دلم برای خودم تنگ شده است
مرا ندیدهاید؟
به او بگویید باز گردد
هیچ جا خانهٔ خود آدم نمیشود
•Pinaar•
شباهنگام خانهام را میپوشم
غوطهور میان کتابها و نوشتههایم
از مدار این خاک ناامن
خارج میشوم
صبحدم جسدم را میپوشم
و میان جسدهای دیگر
در مدار زندگی
قرار میگیرم