
کتاب سقوط میستی؛ کتاب چهارم
خاندان بندیکت
انتشارات:
انتشارات طلوع ققنوس٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
Waver
۳
من از آن مدل آدمهایی بودم که حتی میترسیدم با بقیه تولدت مبارک بخوانم که مبادا صدایم شبیه جیرجیر به نظر برسد.
꧁ 𝒀𝒆𝒈𝒂𝒏𝒆𝒉 ˖♡ ꧂
۳
میدونستی زنان بیشتر از نصف جمعیت خریداران کتاب رو تشکیل میدن و تعداد نویسندههای زن از مرد بیشتره؟ و اونا چی کار میکنند؟ ما رو اقلیت میدونند؛ یه زیرمجموعه!»
Waver
۲
«من شروع میکنم.» اعتراف کردم: «من همیشه فکر میکردم میخوام دلفین باشم. توانایی شنای فوقالعاده همراه با یه لبخند گلوگشاد؛ آدم عاشقش میشه.»
Waver
۲
اگر من مثل آنها ایستاده بودم، احتمالاً یک پرنده روی سرم فضله میانداخت یا باد دامنم را در جهت نادرست بالا میزد.
꧁ 𝒀𝒆𝒈𝒂𝒏𝒆𝒉 ˖♡ ꧂
۲
«از هرسلاحی دارین استفاده کنید، حتی چیزهایی که هیچوقت فکر نمیکردین سلاح باشن. مقاومت کنید ولی دلیلی به دستشون ندین که بلافاصله نفلهتون کنند. و هرگز ناامید نشین.»
꧁ 𝒀𝒆𝒈𝒂𝒏𝒆𝒉 ˖♡ ꧂
۲
ترافیک محو شد. تنها صدای باد بود و صورتهایفلکی درخشان آسمان شب که گاهوبیگاه از پشت ابرهای تکهتکه بیرون میآمدند. همراهم در این پرواز محکم دستم را گرفته بود. دومین ستاره سمت راست و پیوسته تا خود صبح. دستش مرا نزدیکتر کشید و تبدیل به تکیهگاه شد
꧁ 𝒀𝒆𝒈𝒂𝒏𝒆𝒉 ˖♡ ꧂
۱
روز آخر دختره رو خراب نکن.»
الکس دستهایش را بالا گرفت. «من چیزی نگفتم.»
«گاهی چیزهایی که نمیگی مهمه.»