بزرگتر بود، کار میکردم، یهبار بهم گفت تمام عمرش رو به کارش فکر کرده، حالا که پنجاهودو سالش شده، یهدفعه یادش افتاده که برای خودش هیچ کاری نکرده، یادش افتاده این زندگیش برای هیچکس و هیچچیزی نبوده. این حرفا رو با گریه بهم میزد.
کرم کتابخوان
۳
ما همگیمون طوری طراحی شدیم که باید نسبت به همهچیز احساس نارضایتی داشته باشیم.
Ftm Mdi
۱
هیچکس نمیتونه طرف مقابلشو بشناسه. نکتهٔ رابطه هم همینجاست ــ آدما همیشه میگن «میخوام بشناسمت، میخوام بدونم کی هستی.» ولی برای هرکسی شناختن خودش هم کار سختیه. «من کی هستم» همیشه عوض میشه، پس چطوری میتونی شناخت از خودتو با بقیه تقسیم کنی؟
Ftm Mdi
۱
اگه توی این دنیا جادویی وجود داشته باشه، باید همون تلاشی باشه که برای درک همدیگه میکنیم، توی تقسیم چیزی برای همدیگه باشه، حتی اگه رسیدن به این چیزا غیرممکن باشه. ولی برای کی مهمه ــ جواب تو همون سعی کردنه.
ترنج
۱
سلین: میدونم، من احساس میکنم فمینیست ساختهٔ مرداست فقط برای اینکه بتونن بیشتر خودشونو توجیه کنند. اونا به زنا میگن ذهن خودشونو آزاد کنن، بدن خودشونو آزاد کنن، با مردا بگردن، اینطوری آزاد و شاد هستن و مردا تا وقتی میتونن هر کاری بخوان انجام میدن...
ترنج
۱
زنا میگن نمیخوان مدام ازشون محافظت کنی و یهجا نگهشون داری، اما وقتی این کارو نکنی بهت میگن ترسو و بزدل.
Yasaman Mozhdehbakhsh
۱
همینه. زندگی درام نیست. همهمون داریم یه کاری میکنیم، طرف تو عربستان به همون مغازهای میره که یارو تو میامی میره. مردم فکر میکنن یه چیزی رو دارن از دست میدن، فکر میکنن بقیه یه زندگی عالی و هیجانانگیز دارن و اونا همچین چیزی ندارن. ولی همگیمون باید لباس بپوشیم، بچهها رو غذا بدیم، گواهینامهمون رو تمدید کنیم، منتظر بعدازظهر باشیم، خودمون رو غرق برنامههای سرگرمکننده کنیم، زندگیمون روتین بشه، یهکم مشروب بخوریم، برای کسی که زیاد ازش خوشمون نمیآد، کادو بخریم ـ چون از اینکه زیاد ازشون خوشت نمیآد، احساس گناه میکنی، بهخاطر همین یهکم بیشتر خرج میکنی.
Yasaman Mozhdehbakhsh
۰
سلین: بله. ولی نمیدونم سر چی بحث میکردن. آلمانیم زیاد خوب نیست. (درنگ) شنیدید که میگن هرچی زن و شوهرها پیرتر میشن قدرت شنیدن صدای همدیگه بینشون کمتر میشه؟
جسی: جدی؟
سلین: به احتمال زیاد مردا دیگه نمیتونن صدایهای تُن بالا رو بشنون و زنا هم نمیتونن صداهای پایین رو بشنون. همین باعث میشه حرفای همدیگه رو نشنون.
جسی: فکر کنم راهی طبیعی و خوبیه برای اینکه زن و شوهرها بتونن کنار هم پیر بشن و همدیگه رو نکشند.
Yasaman Mozhdehbakhsh
۰
سلین دستهایش را به هوا میبرد و آنها را از هم خیلی باز میکند.
: این تجربهٔ ذهن و ادراک افراده و...
دستهایش را به هم نزدیک میکند و دایرهٔ کوچکی تشکیل میدهد.
: و از طریق زبان اینقدرش رو میشه نشون داد. ما برای خیلی از احساساتی که داریم کلمهٔ جایگزین نداریم.
دستهایش را از هم جدا میکند و دایرهٔ بزرگی روی هوا ترسیم میکند.
: تو بیشتر وقتا نمیتونیم احساسمون رو به کسی نشون بدیم
Yasaman Mozhdehbakhsh
۰
سلین: میدونی این منو به فکر چی میندازه؟
جسی: چی؟
سلین: تمام اون آدمایی که باهاشون برخورد کوتاه داری، شاید فقط باهات یه لحظه چشم تو چشم بشن و بذارن برن.
جسی: آره، ما هم میتونستیم همین کارو بکنیم. ولی الان...
سلین: مهم نیست چیکار میتونستیم بکنیم، الان دیگه با هم هستیم.
ahdiehfozoni
۰
مردم فکر میکنن یه چیزی رو دارن از دست میدن، فکر میکنن بقیه یه زندگی عالی و هیجانانگیز دارن و اونا همچین چیزی ندارن. ولی همگیمون باید لباس بپوشیم، بچهها رو غذا بدیم، گواهینامهمون رو تمدید کنیم، منتظر بعدازظهر باشیم، خودمون رو غرق برنامههای سرگرمکننده کنیم، زندگیمون روتین بشه، یهکم مشروب بخوریم، برای کسی که زیاد ازش خوشمون نمیآد، کادو بخریم ـ چون از اینکه زیاد ازشون خوشت نمیآد، احساس گناه میکنی، بهخاطر همین یهکم بیشتر خرج میکنی.
ahdiehfozoni
۰
خاطرات چیز خوبیه اگه بابتش نخوای درگیر گذشته بشی.
